eitaa logo
- ژولیــده‍ -
405 دنبال‌کننده
494 عکس
95 ویدیو
1 فایل
- ژولیــده‍ : پریشان و آشفته :) اینجا ؟ گوشه دنجی برای نشر احوالات و تراوشات ذهنِ [ من ] " و هرچی که خوشم بیاد .. خولـاصه کـه ثبات نداره مشتی ، آره 💆🏻‍♀️' فرهنگ حسنه فوروارد !..
مشاهده در ایتا
دانلود
اول هوس‌و شیطنتی پر هیجان بود ؛ نوعی تپش ِقلب ، شبیه ِضربان بود .
کم‌کم همه‌ی دغدغه‌ام دیدن ِاو شد ؛ انگار که جذاب‌ترین فرد ِجهان بود ..
هی‌رفتم‌و هی‌دیدم‌و هی‌آه‌کشیدم ؛ دلبستگی‌ام بیشتر از تاب‌و‌توان بود .
میخواستم اقرار کنم عاشقم اما .. چیزی که عیان بود چه‌حاجت به بیان بود ؟
فهمید که دیوانه‌و دلبسته‌ی اویم ؛ از بس‌که اشارات ِنظر ، نامه‌رسان بود .
القصه گرفتار ِدل ِهم شده بودیم ؛ روزی که جوان بودم‌و او نیز جوان بود . .
از آنچه میان ِمن‌و او بود چه گویم ؟ لیلای ِزمان بودم‌و مجنون ِزمان بود .
اما وسط ِآنهمه دلبستگی و عشق ؛ معشوقم‌ انگار کمی دل‌نگران بود !
خوردیم به یک مشکل ِمعمولی ِساده ؛ من زاغه‌نشین بودم‌و او کاخ‌نشین بود !
کم‌کم به خودش آمد و فهمید چه‌کرده ؛ حق داشت که پا پس بکشد ، بحث ِزیان بود .
البته که نه ، رفت .. خدا پشت‌و پناهش ؛ اصرار چرا ؟ قسمت ِاو با دگران بود .
او رفت و غمش شعله به جان ِقلم انداخت .. من ماندم‌و یک دفتر و طبعی که روان بود .