همیشه دلم خواسته بدانم لحظههای تو ،
بیمن چطور میگذرد ؛ وقتی که نگاهت به
برگ میافتد ، به شاخه ، وقتی بوی پرتقال
میپیچد وقتی باران تنها تو را خیس میکند ،
وقتی با صدایی برمیگردی ولی پشتسرت ،
من نیستم . .
بعد از تو دیگه بهار طراوت نداره ،
بعد از تو دیگه گلدونا هیچ قشنگی
ندارن و غنچهها نمیخندن ، بعد از
تو چینهای کنار چشم کسی وقتی
میخنده قشنگ نیستن ، بعد از تو
چشمام نخندیدن . .