✅ارسال عکس از سید محمد محسن حسینی دانشجوی آموزشکده ملی مهارت ابهر
✅فراخوان پویش قابهای همدلی
کانون هنرهای تجسمی سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
دلنوشتهای به یاد رهبر، به احترام معلم
آسمان، امروز رنگ دیگری دارد. رنگِ غروبی که ناگهان از راه رسید، اما خورشیدش هنوز در خاطر ما زنده است. یادِ آن قامتِ استوار، آن نگاهِ نافذ، آن قلبی که وسعتش به اندازه تمام دغدغههای این ملت بود، چگونه میتواند فراموش شود؟ رهبرِ ما، نه فقط یک نام، که تجسمِ صداقت، شجاعت، و ایمانی بود که در رگهای این سرزمین جاری بود. او مصداقِ آن مردانِ راستینی بود که “صدقوا ما عاهدوا الله علیه”.
و در این میان، ستارهای دیگر میدرخشد؛ ستارهای که نورش، راه را برای نسلها روشن کرده است: معلم. معلم، آن گنجینهای است که حکمت و دانش را به امانت در دل دارد و آن را با عشق به شاگردانش میبخشد. او، نه تنها الفبای زندگی را میآموزد، که روحِ چگونه زیستن را در جانها میدمد. اوست که پرچمِ “جهاد تبیین” را بر دوش میکشد و در دنیای پر هیاهوی امروز، بصیرت را چون چراغی در دستِ کودکان و نوجوانان میگذارد.
چه پیوندِ مقدسی میان این دو مقام! رهبرِ ما، خود بزرگترین معلم بود؛ معلمِ صداقت، معلمِ مقاومت، معلمِ عشق به وطن و ایمان. او با سیره و سلوک خود، درسِ ایستادگی در برابر طوفانها را به ما آموخت. و امروز، معلمانِ ما، میراثدارانِ این مکتبِ نورانیاند. آنها همان کسانی هستند که با صبر و عشق، بذرهایِ خودباوری و استقلال را در دلِ جوانان میکارند و از آنان، معمارانِ آیندهای میسازند که رهبرِ ما آرزویش را داشت.
شهادتِ آن رهبرِ عزیز، اگرچه زخمی عمیق بر دلِ ما نهاد، اما راهِ ما را روشنتر کرد. این راه، همان راهِ راستی، مقاومت، و خدمت است که معلم، چونان امینی وفادار، آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند. ما به معلمانِ خود میبالیم. به آن دستانِ پرمهرشان که مشعلدارِ علم و ایمانند. به نگاهِ پرامیدشان که آینده را درخشان میبیند.
یادِ رهبر، در قلبِ ما جاودانه است و مسیرِ او، با تلاشِ بیوقفه معلمان، همچنان ادامه خواهد یافت. ما، در کنارِ این دو گوهرِ گرانبها، عهد میبندیم که راهِ روشنایی را گم نکنیم و برای ساختنِ فردایی بهتر، از هیچ کوششی فروگذار ننماییم.
✍دلنوشته ارسالی از محمد حسین خوند
دانشگاه فرهنگیان شهید بهشتی زنجان
✍فراخوان سطرهای معطر
کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
«ای گل چو سرو باش و به پای خزان بایست»
رسم وفاست سوختن و ایستادگی
وی دل چو کوه باش و به بادی ز ره مرو
شرط رضاست محنت و ابروگشادگی
✍اثر ارسالی محمد قلیزاده از نوشهر
✍فراخوان دوبیت نویسی با مصرع« ای گل چو سرو باش و به پای خزان بایست»
کانون ادبی مهتاب سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
-4744886159762383103_648923597502348.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
🎤فراخوان پادکست صدای ایران
🎓پادکست ارسالی از آذر میر از دانشگاه شیراز
کانون سخنوران سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
روز بزرگداشت دختر، مقارن با فرا رسیدن سالگرد ولادت میراثدار نام و سیره حضرت فاطمه زهرا«س»، حضرت فاطمه معصومه«س» فرخنده باد.
✅تجلیل از همکاران دختر جهاد دانشگاهی زنجان
یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
@znuclop
🔹جهت شرکت در #مسابقه «روایت تصویر»
با موضوع جنگ ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی
امدادگر...
شما که رد قدمهایتان بر خاک این سرزمین، عطر شجاعت و نوعدوستی دارد…
شما که در میان آوار، در دل سیلاب، در سرمای کوهستان و گرمای دشت، امید را با دستان خسته اما پرقدرتتان نفس میدهید…
شما همان دستهایی هستید که وقتی همه ناامیدند، امید میبخشید و وقتی همه خستهاند، با عشق ایستادگی میکنید...
وجودتان در روزهای سخت، دلگرمی بزرگی برای همه ماست...
سفیران وطن،
هر بار که صدای بیپناهی بلند میشود،
پاسخ شما آرامش است؛
گامهایتان امنترین پناه،
و فداکاریتان روشنترین چراغِ روزهای بحران است.
امدادگران عزیز هلالاحمر،
شما معنای واقعی ایثار بیانتظار هستید.
نامتان، نشانتان، و مهربانیتان
در قلب مردم این سرزمین حک شده است.
سپاس از شما که بیهیچ چشمداشتی
به زندگیها رنگ امید میزنید...
سپاس از دستانی که مرهماند...
سپاس از دلهایی که وطن را هر روز دوباره میسازند...
«سپاس، امدادگر…»
این کوچکترین واژهای است که مردم میتوانند در برابر بزرگی کار شما بر زبان بیاورند.
خدا پشت و پناهتان، دلاوران سرخ و سفیدپوش.
✍روایت ارسالی از محدثه بلوچ قرائی
دانشگاه پیام نور تربت حیدریه
✍فراخوان روایت تصویر
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
ای گل چو سرو باش و به پای خزان بایست
هرچند ساقه ات زده تا پای جان بایست
با خشم هر تبرزن و هر حیله گر بجنگ
ای سرو سبز باش و برای جهان بایست
✍ دوبیت ارسالی از زهره رزاقی
دبیر انجمن ادبیات فارسی
دانشگاه پیام نور زنجان
✍فراخوان دوبیت نویسی
کانون ادبی مهتاب سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
جنگ رمضان
تهران را دوست دارم
از موکب هنرمندان که امدم به منزل
سمت تلویزیون دیگه نرفتم چون حال هوای حماسی بچه های موکب
شور وشوق شان برای من کافی بود
به سمت آشپزخانه،رفتم و
یه چایی دم کردم
عطر چای زعفرانی وهل من را
به سمت گروه مجازی خانوادگی گشاند
پیام هارا چک می کردم
پیام خواهرم را دیدم
خواهرم که از تهران رفته به خونه ای دیگرش دراستان دیگه ای،
در گروه خانوادگی نوشته
برای داداشهام و زن داداشها
و بچه هاشون
که مواظب خودتان باشید.
و
فردا که از سر کار برگشتید
لطفا بروید سری به خانه ما هم بزنید
ببیند
در دیوار خانه ما سر جاش هست !
یا شیشه ها نشکسته ؟
چونکل ساختمانش تخلیه کردن
مشخص با اون انفجار ها ی لرزش مانند بمب در تهران
حتما شیشه ها شکسته
یکی از خواهر ها نوشته باید کمی ازپنجره باز باشند
تا آسیب کمتر ببیند . و همه حال همدیگر را در گروه خانوادگی پرسیده بودن ومن همپیامی برای خانواده نوشتم . که همه شماها را دوست دارم مواظب خودتان باشید . وتهران را که روز های درس مشق دانشگاه من بود را دوست دارم .به امید پیروزی.
فردا شد
ومن به برادرانم جداگانه زنگ زدم واحوالشان پرسیدم برادرم داشت از سرکار بر میگشت
ریه هایش به تنگ آمده بود و از غبار بمباران های اطراف شهر
داشت مرتب سرفه
می کرد حالش پرسیدم،گفت :
خوب هستم.
گفتند آقا رضا خوب هست گفتم بله سلام دارند.
حال بچه ها را پرسید و
و بعدش گفت مواظب خودتان باشید
و
به امید پیروزی ایران
گفتم : ان شااالله
مکالمه را خلاصه کردیم
زود خداحافظی کردم.
سجاده نمازم را پهن کردم و صوت حدیث کسا را گذاشتم وبرای خانواده ام در تهران و وهمه مردم ایران
و برای کسانی که دارند با دشمن ما
می جنگند
دعا کردم
✍متن ارسالی از زلیخا بنی ایمان
دانشکده هنر و معماری صدرا
✍فراخوان سطرهای معطر
کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
🔰 طرح محله محور «مهرباران» در حمایت از آسیبدیدگان جنگ رمضان
🔺ویژه داوطلبان دانشگاهی
✅ حوزه های همکاری:
- بهداشت و درمان
- کسب وکارها و اشتغال
- عمران، بهسازی و بازسازی
- آموزش و پرورش
- فرهنگی و اجتماعی
- معیشتی و حمایتی
🔺داوطلبان پس از ارزیابی و بهرهمندی از شرکت در دوره فشرده آشنایی با طرح، همکاری داوطلبانه خود در محلات منتخب را آغاز خواهند کرد.
🌐روشهای ثبتنام:
۱.تکمیل فرم در شهر دانشجو:
https://studentcity.ir/studentcity_events/فراخوان-جذب-داوطلبان-دانشگاهی-محله/?event=46840
۲.ارسال اطلاعات در پیام رسان بله:
@isojd_ac
#جهاددانشگاهی
#دانشجویان_داوطلب
#مهرباران
#حمایت_از_آسیبدیدگان
#مسئولیت_اجتماعی_دانشجویان
🔹جهت شرکت در #مسابقه «روایت تصویر»
با موضوع جنگ ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی
سکوت سنگینی بر فضا حاکم است؛ سکوتی که نه از سر آرامش، که از دلِ ویرانهای برآمده که تا چند لحظه پیش، دنیایِ کودکانه و پر از رویا بود. میان انبوهِ آوار و خشتهای بیجان، دخترکی به خوابی ابدی فرو رفته است.
لباسهایش، که شاید روزی با ذوقِ مدرسه پوشیده بود، حالا غبارِ خاک و سرخیِ زخم را بر تن دارد. مقنعهیِ سپیدش، شاهدِ بیصدایِ لحظهای است که آسمان بر سرش فرو ریخت. در کنارِ سرِ کوچک و معصومش، کتابهای درسیاش به چشم میخورند؛ کتابهایی که باید ورق میخوردند تا قصههای آینده را بنویسند، اما حالا خودشان در خون و غبار، به دفترچهای از یک تراژدی بیپایان بدل شدهاند.
این تصویر، روایتِ خاموشِ هزاران آرزوست که در یک چشم بر هم زدن، در زیرِ سنگینیِ آوار دفن شدند. چهرهاش آرام است، انگار در میانِ این همه بیرحمی، از دنیایِ پر از خشم و جنگِ آدمبزرگها جدا شده و به سرزمینی رفته است که در آن، هیچ سقفی بر سرِ هیچ کودکی خراب نمیشود.
این فقط یک تصویر نیست؛ آینهای است که در آن، بیدفاعترین موجوداتِ جهان، بهایِ سنگینِ جنگ را میپردازند. این تصویر فریاد میزند که گاهی، برایِ پایانِ یک رویا، کافی است که دنیا برای چند لحظه، انسانیت را فراموش کند.
ما کودکان خودمان را برکت و رحمت میدانیم، دلمان میرود برای خندههایشان، برای شیرینزبانیهایشان. از همان اول، آنها را زینتدار میکنیم و عزیزشان میکنیم.
آری، کودکان شهیدمان را فراموش نمیکنیم؛ مخصوصاً اگر آن کودک، از شهدای جنگ تحمیلی باشد و جان شیرینش را در برابر تجاوزگران فدا کرده، او را از فرزندان مظلوم ایران جدا نمیکنیم.
ما خیلی فرق داریم! ما آمریکایی و صهیونیست نیستیم که عادتمان کودککشی باشد! یک روز در خرمشهر، یک روز در شلمچه، روز دیگر در فکه و...
ما از ایرانیم... اینجا کودکان ارج و قرب دارند!
به یاد کودکان شهید جنگ تحمیلی که میدان انتقامشان را گرفت.
✍روایت ارسالی از محدثه بلوچ قرائی
از دانشگاه پیام نور تربت حیدریه
✍فراخوان روایت تصویر
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop