و در نهـایت کسـانی بـا تـو میمـانند ،
کـه زیبـایی را در روحـت دیـدهانـد ،
مدهـوش شدگـان ِظـاهر ،
یـکییـکی خواهنـد رفـت . .
اگـر روابـط انسـانی انقـدر پیچیـده نبـود ،
چـایـیام را در دسـت میگرفتـم ،
و بـه سمـت خـانـهات میآمـدم ،
و از تـو میخواستـم تمـام ِزنـدگیام بـاشی . .!( :
مـرا تـو عـوض نکـردی ،
مـرا تصمیـمـاتی عـوض کـرد ،
کـه بـعد از تـو گـرفتـم ،
تـا دیـگر اشتبـاهی مثـلِ تـو را تکـرار نکنـم . .