هدایت شده از مبتسمین
یعنی تو میگی من با این مسلمانان رنجکشیدهی دنیا هموطن نیستم و با این بیشرفهایی که در سوگ بچههامون هلهله کردن هموطنم؟
هدایت شده از MoWji 🦇
ولی بچهها اینا صداشون بلنده فقط، یه چک بخورن همشون میگن سگ سید علی ام.
به این فکر میکردم که
احتمالا مامان این بچه صبح به زور از خواب بیدارش کرده
تازه سحری خورده بوده طفل روزه اولیش و بعد نماز صبح خوابیده بوده
بعد از آماده شدن به مامانش گفته بوده مثل هر روز کیف جانماز سفید با نوارهای صورتیش که امسال واسه جشن تکلیف مدرسه گرفته بودن رو برداره که نماز جماعت ظهر بخونه
مامانی پیشونیشو بوسیده و راهیش کرده احتمالا سرویس دم در منتظرش بوده
سوار شده و رفته سر کلاس
زنگ اول ریاضی داشتن احتمالا
آخرای ساله و تو میناب که هوا گرمه قبل عید تموم میکنن درسا رو پس آخرای کتاب بوده
زنگ دوم سر کلاس فارسی بودن شاید معلم شعر حفظی میخواسته
شایدم املا نوشتن همگی
زنگ تفریح تو حیاط بازی کردن
گرگم و گله میبرم ...
چوپون دارم نمیزارم ...
گرگ زد
به بچهامون
به آخرین بوسه مادر
به آخرین ضرب و تقسیم
به آخرین شعر حفظی دختر کلاس سومی
به آخرین خنده های کودک نه ساله
شده ام نه ساله ..
جشن تکلیف من است ...
وقتی آروم میگیرم که یا خون نجسشونو راهی فاضلاب کنم یا آخرین قطره خونم خاک رو گل کنه.