💢شش درس از شش شهید
#شهید_محمودرضا_بیضائی :🌷
شیعه به دنیا آمده ایم تا مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم.
#شهید_رسول_خلیلی :🌷
به برادر برادر گفتن نیست، به شبیه شدنه.
#شهید_مصطفی_احمدی_روشن :🌷
ظهور اتفاق می افتد، مهم این است که ما کجای ظهور ایستاده ایم.
#شهید_روح_اله_قربانی :🌷
شهادت خوب است اما تقوی بهتر است تقوایی که در قلب است و در رفتار بروز پیدا می کند.
#شهید_مصطفی_صدرزاده :🌷
سخنان مقام معظم رهبری را حتما گوش کنید، قلب شما را بیدار می کند و راه درست را نشانتان می دهد.
#شهید_حسین_معز_غلامی :🌷
در بدترین شرایط اجتماعی و اقتصادی و .. ، پیرو ولی فقیه باشید و هیچگاه این سید مظلوم حضرت آقا سید علی آقا را تنها نگذارید.
🌐 به #ضیاءالصالحین بپیوندید...
👇
☫ @ziaossalehin ☫
📌زندگی شیرین؛خاطره ای از شهید"مصطفی صدرزاده"
🔸بعضی آقایان وقتی وارد خانه میشوند و محیط خانه را نامرتب میبینند یا متوجه میشوند که غذا آماده نیست، اعتراض میکنند.
🔹مواقعی بود که بخاطر موقعیت کاری یا بچهداری نمیتوانستم غذا آماده کنم یا خانه را مرتب کنم، وقتی مصطفی وارد میشد از او عذرخواهی میکردم
▪️از ته قلبش ناراحت میشد و میگفت: تو وظیفهای نداری که برای من غذا درست کنی، تو وظیفهای نداری که خانه را مرتب کنی، این وظیفه من است و حتما من اینجا کم کاری کردم
▫️بعد با خنده به او میگفتم: پس من چه کاره هستم و وظیفه من چیست؟ مصطفی هم پاسخ میداد: وظیفه تو فقط تربیت بچههاست،
🔻بقیه کارهای خانه وظیفه من است اگر خودم بتوانم کارهای خانه را انجام میدهم و اگر نتوانستم باید با کسی هماهنگ کنم که این کارها را برای تو انجام دهد.
"زندگی با مصطفی خیلی شیرین بود"
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#خاطرات_شهدا
#سیره_شهدا
◦◉✿ #مجله_فرهنگی_ضیاءالصالحین ✿◉◦
┘◄🌐 سایت | بله | ایتا
🆔 ☫ @ziaossalehin ☫
#خاطره_شهید ♥️🎙
کار کردن برای خدا با زبان روزه و تنی خسته...
براے شهادت باید تلاش کرد...
باید با تنی خسته برای خدا کار کرد...✨
مصطفے خیلی مقید به روزه های مستحبی بود🍃
دهه ی اول ذی الحجه سال ۸۴ را به مدت هشت روز روزه گرفت...
ایامی که روزه بود فعالیت کاری بسیـاری داشت!
کارهای پایگاه و هیئت ، پست های شب، توان مصطفے را گرفته بود!🥀
عصر روز هشتم اومد منزل ، مدام تلفنش زنگ می خورد📱،اون روز نتونست استراحت کنه!
با ضعف بسیار زیاد و خستگی بلند شد که بره دنبال کاراش که از پایگاه بسیج تماس گرفتن...
ازش خواهش کردم ، روزه هستی بذار بعد از افطار برو الان نزدیک افطاره!🙁
گفت: لطفش به اینه که با زبان روزه برا خـدا قدم برداری :)♥️
تا دم در دنبالش رفتم شاید از رفتن منصرفش کنم...
هنوز در بسته نشده بود که یه دفعه صدای مهیبی اومد یه لحظه در رو باز کردم خودم رو بالای سر مصطفے دیدم...
که از پله ها پرت شده بود پایین و تمام سروصورتش خونی شده بود!💔
بهش گفتم : دورت بگردم خدا راضی نیست که تو به خودت این همه ریاضت بدی!😔
مصطفے داشت خودش رو برای امتحان های خیلے سخت آماده می کرد که به چنین درجه بالایی برسه🕊
ان شاالله خداوند به ما هم چنین توفیقی عنایت فرماید🤲
#شهید_مصطفے_صدرزاده ♡
راوی مادرشهید
#شهدا
◦◦◉✿ #مجله_فرهنگی_ضیاءالصالحین ✿◉◦◦
┘◄🌐 سایت | بله | ایتا
🆔 ☫ @ziaossalehin ☫