این جا زنجان است و ما در پنجاه و دومین شب ِ بعد از شهادت رهبر و
امام و مقتدا و مرجع عزیزمان و شروع جنگی که در ماه مهمانی خدای مهربان به ما تحمیل شد، همچنان در خیابانهاییم.
با هر شعار و رجز،
زیر لب زمزمه میکنم؛ خدایا ما جز تو کسی را نداریم. خودت یاریمان کن.به حق قرآنی که رهبرمان قبل از شهادتش ما را دعوت کرد به مداومت در تلاوت کلمات مقدسش.
تا یادمان نرود خیابانگردیهای شبانه جهاد ماست در راه خدا.
و هر جهادی که برای خدا باشد، قطعا پیروزیست.
که " انّا فتحنا لک فتحاََ مبینا ...."
و یادمان نرود اگر قدم سست نکنیم و استقامت داشته باشیم؛
" یُتِمُّ نعمتهُ" وعدهی راستینِ حق است.
چه زیباست نام بلندت ای خدای بزرگ وقتی همه یکصدا فریادش میزنیم...
و تکرار نامت تا آن دورترها که صدای بلندگوها نمیرسند هم بلند است.
تا آن خانههایی که خیلیها مقابل تلویزیون دارند تو را میخوانند.
و خودِ این فریادها، مگر جز نصرت خداست؟
که "و ینصرکَ الله نصراََ عزیزاََ ..."
خدایی که آرامش را در قلبهای مومنین نازل کرد و ایمانی بر ایمانشان افزود.
در این پنجاه و دو شب ، خدا میداند به قدر لحظهای غافل نبودهایم از سرنوشت کشورمان و یاد شهیدانمان.
و باز تنها خدا میداند و این مردم که چه سنگین میگذرند این روزها و شبها ... .
ولی همهی این سختیها هیچ است در برابر سختی مذاکره با او که هنوز چنگ و دندانش به خون هم وطنانمان آغشتهست و دهان کثیف و آلودهاش باز است به تهدید و کشتار .
خدایا این چه آزمونیست که اگر خودت یاریمان نکنی هر لحظه قلبمان میترکد از غم .
این چه شکوه و قدرتیست که به ما ارزانی داشتهای که در میانهی بلا، جز زیبایی نمیبینیم و نمیگوییم و حتی نوزادان شیرخوارهمان، میدانداران این حماسهاند!
اما
چه سخت بوده اهل کربلا بودن. چه سخت بوده حسینی شدن و سختتر، به راه زینب سلامالله قدم گذاشتن.
چه سخت بوده با داغ شهیدانت، مجبور شوی با قاتلین عزیزانت در یک مکان بنشینی!
آه زینب!
بانوی صبر!
چه بر تو گذشت در آن کوی و برزن؟
چه بر تو گذشت ای معجرت تنها سایبان کودکان و اسیران.
چه بر تو گذشت در میانهی طعنهها و کنایهها و هلهلهها.
چه بر تو گذشت در آن دمادم خطبهخوانیات در کاخ یزید؟
و چه سخت است شبیه تو بودن!
حالا که باز آن قاتلِ امامان و دخترکانمان و فرماندهانمان ما را به مذاکره خوانده،
خدایا خودت مردان دیپلماسی کشورم را یاری کن که همچنان زینبی باشند.
و به قلبشان وسعت بده.
آنها خون به ناحق ریختهی کودکان میناب را دیدهاند.
وداغدار آن دست سالمِ مشت کردهی امام شهیدمان هستند.
آنها کمرشان خمیده از شهادت سرداران و فرماندهان که یاران و رفیقانشان بودند.
آنها به مصاف دشمنی میروند که نه تنها از کشتن حاج قاسم عزیز ما پشیمان نیست که به آن افتخار میکند و این را بارها و بارها به زبان آورده است.
آنها میدانند جنایتکار، جنایتکار است؛ حتی اگر اتوی کت و شلوارش نشکند و کراواتش از بهترین پارچههای ابریشم باشد و خودکارهای گراقیمت داشته باشد.
آنها از نزدیکترین فاصله، بوی خون پاک شهیدانمان را از دستان آنها که همواره به خون مظلومان جهان آغشتهاست، میشنوند.
دعای خیر ما مردم همواره برای آنهاست که جانشان به ایران بند است.
مردان مرد سرزمینم،
دلتان به یاری خدا
و عنایات سرورمان امام عصر عجلالله تعالی فرجه الشریف
قرص باشد و چشم و گوشتان به فرمان رهبر عزیزتر از جانمان.
اگر صلاح مقدر شد و به مذاکره رفتید،
از آنها که سالهاست محاصرهمان کردهاند بپرسید؛
که یا اهالی اپستین، یا اهالی جنگهای نافرجام. یا اهالی کودتاهای سریالی؛ بایِّ ذنبِِ قتلت...؟؟
به چه گناهی ما را میکشید؟
قطعا آنها جوابی ندارند. آنها اهل قمارند و توئیتهای پوچ و تو خالی.
اما این سوال به خودمان یادآوری میکند، که ما گناهی نداشتیم و مظلوم بودیم و ایمان داریم به کلام امام سجاد علیهالسلام که خدا " قَرُبَت مِنَ المظلومین" و خدا یاریگر ماست.
دشمن اگر بعد از آن همه جنایت و کشتار و محاصره، حالا ما را دعوت به مذاکره میکند برای این است که از دو سد نظامی و مردمی شکست خورده و سنگر دیپلماسی آخرین امیدش است.
که ایمان داریم انشاءالله دوباره نا امید میشود.
اگر احساس میکنید، ذرهای تردید در دلهایتان است، به خیابانها بیایید.
این روزها همهی خیابانها به یک مسیر ختم میشوند و آن مسیر تعالی و شکوه به سمت خداست.
در خیابانها "سپاهیان آسمان و زمین همه در اختیار خداست."
و ما هنوز و همچنان در خیابانیم.
✍متن ارسالی از فاطمهشکوری از زنجان
✍فراخوان سطرهای معطر
✍کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
*
مطالب داخل گیومه از سوره فتح و دعای ۱۴ صحیفه سجادیهست.
@znuclop
دیدار در بهشت -mc.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
پادکست دیدار در بهشت
نویسنده و گوینده: حدیث محمودی
دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان
🎓فراخوان پادکست صدای ایران
کانون سخنوران سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
به نام خدا
پروازی عاشقانه
نگاهی به قد و قامتش انداخت، آیینه و قرآن را توی سینی گذاشت و به سمتش آمد.
در دلش غصه میخورد که ای کاش الان زمان استقبال بود نه بدرقه.
محسن خم شده بود و داشت بند پوتینهایش را محکم میبست.
تا سرش را بالا آورد لیلا لب باز کرد تا چیزی بگوید؛ اما تا چشمانش به محسن افتاد، دلش نیامد حرفی بزند تا او نگران شود.
محسن گفت: «عزیزم مراقب خودت باش. قول میدم زود برگردم تا واسه ماه عسل بریم مشهد.»
لیلا هم سرش را به نشانهی تایید تکان داد و دیگر ادامه نداد.
چون بغض راه گلویش را بسته بود.
محسن با دنیایی از شور پا به درون کوچه گذاشت و از مسیرِ گلهای یاس، رد کوچه را طی کرد و رفت.
بعد از رفتن او، لیلا سریع خودش را به درمانگاه رساند.
بعد از انجام معاینه و آزمایش دکتر گفت: «مبارک باشه خانم محمدی! شما باردار هستین!»
لیلا خوشحال و خندان به خانه برگشت و منتظر ماند تا محسن تماس بگیرد و ماجرای پدر شدنش را به او خبر بدهد.
اما محسن هیچ وقت تماس نگرفت.
✍متن ارسالی از ملیحه جوریزی
از شیراز
✍فراخوان سطرهای معطر
کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
پادکست مادرم ایران.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
🎓 پادکست صدای ایران
شعر و تدوین : فاطمه آذری
خوانش : مهشید نادری ، مهدیه نادری و بهار طاهری
کانون سخنوران سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
گوینده تینا امیدوار 587_98055096829586.mp3
زمان:
حجم:
10.9M
اگر ایران بهجز ویرانسرا نیست🇮🇷
من، این ویرانسرا را دوست دارم ❤️🩹
" فراخوان پادکست صدای ایران "
🎙گوینده: تینا امیدوار
👩🏻🎓رشتهی مهندسی صنایع و سیستمها
🏫دانشگاه صنعتی قوچان
✍🏼شاعر: پژمان بختیاری
کانون سخنوران سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
✍روایت تصویر
✍اثر ارسالی فاطمه اسدپور کیاسری
امورتربیتی
دانشگاه پردیس امام خمینی (ره) گرگان
کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
روزی به ظُلمت راه روشن چیره خواهد شد
ایران اسلامی به دشمن چیره خواهد شد
گیرم که دشمن لشکری از آهن آورده ست
امّا بِدان ایمان به آهن چیره خواهد شد
"اللهُ اکبر ..".این طنین سُرخ ایران است
آهش به رگبار مُطنطَن چیره خواهد شد
هر آه ابران موشکی غُرّان و رعدآساست
هر آه سوزان بر فَلاخن چیره خواهد شد
از آیه " کَم مِن فِئَه" این بار دانستم
آخر به صدها دیو یک تن چیره خواهد شد
دیو دو سر باز از کمینش سر برآورده ست
زودا به این دیوان تهمتن چیره خواهد شد
از زوزه باد خزان ایران نمی ترسد
چون آخرش گُلشن به گُلخن چیره خواهد شد
دَخل تبر را هم تبرزن را درآورده ست
این سرو زخمی بر تبرزن چیره خواهد شد
گیرم دوباره دُزد رهزن یک شبیخون زد
این قافله آخر به رهزن چیره خواهد شد
دشمن بداند مرگ بی شبون نخواهد داشت
حزب خدا بر حزب دشمن چیره خواهد شد
بر لشکر طاغوتیان یک بار دیگر هم
این نهضت خونین بهمن چیره خواهد شد
سر داده حق "انّا فتحنا" فتح نزدیک است
ایران به اسرائیل قطعََا چیره خواهد شد
✍سطرهای معطر
✍اثر ارسالی از ناصر دوستی از زنجان
کانون نویسندگان سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
دستِ من یک لحظه هم از مرقدت کوتاه نیست
هرکسی راهش بیفتد سمتِ تو گمراه نیست
با قطاری کهنه و ارزان به پابوس آمدم
تا نگویند این زیارت فی سبیل الله نیست
عشق بازی با زیارت فرق دارد٬ این حرم_
_در نگاهِ عاشقان تنها زیارتگاه نیست
زائرت را بی خود از خود میکنی٬ با این حساب
در حرم جایی برای آدمِ خودخواه نیست
از کبوترهای روی گنبدت آموختیم
«عبد اگر بالا نشیند کسرِ شأنِ شاه نیست»
بنده ی شاه خراسانم که لطفش دائم است
«ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست»
شعر از حسین طاهری
دانشجوی رشته شیمی دانشگاه زنجان و
عضو کانون ادبی مهتاب سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی زنجان
@znuclop
درس معلم ار بوَد زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد، طفل گریزپای را...
🗓 ۱۲ اردیبهشت ماه؛ روز معلم بر تمام معلمان و اساتید دانشگاه مبارک باد🌸🍃
📚 @znuclop
نخستین جشنواره استانی تجربهنگاری دانشجویی
💡 اگه تجربهای داری که میتونه الهامبخش بقیه باشه، وقتشه به اشتراک بذاری!
تلخ یا شیرین، مهم اینه که واقعی باشه و از دل زندگی دانشجویی اومده باشه.
⏰ مهلت ارسال آثار: ۱۵ تا ۳۱ اردیبهشت
📲 ارسال از طریق روبیکا (۲۴ ساعته)
🏆 جوایز نقدی برای ۵ نفر برتر + ۱ منتخب مردمی بعلاوعیه جوایز ویژه دیگر
⚠️شرکت برای تمامی دانشجویان استان زنجان بلامانع است
⚠️برای شرکت در جشنواره بخشنامه را مطالعه کنید
📩 برای ارسال آثار از طریق روبیکا به آیدی :
@distlow
@znuclop
bakhshname tajrobe.pdf
حجم:
403K
‼️بخشنامه جشنواره
همیار دانشجو؛ برای رشد، یادگیری و همراهی
به ما بپیوند!
👥 گروه: [https://eitaa.com/joinchat/3697149008C528b91bffd]
📢 کانال: [https://eitaa.com/Studentassistantznu]
@znuclop