میدانم چرا هیچگاه یاد من نیستی ،
من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتم ،
که با هر تلنگری یادم بیفتی ،
انسان به زخم ها بیشتر میاندیشد تا مرهمها ..
معمولاً آدم در مواجهه با غمی سنگین ،
یا بعد از یک توفان شدید روحی ،
مدام میخواهد بخوابد . .
یه وقتایی یه غم انقدر طولانی میشه ،
که دیگه روت نمیشه به کسی بگی هنوز بابت اون غمگینم ..
اگر میخواهید خوشبخت باشید ،
زندگی را به یک هدف گره بزنید ،
نه به آدمها و اشیاء .
و تو یک زخم ِساده به من نزدی ،
تو زخمی بهمن زدی که دوباره و دوباره ،
هربار کسی از عشق بامن سخن بگوید ،
خونریزی میکند .