eitaa logo
ظهور نزدیک است
1.9هزار دنبال‌کننده
71.9هزار عکس
74.1هزار ویدیو
1.4هزار فایل
گلچینی از بهترین مطالب #مهدوی #ولایی #شهدایی #سیاسی #معنوی #معرفتی #تربیتی کانال شهدایی ما👈 @ba_shaheidan کانال قصه های شهداء 👈 @Ghesehaye_shohada
مشاهده در ایتا
دانلود
برنامه ی 4 6 علیه السلام 3 ✳️ امام سجاد علیه السلام ، آن گریه ها که می کرد و یادآوری می نمود، برای چه بود؟ ... می خواست این حادثه را زنده نگه دارد و مردم یادشان نرود که چرا امام حسین علیه السلام قیام کرد و چه کسانی او را کشتند . این بود که گاهی امام گریه می کرد; گریه های زیادی . روزی یکی از خدمتگزارانش عرض کرد: آقا! آیا وقت آن نرسیده است که شما از گریه باز ایستید؟ فرمود: چه می گویی؟! یعقوب یک یوسف بیشتر نداشت; قرآن عواطف او را این طور تشریح می کند: «و ابیضت عیناه من الحزن » من در جلوی چشم خود هیجده یوسف را دیدم که یکی یکی پس از دیگری بر زمین افتادند (مجموعه آثار، ج 18، ص 34 ) 👤 شهید مرتضی ره 👈 ادامه دارد .... علیه السلام ─═┅═༅𖣔🌼𖣔༅═┅┅─ 🌹ظهور نزدیک است .... 🥀 گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c @zohoore_ghaem
برنامه ی 4 6 علیه السلام 2 ✳️ بر او (ابن زیاد) حضرت علی بن حسین علیه السلام را عرضه کردند . فرعون وار صدازد: «من انت; تو کی هستی؟» فرمود: «انا علی بن الحسین; من علی بن حسین هستم .» گفت: مگر علی بن حسین را خدا نکشت؟ (حالا دیگر باید همه چیز به حساب خدا گذاشته شود تا معلوم شود که اینها همه بر حق هستند!) فرمود: من برادری داشتم، نام او هم علی بود و مردم در کربلا او را کشتند . گفت: خیر، خدا کشت . فرمود: البته که قبض روح همه مردم به دست خداست، اما مردم او را کشتند . بعد [ابن زیاد] گفت: «علی و علی » یعنی چه؟! پدر تو اسم همه بچه هایش را علی گذاشته [است] ؟! فرمود: پدر من به پدرش ارادت داشت و این، تو هستی که باید از پدرت «زیاد» ننگ داشته باشی ... این، یکی از خصوصیات اهل بیت بود که با منطق «جبر گرایی » - که در دنیا جبر است و در عین جبر، عدل است; یعنی بشر در این جهان هیچ وظیفه ای برای تغییر و تبدیل و تحول ندارد و آنچه هست، آن است که باید باشد و آنچه نیست، همان است که نباید باشد و بنابر این بشر نقشی ندارد - مبارزه کردند (مجموعه آثار، ج 17، ص 313.) 👤 شهید مرتضی ره 👈 ادامه دارد .... علیه السلام ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2
برنامه ی 4 6 علیه السلام 3 ✳️ امام سجاد علیه السلام ، آن گریه ها که می کرد و یادآوری می نمود، برای چه بود؟ ... می خواست این حادثه را زنده نگه دارد و مردم یادشان نرود که چرا امام حسین علیه السلام قیام کرد و چه کسانی او را کشتند . این بود که گاهی امام گریه می کرد; گریه های زیادی . روزی یکی از خدمتگزارانش عرض کرد: آقا! آیا وقت آن نرسیده است که شما از گریه باز ایستید؟ فرمود: چه می گویی؟! یعقوب یک یوسف بیشتر نداشت; قرآن عواطف او را این طور تشریح می کند: «و ابیضت عیناه من الحزن » من در جلوی چشم خود هیجده یوسف را دیدم که یکی یکی پس از دیگری بر زمین افتادند (مجموعه آثار، ج 18، ص 34 ) 👤 شهید مرتضی ره 👈 ادامه دارد .... علیه السلام ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2
برنامه ی 4 7 علیه السلام 1 ✳️ ... هشام هرچه کرد خود را به «حجرالاسود» برساند و طبق آداب ، آن را لمس کند، به علت کثرت و ازدحام مردم میسر نشد . ناچار برگشت و در جای بلندی برایش کرسی گذاشتند . او از بالای آن کرسی به تماشای جمعیت پرداخت . شامیانی که همراش آمده بودند، دورش را گرفتند . آنها نیز به تماشای منظره پر ازدحام جمعیت پرداختند . در این میان، مردی ظاهر شد در سیمای پرهیزکاران، او نیز مانند همه یک جامه ساده بیشتر به تن نداشت . آثار عبادت و بندگی خدا بر چهره اش نمودار بود . اول رفت و به دور کعبه طواف کرد . بعد با قیافه ای آرام و قدم هایی مطمئن به طرف حجرالاسود آمد . جمعیت با همه ازدحامی که بود، همین که او را دیدند، فورا کوچه دادند و او خود را به حجرالاسود نزدیک ساخت . شامیان که این منظره را دیدند، و قبلا دیده بودند که مقام ولایت عهد با آن اهمیت و طمطراق موفق نشده بود که خود را به حجرالاسود نزدیک کند، چشم هایشان خیره شد و غرق در تعجب گشتند . یکی از آنها از خود هشام پرسید: «این شخص کیست؟!» هشام با آنکه کاملا می شناخت که این شخص، علی بن الحسین زین العابدین است، خود را به ناشناسی زد و گفت: «نمی شناسم .» در همین وقت، همام بن غالب، معروف به « » ، شاعر زبردست و توانای عرب، با آنکه به واسطه کار و شغل و هنر مخصوصش پیش از هرکس دیگر می بایست حرمت و حشمت هشام را حفظ کند، چنان وجدانش تحریک شد و احساساتش به جوش آمد که فورا گفت: «لکن من او را می شناسم .» و به معرفی ساده قناعت نکرد، بر روی بلندی ایستاده، قصیده ای غرا - که از شاهکارهای ادبیات عرب است و فقط در مواقع حساس پر از هیجان که روح شاعر مثل دریا موج بزند، می تواند چنان سخنی ابداع شود - بالبداهه سرود . (مجموعه آثار، ج 3، ص 275) 👤 شهید مرتضی ره 👈 ادامه دارد .... علیه السلام ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2
برنامه ی 11 1 ✳️ حاکمان ستمگر اموی برای آنکه بتوانند بر مسلمانان حکومت کنند، چاره ای جز جلب اعتقاد قلبی آنان نسبت به مشروعیت آنچه که انجام می دادند، نداشتند، چرا که هنوز مدت زیادی از عصر پیامبر صلی الله علیه و آله نگذشته بود و ایمان قلبی مردم به اسلام به قوت خود باقی بود، از این رو اگر عدم شایستگی حاکمان بنی امیه به عنوان جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله برای آنان به اثبات می رسید، بی تردید در برابر حکومت موضع می گرفتند. مسلما در جامعه اسلامی آن روزگار، افراد زیادی بودند که وضع دستگاه خلافت را وضع اسلامی می پنداشتند و این به خاطر اقدامات زیاد دستگاه اموی جهت مشروع جلوه دادن حاکمیت خویش بود. یکی از این اقدامات، جذب محدثان و علمای دینی به دربار حکومت بود تا احادیثی را از پیامبر صلی الله علیه و آله یا صحابه بزرگ آن حضرت به نفع آنان جعل کنند تا بدین وسیله زمینه فکری پذیرش حکومت آنان را در جامعه آماده سازند. برخورد امام علیه السلام در ادامه خواهد آمد 👈 ادامه دارد .... علیه السلام ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2
برنامه ی 11 2 1 ✳️ محمد بن مسلم زهری (58- 124 ه.ق) یکی از عالمان درباری بود که حاکمان جبار بنی امیه از وجود و موقعیت دینی او به سود خود بهره بردند و او خود را کاملا در اختیار آنان قرار داد و به نفع آنان کتاب نوشت و حدیث جعل کرد و از این طریق به اهداف شوم آنان کمک کرد. امام سجاد علیه السلام که خطر این سر رشته داران ناشایست فکری و فرهنگ در جامعه عصر خویش یعنی محدثان، مفسران، قراء و قضات درباری را جدی می دید، مبارزه ای شدید را علیه آنان آغاز کرد. حضرت ابتدا با برخوردهای نصیحت گرانه بنا داشت زهری را از این کار ناشایست باز دارد، لذا به طور غیر مستقیم به او فهماند که دنیاطلبی ریشه همه گناهان و ستمها است و هیچ چیز نزد خدا بعد از توحید و ایمان به نبوت مثل بغض دنیا نیست و توضیح داد که دنیا خواهی شعبه های فراوان دارد از جمله: کبر، حسد، عشق به زنان، حب ریاست، راحت طلبی، بزرگ خواهی، دوست داشتن ثروت. ( اینها نقاط ضعف زهری بود و حکومت هم با انگشت گذاردن بر همین نقاط ضعف، او را به خدمت گرفته بود. همچنین زمانی زهری همراه امام علیه السلام بود، حضرت دست به دعا و مناجات برداشت و ضمن آن به زهری فهماند: «ای نفس، تا کی به دنیا دل می بندی و تکیه ات را آبادانی آن قرار می دهی؟ آیا از نیا کانت عبرت نمی گیری؟» ( 👈 ادامه دارد .... علیه السلام ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2
برنامه ی 11 2 2 ✳️ امام علیه السلام با این اندرزها سعی داشت او را به خطاهایش متوجه کند و به راه حق بازگرداند.سرانجام حضرت با نوشتن نامه ای تند او را به شدت توبیخ کرد و راه و روشش را نکوهش نمود. به فرازهایی از این نامه توجه فرمایید: «خدا ما و تو را از فتنه ها نگه دارد و بر تو نسبت به آتش جهنم ترحم کند، چه اینکه در حالتی به سر می بری که بر هر کس که این حالت تو را بداند، شایسته است بر تو رحم آورد.... ببین که فردا در پیش خدا چه وضعی خواهی داشت، وقتی از تو در مورد نعمتهایش بپرسد که چگونه آنها را رعایت کردی؟ و حجتهایش که چگونه آنها را ادا نمودی؟ مپندار که خدا عذرهای تو را می پذیرد و بر تقصیر و کوتاهی تو راضی است؟ ، دور است، این چنین نیست. خداوند در کتابش از علما عهد گرفته که: «حجتها را برای مردم آشکارا بیان کنند و آنها را کتمان نکنند.» ( بدان کم ترین چیزی که کتمان کرده و سبک ترین باری که برداشته ای، این است که وحشت ستمگران را به انس تبدیل کرده ای و با نزدیک شدن به آنان و اجابت دعوتشان، هرگاه خواستند راه ستمگری را برایشان هموار کرده ای. چقدر می ترسم که فردا قرین گناهت شوی و همنشین خائنان شوی و از آنچه به خاطر کمک بر ظلم ظالمان گرفته ای و اموالی که به ناحق از عطایای آنان کسب کرده ای، سؤال شوی . 👈 ادامه دارد .... علیه السلام ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2
برنامه ی 11 2 3 ✳️ چیزهایی که حق تو نبود، وقتی به تو دادند، گرفتی. به کسی نزدیک شدی که نه حقی را به صاحبش باز گرداند و نه باطلی را رد کرد. تو دوستدار دشمن خدا شدی! آیا چنین نبود که آنان با نزدیک کردن تو به خودشان، تو را قطب آسیاب ظلم، پلی برای عبور به سوی کارهای خلاف و پله ای برای رسیدن به گمراهی اشان ساختند؟ تو به سوی گمراهی آنان دعوت می کردی و رونده راه آنان بودی. به وسیله تو علما را در نظر مردم مورد شک قرار دادند و دلهای جاهلان را با وجهه تو به سوی خویش جذب نمودند. نزدیک ترین وزرای آنان و قوی ترین یارانشان به قدری که تو فساد آنان را در چشم مردم اصلاح جلوه دادی، نتوانست برایشان مفید باشد. تو بر فساد کاریهای آنان سرپوش می نهی و پای خاص و عام را به دربارشان می گشایی. چه ناچیز است آنچه به تو می دهند در برابر آنچه از تو می گیرند و چه بی ارزش است آنچه برای تو آباد می کنند در برابر آنچه ویران می کنند، پس به حال خود بیندیش که دیگری به حال تو نیاندیشد، و به حساب خود برس که تو انسان مسئولی هستی. اینک (اگر خواهی از این بدبختی نجات یابی) از هر چه (مال و مقام) داری، روی گردان تا به شایستگان بپیوندی ... ما شکایت غم و غصه خویش و آنچه را که در تو می بینیم، به خدا می بریم و مصیبتهایی را که از تو به ما رسید، به حساب خدا می گذاریم... بسیار بیمناکم که تو از آن گروه باشی که خدای متعال فرموده: «نماز را ضایع کردند، به دنبال شهوتها رفتند، و به زودی به (کیفر) گمراهی خود می رسند» ( خدا بار قرآن را به دوش تو نهاده و علم آن را به تو سپرده، اما تو تباهش کرده ای، شکر خدایی را که ما را از آن بلاهایی که تو را بدان گرفتار کرده، در امان داشت. والسلام » 👈 ادامه دارد .... علیه السلام ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2
برنامه ی 11 3 ✳️ در منی مشغول موعظه مردم بود، در همان حال امام سجاد علیه السلام از آنجا عبور کرد و به وی فرمود: آیا از این وضعی که هم اکنون داری، بین خود و خدای خود راضی هستی که اگر در همین حال مرگت فرا رسد هیچ نگران نباشی؟ حسن بصری گفت: نه، راضی نیستم. حضرت فرمود: آیا به خود حدیث نفس می کنی تا تغییر وضع دهی و از این وضعی که راضی نیستی، بیرون آیی و که از آن راضی هستی، وارد شوی؟ حسن چند لحظه ای سرش را پایین انداخت، سپس گفت: من آن را خلاف واقع عرض کردم! امام علیه السلام فرمود: پس انتظار می کشی بعد از حضرت محمد صلی الله علیه و آله پیغمبری که با او سابقه رفاقت داری، بیاید؟ - نه، چنین انتظاری ندارم. - پس انتظار داری به جایی غیر از این دنیا که در آن هستی، وارد شوی تا در آنجا وظایف را انجام دهی؟ - نه جایی غیر از دنیا برای عمل سراغ ندارم. - آیا کسی را سراغ داری که ذره ای عقل داشته باشد و در عین حال در این دنیا از خودش راضی باشد؟ تو که می گویی به پیامبری جز محمد صلی الله علیه و آله امید نبسته ای و جایی غیر از همین دنیا که در آن هستی سراغ نداری که بتوانی عملی انجام دهی و از این حالی که در آن هستی، راضی نیستی، پس چرا به جای آنکه خود را نصیحت کنی، مردم را پند می دهی؟ چون حضرت از پیش حسن بصری رفت، حسن پرسید: این آقا که بود؟ گفتند: او علی بن الحسین علیه السلام بود. حسن گفت: او از خانواده علم و دانش است. پس از آن زمان، دیگر حسن بصری مردم را موعظه نکرد. 👈 ادامه دارد .... علیه السلام ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2
10.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺داستانی جالب از تدبیر اقتصادی (ع) و یک نکته مهم برای حفظ صلاح مملکت ─═┅═༅𖣔🌼𖣔༅═┅┅─ گنجینه‌ای از مطالب ناب مهدوی ولایی شهدایی معرفتی و نهج البلاغه به کانال بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c @zohoore_ghaem @ba_Shaheidan
7.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔊 غربت (ع) پس از در مدینه 🖋 امام زین‌العابدین(ع) در زار می‌زنند، اشک می‌ریزند و به پروردگار می‌گویند: «إرْحَمْ فی هذِهِ الدُّنْیا غُرْبَتی»؛ خدایا! به این غریبی و تنهایی من رحم کن. کسی نمانده است! من بین 72 نفر از اولیای خاص تو بودم که همه را قطعه‌قطعه کردند؛ اما الآن در مدینه با یک مشت زن و دختر داغ‌دار مانده‌ام که باید به آنها برسم. کسی نیست که با او انس بگیرم، یک ساعت با او بنشیم و علومم را منتقل کنم. 📌متن و صوت کامل : 🔗 erfan.ir/s16480 👤استاد 💪💪 ─═┅═༅𖣔🌼𖣔༅═┅┅─ گنجینه‌ای از مطالب ناب مهدوی ولایی شهدایی معرفتی و نهج البلاغه به کانال بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c @zohoore_ghaem @ba_Shaheidan