eitaa logo
ظهور نزدیک است
1.9هزار دنبال‌کننده
71.9هزار عکس
74.1هزار ویدیو
1.4هزار فایل
گلچینی از بهترین مطالب #مهدوی #ولایی #شهدایی #سیاسی #معنوی #معرفتی #تربیتی کانال شهدایی ما👈 @ba_shaheidan کانال قصه های شهداء 👈 @Ghesehaye_shohada
مشاهده در ایتا
دانلود
📷آرزو و طلب شهادت 🔹شهید مهدی چهکندی نژاد از سال دوم دبستان به کار قالی‌بافی مشغول شد و پس از سه سال به کار سیمان کاری و بنائی پرداخت. مشغول شدن به کار بنایی باعث نشد تا درس را رها کند، بلکه برای ادامه تحصیل در مدرسه شبانه ثبت نام و با جدیت هرچه تمام‌تر به درس خواندن ادامه داد. 🔹مهدی چهکندی نژاد بعد از پیروزی انقلاب به خدمت سربازی رفت. پس از اتمام خدمت نظام وظیفه، روحیه او کاملاً عوض شده بود. با دیدن فجایع و جنایت‌های استکبار جهانی دیگر دنیا برایش قابل تحمل نبود. او که فردی مؤمن و عاشق اهل بیت (ع) بود، به شهادت عشق می­‌ورزید. 🔹پدرش خاطره‌ای از اونقل کرده و می‌گوید: «می‌گفت می‌خواهم به جبهه بروم تا شهید شوم. دلم می‌خواهد که پدر و مادرم جزو خانواده‌ی شهدا باشند.»
📷شهیدی که تقوا را سرلوحه کارهایش قرار داد 🔹شهید حسن حاجی پور جوانی مؤدب بود و ارادتی خاص به ائمه اطهار داشت؛ وی در ایام محرم در هیئات سینه زنی برای عزاداری ایام شهادت سرور و سالار شهیدان و حضرت ابوالفضل(س) و شهدای کربلای معلی شرکت می‌کرد و به عزاداری می‌پرداخت. 🔹این شهید والا مقام در انجام فرایض دینی و عبادت دقت فراوان داشت و دوستانش را به این امور دعوت می‌کرد؛ چون فرزند بزرگ خانواده بود به پدر و مادرش در کارها کمک می‌کرد. 🔹وی عضو بسیج شد و از تاریخ هشتم تا سی ام آبان ماه ۱۳۶۱ آموزش‌های لازم را فرا گرفت. اولین بار در سن ۱۶ سالگی به جبهه اعزام شد. چهار مرتبه با سمت آرپی جی زن در جبهه به نبرد با دشمن بعثی پرداخت.
📷شهیدی که با مجروحیت شدید دوباره به جبهه‌ها رفت 🔹شهید سید رضا حسین‌پور در عملیات‌های مختلف حضور داشت و حاضر نبود جبهه را ترک کند. در تاریخ ۱۳۶۴/۱۱/۲۴ بعد از عملیات والفجر ۸ به علت شدت جراحات، در حالی که بدنش از زخم بمب‌های ضد انسانی شیمیایی سیاه شده بود و چشمانش جایی را نمی‌دید، او را به اجبار به خانه آوردند. 🔹این پایان کار سید رضا نبود او بعد تحمل سختی و به عشق حضور دوباره در جبهه با بدنی که هنوز کاملاً بهبود نیافته بود، در جبهه مهران حضور یافت و در همان جا از ناحیه پا و کمر به شدت مجروح شد. انگار این سید جوان با گلوله‌ها عشق بازی می‌کرد، باز او را به خانه آوردند. مرهم عاطفه مادری او را به سرعت درمان کرد و او بعد از بهبودی دوباره لباس رزم پوشید و به جبهه رفت. 🔹سید رضا حسین پور، اهل مطالعه کتاب‌های علمی و مذهبی و به‌ویژه کتاب‌های استاد شهید مرتضی مطهری بود. ازدواج نکرد و معتقد بود که فعلاً مسئله مهمتر جنگ است و هرگاه جنگ به اتمام رسید و خواست خدا براین امر قرار بگیرد، ازدواج خواهد کرد.
📷وصال جانانه در ماه مبارک رمضان 🔹شهید سید احمد دستگردی در مسابقات قرآن آموزشگاه، رتبه اول را کسب کرد. وی دو سال آموزش نظامی را در مشهد گذراند و پله های ترقی را در آموزش نظامی طی کرد و به درجه گروهبان دومی نایل شد؛ سپس برای ادامه خدمت به مرز گزیک اعزام گردید؛ جنگ که شروع شد برای دفاع از مرزهای کشور به کردستان شتافت. 🔹سید احمد دستگردی بعد از گذشت مدتی، مجدداً برای مبارزه با سوداگران مرگ به همان مرز گزیک در نوار شرقی کشور منتقل شد، ولی آرزوی شهادت در دل سید احمد همچنان شعله ور بود. 🔹ماه رمضان آغاز شد و او بی قرارتر از همیشه، هر سحر ساعتی به راز و نیاز با خدا می پرداخت. هنوز چهار روز از ماه پربرکت رمضان نگذشته بود که مأموریت گشت بسیار سخت و حساسی را بر عهده شهید دستگردی گذاشتند و با دل و جان پذیرفت. احمد یک سال بود که با دختر عمویش ازدواج کرده بود (در سال ۱۳۶۴) و منتظر عنایت فرزندی از طرف خدا بود، اما او یک لحظه هم دو دل نشد، تردید نکرد و برای دفاع از وطن از جان خود نیز دریغ نورزید. مأموریت آغاز گردید.
📷پیروی از راه پدر شهیدش 🔹شهید هادی راستگو مقدم، اوایل انقلاب در راهپیمایی‌ها و پخش اعلامیه‌های انقلابی شرکت فعالی داشت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز حامی و طرفدار ولایت فقیه و حکومت اسلامی بود. 🔹این شهید بزرگوار، پیروزی اسلام در مقابل استکبار جهانی و حرکت در مسیر امام حسین(ع) تا مرز شهادت را آرزو می‌کرد. 🔹شروع جنگ تحمیلی، فرصتی برای اجابت خواسته و آرزویی بود که شهید راستگو مقدم در سر می‌پروراند. 🔹 شهید راستگو به‌عنوان یک بسیجی در سال ۱۳۶۵ داوطلبانه، بعد از گذراندن دوره آموزش نظامی به کاروان عظیم رزمندگان پیوست. وی روحیه شهادت طلبی را از پدرش ارث برده بود و همیشه از فرماندهان می‌خواست تا او را به خط مقدم بفرستند.
🔸زندگی‌نامه شهید سید علیرضا رحیمی 🔹شهید سید علیرضا رحیمی در انجمن اسلامی دانش آموزان فعالانه حضور داشت و برای خدمت به اسلام و مسلمین به عضویت سپاه پاسداران درآمد و با تأثیری که از برادر بزرگترش، سردار بزرگ اسلام سیداحمد رحیمی گرفته بود تمام وقتش را در دفاع از انقلاب اسلامی ایران صرف کرد. 🔹این شهید والامقام شب و روز چون شیری غرنده در خدمت جبهه و جنگ بود و آنگاه که با معبود خود به راز و نیاز می‌پرداخت، دیگر خود را نمی‌شناخت. 🔹روحیه‌ی صمیمی و با نشاط سید علیرضا به دیگر رزمندگان روحیه می‌داد و نیروی آنها را دوچندان می‌کرد. 🔹او عاشق و دلباخته­‌ی اهل بیت علیهم السلام بود و این امر در برگزاری جلسات سوگواری که به مناسبتهای مختلف برگزار می‌گردید به وضوح دیده می‌شد. 🔹سید علیرضا هربار با قلبی مطمئن در عملیات شرکت می‌نمود و لحظه شماری می‌کرد تا به فیض عظمای شهادت نایل گردد. وی علاقه شدیدی به امام خمینی (ره) داشت و امام الگویی عملی برای اعتقاداتش بود.
📷قهرمان و شکارچی تانک 🔹شهید سیدرحیم رضوی همزمان با اوج شکوفایی بهار انقلاب اسلامی، در مراسم اعلام انزجار از رژیم منحوس پهلوی و استقبال از شکل‌گیری حکومت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) شرکت فعالانه داشت. 🔹سید رحیم پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۶۱ - ۶۲ به خدمت مقدس سربازی رفت و دوره‌های آموزش نظامی را در شهرستان تربت حیدریه گذراند و در منطقه اهواز و دیگر مناطق جنگی، تحت لوای نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران، به دفاع از میهن پرداخت. 🔹این شهید والامقام حین خدمت وظیفه از ناحیه پا مجروح شد. پس از اتمام خدمت سربازی، چند صباحی را در کمیته انقلاب اسلامی و سپس در ستاد بسیج اقتصادی اداره بازرگانی شهرستان خاش انجام وظیفه نمود؛ به دلایل شخصی و دوری از وطن، انصراف خود را اعلام کرد و به بیرجند بازگشت.
هدایت شده از ظهور نزدیک است
📷قهرمان و شکارچی تانک 🔹شهید سیدرحیم رضوی همزمان با اوج شکوفایی بهار انقلاب اسلامی، در مراسم اعلام انزجار از رژیم منحوس پهلوی و استقبال از شکل‌گیری حکومت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) شرکت فعالانه داشت. 🔹سید رحیم پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۶۱ - ۶۲ به خدمت مقدس سربازی رفت و دوره‌های آموزش نظامی را در شهرستان تربت حیدریه گذراند و در منطقه اهواز و دیگر مناطق جنگی، تحت لوای نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران، به دفاع از میهن پرداخت. 🔹این شهید والامقام حین خدمت وظیفه از ناحیه پا مجروح شد. پس از اتمام خدمت سربازی، چند صباحی را در کمیته انقلاب اسلامی و سپس در ستاد بسیج اقتصادی اداره بازرگانی شهرستان خاش انجام وظیفه نمود؛ به دلایل شخصی و دوری از وطن، انصراف خود را اعلام کرد و به بیرجند بازگشت.
🔸زندگی شهیدی که معلمی می‌دانست 🔹شهید غلامرضا شریفی‌پناه پس از اخذ دیپلم وارد سپاه دانش شد و در تمام این دوران به آموزش دانش آموزان محروم روستایی و روشن کردن افکار آنها همت گماشت. در پایان این دوره در کنکور دانشگاه شرکت کرد، اما پذیرفته نشد. بعدها در دوره‌های آموزش ضمن خدمت شرکت کرد و فوق دیپلم گرفت. از آن پس در کسوت معلمی، خدمات ارزنده‌ای به فرزندان سرزمینش ارائه کرد. 🔹شریفی‌پناه در سال ۱۳۵۰ ازدواج کرد و در بیرجند فعالیت‌های ضد رژیم خود را شروع کرد و اولین راهپیمایی شهر بیرجند را به راه انداخت. این فعالیتها به حدی رسید که مامورانت رژیم او را دستگیر کردند. با این که در زندان شکنجه شده بود، پس از رهایی نیز مبارزاتش را ادامه داد و تا ورود امام خمینی به ایران و پیروزی انقلاب از پا ننشست.
📷از انقلابی تا جاویدالاثر فکه؛ روایتی از زندگی و شهادت شهید سید یوسف حسینی 🔹به گفته همسر شهید، سید یوسف در کنار اخلاق نیکو و رفتار مؤمنانه‌اش، حضوری جدی و فعال در جریان انقلاب اسلامی داشت. او در سال‌های مبارزه، با شجاعت و تدبیر به فعالیت‌های انقلابی می‌پرداخت؛ به منزل آیت‌الله شیرازی رفت‌وآمد داشت و بارها اسلحه به روستا می‌آورد. 🔹در یکی از خاطرات همسر شهید آمده است: «یک‌بار برای اینکه اسلحه‌ای را پنهان کنیم، آن را در قنداق دخترمان گذاشتم. مأموران نتوانستند پیدایش کنند. پاسگاه محل از فعالیت‌هایش مشکوک شده بود اما نتوانست جلوی او را بگیرد.» 🔹شهید حسینی با هوشیاری خاصی اعلامیه‌های انقلابی را میان اجناس و حتی داخل لباس خود پنهان می‌کرد و آن‌ها را از محلی به محل دیگر منتقل می‌کرد. او انقلابیِ خاموشی بود که در میدان عمل می‌درخشید. 🔹شهید سید یوسف حسینی در حالی به کاروان شهدا پیوست که تنها ۲۶ سال داشت و یکی از دو شهید خانواده‌اش به شمار می‌رفت. او متأهل بود و با نثار خون پاک خود، برگ زرینی در تاریخ افتخارآفرینی مردم نیشابور رقم زد. یاد و نام این شهید والامقام همواره در دل‌های خانواده، دوستان و همرزمانش زنده و جاوید خواهد ماند.
📷از انقلابی تا جاویدالاثر فکه؛ روایتی از زندگی و شهادت شهید سید یوسف حسینی 🔹به گفته همسر شهید، سید یوسف در کنار اخلاق نیکو و رفتار مؤمنانه‌اش، حضوری جدی و فعال در جریان انقلاب اسلامی داشت. او در سال‌های مبارزه، با شجاعت و تدبیر به فعالیت‌های انقلابی می‌پرداخت؛ به منزل آیت‌الله شیرازی رفت‌وآمد داشت و بارها اسلحه به روستا می‌آورد. 🔹در یکی از خاطرات همسر شهید آمده است: «یک‌بار برای اینکه اسلحه‌ای را پنهان کنیم، آن را در قنداق دخترمان گذاشتم. مأموران نتوانستند پیدایش کنند. پاسگاه محل از فعالیت‌هایش مشکوک شده بود اما نتوانست جلوی او را بگیرد.» 🔹شهید حسینی با هوشیاری خاصی اعلامیه‌های انقلابی را میان اجناس و حتی داخل لباس خود پنهان می‌کرد و آن‌ها را از محلی به محل دیگر منتقل می‌کرد. او انقلابیِ خاموشی بود که در میدان عمل می‌درخشید. 🔹شهید سید یوسف حسینی در حالی به کاروان شهدا پیوست که تنها ۲۶ سال داشت و یکی از دو شهید خانواده‌اش به شمار می‌رفت. او متأهل بود و با نثار خون پاک خود، برگ زرینی در تاریخ افتخارآفرینی مردم نیشابور رقم زد. یاد و نام این شهید والامقام همواره در دل‌های خانواده، دوستان و همرزمانش زنده و جاوید خواهد ماند.
📷رزمنده‌ای با دل آرام و قدم‌های استوار 🔹شهید علیرضا کریم‌زاده بجستانی، در سال‌های دفاع مقدس با روحیه‌ای سرشار از ایمان و شجاعت، به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل پیوست. او نه فقط یک رزمنده، بلکه برادر و یاوری مهربان برای همرزمانش بود؛ همیشه با لبخند و کلامی آرام، خستگی و اضطراب را از چهره دوستانش می‌زدود. 🔹شهید کریم‌زاده زمانی که در خط مقدم حضور داشت، به گفته همرزمانش، حتی در سخت‌ترین شرایط، نماز اول وقتش ترک نمی‌شد. شب‌ها در سکوت سنگر، قرآن را زمزمه می‌کرد و روزها با جسارت در عملیات‌ها شرکت می‌کرد. لحظه‌ای که فرمان حمله صادر می‌شد، با قلبی آرام و گامی استوار پیش می‌رفت، گویی هیچ هراسی در وجودش نبود. این روحیه بی‌باک و عاشقانه‌اش، همه را به یاد رزمندگان صدر اسلام می‌انداخت. أنابقیةالله ─┅ঊ🍃🌹🍃ঊ┅─ 🤲 🤲اللهمَّ اجْعَل قائدنا فی دِرعِکَ الحَصینَةِ الَّتی تَجْعَلُ فیها مَن تُرید 👇👇 👉 @zohoore_ghaem 👈