آن هنگام که تو را ملاقات کردم ،
قلبم دوباره به تپش درآمد ، و
عشق ِتو در رگهاي من جریان
یافت . .
من پُر از دردم ، پُر از دردم ، پُر از دردم ولی ؛
تا نگاهت میکنم انگار یادم میرود . . ( :
و اگه میشد تا ابد بدون ِهیچ دلهره و نگرانی ِاز
دستدادن و جدا شدنمون کنار همدیگه نفس
میکشیدیم ، باورمیکردم که دنیا واقعا قشنگیم
داره . .