eitaa logo
ظهور نزدیک است
1.9هزار دنبال‌کننده
71.9هزار عکس
74.1هزار ویدیو
1.4هزار فایل
گلچینی از بهترین مطالب #مهدوی #ولایی #شهدایی #سیاسی #معنوی #معرفتی #تربیتی کانال شهدایی ما👈 @ba_shaheidan کانال قصه های شهداء 👈 @Ghesehaye_shohada
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ظهور نزدیک است
🔺 میزبان پیکر مطهر شهدای گمنام🔺 🔻و شهید مدافع حرم حسین نظری🔻 از یکشنبه دوازده دی تا سه شنبه چهارده دی 🔹 ساعت زیارت 9:00 الی 22:00 مشهد میدان جمهوری اسلامی - بلوار شهید منتظری شهید منتظری11 - فرهنگسرا شهید سلیمانی 🆔 @KhGShohada_ir
❤️بسم رب الشهدا و الصدیقین❤️ 🥀💔دیدار با خانواده شهید ابراهیم خزاعی💔🥀 🔶 آنچه که می خوانیم گفتگو با «همسر شهید ابراهیم خزاعی» است که ایشان تعریف می کند: ✍ ایشان پسر خالم واهل یکی از روستاهای بیرجند بودند. سال 29/1/85 ازدواج کردیم و سال 29/1/87 دخترم به دنیا آمد. سال 93 که شهید شدند در نیروی انتظامی بودند. اهل احترام به همه خانوادشان بودند و خصوصیتی که فکر میکنم باعث شد شهید بشن احترام فوق العاده به مادر بود که جزء قانونهای زندگی شون بود هر دفعه منزل مادر شون میرفتیم پای مادر را می‌بوسیدند. در بچگی که روستا بودند مادر آب خواسته بودند رفتند از چشمه آب آوردن اما دیدن مادرشون خوابند بیدارشون نکردند وآبم زمین نذاشتن و همینجور با لیوان آب بالاسر مادرشون ایستادند که هر وقت بیدار شدند آب اماده باشه. به مردم رسیدگی میکردند. ✍ یکی از همکارانشان شهید شده بود چند مدت قبل گفته بودند شهید بعدی منم و همین هم شد. روز اول ماه رمضان سحر بیدار شدند و گفتن دنیا ارزش نداره بخوابم بذار دو صفحه قرآن بخونم بعد سحر هم وقتی خواستند سرکار برن غسل شهادت کردند همیشه اینکارو انجام میدادند. ✍ موقع رفتن حدود ساعت 7 سلام نظامی به من دادند و رفتند ساعت 8هم خبر شهادت آمد فردی که در پوشش چوپانی قاچاق مواد انجام میداد و جاده را برای عبور قاچاقچی ها امن میکرد. مواد صنعتی مصرف کرده بود و با خواهر و پدرش درگیر شده بود و همسایه ها به نیرو انتظامی زنگ زده بودند و همسرم شیفتش 8 شروع میشد زودتر رفته بودند فرمانده گفته بودن نرو نوبت شما نیست اما ایشان گفتند این لباس را نپوشیدیم که فقط وقتی نوبت بشه بریم. رفتند و در درگیری با فرد با میله آهنی به شقیقه و کتف شون ضربه زدند بعد هم اون فرد که مواد صنعتی مصرف کرده بود تفنگ شهید رو برمیدارن و گلوله باراشون میکنند. حرم که میرم احساس میکنم در حرم خادمه حضور داره یکی از اقوام هم خواب دیده بود شهید بهشون گفتن من یک روز در میان در حرم امام رضا خدمت میکنم. ✍ دخترم اون موقع که 6_7 سالشون بود میگفتن مامان عطر خوبی میاد تو اتاق من متوجه نشدم اما دخترم حضورشون رو احساس میکرد در خونه. دخترم رو مدرسه شاهد ثبت نام کرده بودیم مدیر مدرسه یه روز قبل شهادت همسرم تماس گرفتن که بین اقوام درجه یک شهید دارید یا نه که همسرم گفتن ما لیاقت نداشتیم یه شهید داشته باشیم و خودشون روز بعد شهید شدن یه روستایی بین مسیر خونمون تا منزل مادرشوهرم بود که سه تا شهید داشت اغلب مواقع که رد میشدیم همسرم میگفتن این روستا کوچک سه تاشهید داره روستای ما یه شهیدم نداره اما خودشون شهید شدند و تو روستای خودشون دفن شدند. خیلی ها از ایشون حاجت گرفتن و اومدن سر مزارشون حتی ازشهر دور. ✍همسر شهید می گوید: پدرم در سال ۹۵ دو سال بعد از شهادت همسرم فوت شدند. ایشون در روستاهای بیرجند روستای سهل آباد نزدیک نهبندان دفن شدند. شهید نمی گذاشتند احدی ازشون ناراحت بشه. و نمی گذاشتند آب توی دل هیچ کسی تکون بخوره... 🆔@KhGShohada_ir
اکران فیلم سینمایی همراه نقد و بررسی 🗓 زمان: دوشنبه 13 تیرماه - ساعت 17:30 مکان: سینما هویزه هزینه: 40هزار تومان❌ با تخفیف: 20هزار تومان✅ 💠مهلت ثبت نام تا یکشنبه 12 تیرماه ساعت23 جهت ثبت نام به آیدی تلگرام👇: 💢 @Khgshohada_admin ❌ با ظرفیت محدود❌ 🆔 @KhGShohada_ir
🌹 بسم رب الشهدا🌹 🔻دیدار خانواده شهید {مرتضی عطایی} ✍ شهید مرتضی عطایی به تاریخ ۴ اسفند ماه سال ۱۳۵۵ در شهر مقدس مشهد، و به عنوان دومین فرزند یک خانواده هشت نفری به دنیا آمدند 🔹️ در همان محل تولدشان تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه را سپری کردند و سپس در مغازه پدرشان مشغول به کار شدند، ✍ شهید عطایی در ۲۳ سالگی ازدواج کردند و پس از ازدواج هم به همان شغل پدری ادامه دادند تا این که توانستند با پس انداز درآمد اندک خود یک واحد کوچک آپارتمانی خریداری کردند 🔹️ و یک زندگی ساده و پاک را با عشق به ولایت و شهدا سپری کردن اما با شروع شدن درگیری ها در سوریه دیگر مرتضی مانند گذشته نبود و برای اعزام به سوریه به هر دری می زدند و نمیخواستند از کاروان مدافعان حرم جا بمانند ✍ به خاطر دشواریهایی که برای اعزام داوطلبان بسیجی به سوریه وجود شهید عطایی با هر مشقتی که بود توانستند خود را در کاروان فاطمیون که مدافعان حرم افغانستانی بودند جای دهدند و به سوریه بروند در حالی که هنوز خانواده اش از این موضوع مطلع نشده بودند.   🔹️ شهید عطایی خیلی زود توانستند با نام ابوعلی با رزمندگان تیپ فاطمیون قرین شودند به طوری که بسیاری از دوستان ایشون هم اطلاع نداشتند که مرتضی افغانستانی نیست و از مشهد خود را به این قافله رسانده است، همچنین ابوعلی یکی از بهترین دوستان شهید مصطفی صدرزاده و شهید مهدی صابری قبل از شهادتشان بودند و شهادت این عزیزان خود دلیل بیشتر شدن شوق مرتضی به شهادت بود.   ✍ رشادت های ابوعلی در درگیری های تل قرین، تدمر، دیرالعدس، بصرالحریر، القراصی و خان‌طومان به عنوان جانشین تیپ عمار لشکر فاطمیون نام او را به کلمه ای رعب آفرین برای تکفیری ها تبدیل کرده بود.  ✍ شب قبل از شهادت شان در خواب دیده بودند که به سید ابراهیم میگویند نامرد مگه قرار نبود که با همدیگه بریم بهشت تو چرا پیش دستی کردی که شهید صدر زاده یک سیب می آورد و نصفش را در دهان خود می‌گذارد و نصف دیگرش را در دهان ابوعلی. 🔹️ در نهایت پس از رشادت های فراوان و چند بار مجروحیت های گوناگون، جانباز سرافراز مرتضی عطایی در ۲۱ شهریور ماه سال ۱۳۹۵ و همزمان با روز عرفه در منطقه لاذقیه به مقام رفیع شهادت نائل آمدند و به یاران شهیدش پیوستند. 🆔@KhGShohada_ir
هدایت شده از ظهور نزدیک است
🌹 بسم رب الشهدا🌹 🔻دیدار خانواده شهید {مرتضی عطایی} ✍ شهید مرتضی عطایی به تاریخ ۴ اسفند ماه سال ۱۳۵۵ در شهر مقدس مشهد، و به عنوان دومین فرزند یک خانواده هشت نفری به دنیا آمدند 🔹️ در همان محل تولدشان تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه را سپری کردند و سپس در مغازه پدرشان مشغول به کار شدند، ✍ شهید عطایی در ۲۳ سالگی ازدواج کردند و پس از ازدواج هم به همان شغل پدری ادامه دادند تا این که توانستند با پس انداز درآمد اندک خود یک واحد کوچک آپارتمانی خریداری کردند 🔹️ و یک زندگی ساده و پاک را با عشق به ولایت و شهدا سپری کردن اما با شروع شدن درگیری ها در سوریه دیگر مرتضی مانند گذشته نبود و برای اعزام به سوریه به هر دری می زدند و نمیخواستند از کاروان مدافعان حرم جا بمانند ✍ به خاطر دشواریهایی که برای اعزام داوطلبان بسیجی به سوریه وجود شهید عطایی با هر مشقتی که بود توانستند خود را در کاروان فاطمیون که مدافعان حرم افغانستانی بودند جای دهدند و به سوریه بروند در حالی که هنوز خانواده اش از این موضوع مطلع نشده بودند.   🔹️ شهید عطایی خیلی زود توانستند با نام ابوعلی با رزمندگان تیپ فاطمیون قرین شودند به طوری که بسیاری از دوستان ایشون هم اطلاع نداشتند که مرتضی افغانستانی نیست و از مشهد خود را به این قافله رسانده است، همچنین ابوعلی یکی از بهترین دوستان شهید مصطفی صدرزاده و شهید مهدی صابری قبل از شهادتشان بودند و شهادت این عزیزان خود دلیل بیشتر شدن شوق مرتضی به شهادت بود.   ✍ رشادت های ابوعلی در درگیری های تل قرین، تدمر، دیرالعدس، بصرالحریر، القراصی و خان‌طومان به عنوان جانشین تیپ عمار لشکر فاطمیون نام او را به کلمه ای رعب آفرین برای تکفیری ها تبدیل کرده بود.  ✍ شب قبل از شهادت شان در خواب دیده بودند که به سید ابراهیم میگویند نامرد مگه قرار نبود که با همدیگه بریم بهشت تو چرا پیش دستی کردی که شهید صدر زاده یک سیب می آورد و نصفش را در دهان خود می‌گذارد و نصف دیگرش را در دهان ابوعلی. 🔹️ در نهایت پس از رشادت های فراوان و چند بار مجروحیت های گوناگون، جانباز سرافراز مرتضی عطایی در ۲۱ شهریور ماه سال ۱۳۹۵ و همزمان با روز عرفه در منطقه لاذقیه به مقام رفیع شهادت نائل آمدند و به یاران شهیدش پیوستند. 🆔@KhGShohada_ir