عشق آتشبس نخواهد داشت حتی وقتجنگ ؛
لا به لای جنگ هم ، من دوستتدارم هنوز . . ( :
من مدام دارم فرار میکنم، از خودم، از واقعیتها،
از اتفاقاتی که میوفته، از تلخی و سختیا، حتی از تو
هم فرار میکنم ولی نه بخاطر دوست نداشتنت، چون
هیچ کاری از دستم برنمیاد و فقط میتونم رنج بکشم،
فرار میکنم، من از رنج کشیدن خسته شدم . .
با لبخند کش اومده و چشمای ذوقدار میگفت
‹ ولی خیلی قشنگه وقتی با یکی انقدری راحت
میشی که یهو میفهمی داری چیزهایی رو بهش
میگی که تا حالا به هیچکس نگفتی ( =