فریـب دادن ِمـردم ،
آسـانتـر از ایـن اسـت کـه ،
آنـها را متقـاعـد کنـی ،
فریـب خـوردهانـد . . .( :
تـو شبـیـه اون زخـمـی هستـی ،
کـه روی ِدستـمـه ،
دیـگـه درد نـمیکنـه ،
ولـی نگـاه کـردن بـهـش ؛
منـو نـاراحـت میکـنـه . . .
چـشـمهـا ،
فـریـاد مـیزنـنـد ،
چـیـزی را کـه لـبهـا ؛
از گـفـتـنـش مـیتـرسـنـد . . .( :