عـاشقـت بـودم ،
و ایـن را بـه هـزاران تـرفنـد ،
سـعی کـردم کـه بفهمـانـم ،
و فهمیـده نشـد . . .
نـمیدانـم کجـایـی ؛
امـا همیـن کـه هسـتـی ،
همیـن کـه مـیدانـم ،
جـایـی نـفس مـیکشـی ،
برایـم کـافـیسـت . . .
غسـلش داد و کفنـش کـرد ،
آنگـاه نشسـت و تنـهـا بـرایش گـریـست ،
بعـد آروم درونِ کفـن گفـت :
زهــرا ، منـم عـلـی :)!