اشـک هـای تـلخی ،
کـه بـر گـورهـا میچـکنـد ،
حـرفهـای شیـرینی هستـنـد ،
کـه روزگـاری بـاید بـر زبـان میآمـدنـد . .
پـاسـخ ِدل بستـنـم ،
ایـن " بـیمحـلیهـا " نبـود ؛
از خـودم شـرمنـدهام ،
شـرمنـدهی دل بیشـتـر . . .
کـسی چـه میدانـد ،
مـن چقـدر تلـاش کـردهام ،
کـه روحـم زیبـا بمـانـد ،
وقتـی جهـان پـر از رنـج بـود . . .