عهد و پیمان ِتو با ما ، و وفا با دگران ؛
ساده دل من ، که قسمهای تو باور کردم . .
نمیدانی خودت اما سِرایت کردهای در من ؛
شبیه عطر ِجامانده درون عمق ِپیراهن ( :
فاجعه آن جاست که رنج ،
عادی میشود و انسانها
یاد میگیرند با چیزی کنار
بیایند که هرگز نباید پذیرفته
میشد . .