eitaa logo
تاظهور دولت عشق و تا ابد مولایم عاشقت میمانم♥️
5.5هزار دنبال‌کننده
30.8هزار عکس
8.5هزار ویدیو
563 فایل
فعالیت کانال نشانه های ظهور اشعار مهـدویت حوادث آخرالزمان #رمان های مذهبی و شهدایی 👇👇 @Malake_at مدیر تبادل تلگرام ,ایتا,سروش eitaa.com/zohoreshgh eitaa.com/NedayQran sapp.ir/zohoreshgh #کپی_مطالب_آزاد_با_ذکر_صلوات
مشاهده در ایتا
دانلود
تاظهور دولت عشق و تا ابد مولایم عاشقت میمانم♥️
💠 ❁﷽❁ 💠 💠رمـــــان #جانم_میرود 💠 قسمت ۱۳۰ مهیا آرام چشمانش را باز کرد... صدای بحث دو نفر را می ش
💠 ❁﷽❁ 💠 💠رمـــــان 💠 قسمت ۱۳۱ شهاب، آرام دستانش را از دست مهیا جدا کرد.... از جایش بلند شد و از اتاق خارج شد. با بیرون آمدن شهاب، احمد آقا و مهلا خانم از روی صندلی بلند شدند و به طرف شهاب آمدند. ــ حالش چطوره شهاب جان؟! ــ حالش خوبه! الآن خوابید. شما هم دیگه لازم نیست، اینجا بمونید. برید خونه؛ استراحت کنید. ــ نه پسرم! تو الان باید مسجد و تو پایگاه باشی... برو ما هستیم. ــ نه! من میمونم شما برید خونه! ــ ولی... ــ لطفا بگذارید، من بمونم. اینجوری خودم راحت ترم. با دکترش هم صحبت کردم. گفت صبح مرخص میشه! شهاب بالاخره توانست آن ها را قانع کند. مهیا، مرخص شده بود و به خانه برگشته بود.... احساس می کرد که حالش بهتر شده بود. شاید دلیلش هم، نرفتن شهاب به سوریه بود.شهاب کمکش کرد، که روی تخت بخوابد. داروهای مهیا را به طرف مهلا خانم گرفت. ــ بفرمایید! این داروهای مهیا است. هر ۸ ساعت باید داروهاش رو بخوره. مهلا خانم، از اتاق خارج شد و بعد از چند دقیقه، با کاسه ای سوپ؛ دوباره وارد اتاق شد.شهاب سینی را از او گرفت. مهیا سر جایش نشست. ــ میتونی بخوری؟! مهیا لبخندی زد. ــ زخم شمشیر که نخوردم. ــ الان حالت خیلی خوب نیست؛ باید بیشتر مواظب خودت باشی. سینی را روی پاهایش گذاشت. با بسته شدن در، شهاب متوجه شد؛ که مهلا خانم آن ها را تنها گذاشت. مهیا مشغول خوردن سوپش شد. شهاب از جایش بلند شد و نگاهی به اتاق مهیا انداخت. نگاهش، روی قسمتی از دیوار متوقف شد. با لبخند به سمت عکس شهید همت رفت. ناخوداگاه لبخندی روی لبانش نشست. به چفیه کنارش نگاه انداخت. دستی به چفیه روی دیوار کشید؛ آرام زمزمه کرد. ــ خوشا به سعادتت امیرعلی! خوشا به سعادتت! دستش را کشید و به سمت میز تحریرش رفت. نگاهی به برگ یاداشت های رنگی، که روب لب تاپ مهیا چسبیده بودند؛ انداخت. کتابی را برداشت و آن را ورق زد. با شنیدن جابه جا کردن سینی، کتاب را روی میز گذاشت به طرف مهیا برگشت و سینی را از او گرفت. ــ صبر کن خودم میبرمشون! ــ خودم میرم. صورتم رو میشورم. اینا رو هم میبرم. ــ تو برو صورتت رو بشور. خودم میبرمشون. شهاب به سمت آشپزخونه رفت. مهلا خانم با دیدنش از روی صندلی بلند شد. ــ پسرم، چرا زحمت کشیدی! خودم میومدم برشون میداشتم. ــ کاری نکردم مادر جان! شهاب با اجازه ای گفت و به اتاق برگشت. با دیدن مهیا روی تخت گفت: ــ میخوابی؟! ــ دیشب نتونستم درست بخوابم. ــ بخواب عزیزم! به طرف چراغ رفت، تا خاموشش کند؛ که با صدای مهیا متوقف شد. ــ خاموشش نکن... شهاب نگاهی به او انداخت. ــ میترسم! شهاب اخمی کرد و مهران را لعنت کرد. چراغ را خاموش کرد، که صدای نگران مهیا در اتاق پیچید. ــ شهاب کجایی؟! روشنش کن توروخدا! شهاب سریع خودش را به او رساند و دستانش را گرفت. ــ آروم باش مهیا! آروم باش عزیز دلم. من پیشتم ترسی نداره. ــ دست خودم نیست شهاب؛ میترسم! شهاب دستش را فشرد. ــ بخواب عزیزم؛ من کنارتم. مهیا دیگر ترسی نداشت؛ با نوازش‌ موهایش، آرام آرام چشمانش گرم شدند. * 💤مهیا، کنار تابوتی نشسته و زار میزد. بلند گریه میکرد و از آنها میخواست که در تابوت را باز کنند؛ ولی هیچکس قبول نمیکرد. با دیدن شهین خانوم که حال مساعدی نداشت به طرفش دوید. ــ شهین جون! شهین خانم با اشک صورت مهیا را نوازش کرد. ــ جانم؟! ــ بهشون بگو، بزارند ببینمش! نمیزارند ببینمش... ــ نمیشه عزیزم نمیشه! مهیا زار زد و التماس کرد. ــ تورو به تمام مقدسات قسم، بزار ببینمش! بهشون بگو! شهین خانوم به آن ها اشاره کرد، که در تابوت را بردارند. مهیا سریع به سمت تابوت رفت. با برداشتن در و دیدن چهره بی حال شهاب، جیغ بلند زد. سریع سر جایش نشست.... نفس نفس می زد....قطرات عرق روی صورتش نشسته بود. خواب وحشتناکی دیده بود. 💤 با دیدن جای خالی شهاب؛ دلش بیشتر بی قرارتر شد... 👈 .... رمان ✍ نویسنده 🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟 ╔═.🌻🍃🌻.═══════╗ 👇 @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️ ╚═══════🌻.🍃🌻.═╝
تاظهور دولت عشق و تا ابد مولایم عاشقت میمانم♥️
💠 ❁﷽❁ 💠 💠رمـــــان #جانم_میرود 💠 قسمت ۱۳۱ شهاب، آرام دستانش را از دست مهیا جدا کرد.... از جایش ب
💠 ❁﷽❁ 💠 💠رمـــــان 💠 قسمت ۱۳۲ مهیا، کتاب را بست و روی پاتختی گذاشت.... روی تخت دراز کشید و چشمانش را بست.یاد خواب دیروزش افتاد.... دیروز بعد اینکه از خواب پرید و با جای خالی شهاب روبه رو شد؛ ترس بدی بر دلش افتاد....دوست داشت با شهاب، تماس بگیرد؛ اما نمی خواست مزاحمش شود. چون حتما کار مهمی داشته که رفته بود. مهلا خانم وارد اتاق شد. مهیا به مادرش که چادر مشکی سر کرده بود، نگاه کرد. ــ جایی میری مامان؟! ــ آره عزیزم! تشیع پیکر شهید امیرعلی موکل، امروز هست. ــ امروز؟؟؟ ــ آره دیگه مراسم الان شروع میشه! ــ پس چرا بهم نگفتید؟! ــ مگه میخواستی بیای؟! ــ آره!! ــ ولی مادر! شهاب گفت که نزارم بیای... مهیا، اخمی بین ابروانش نشست. ــ شهاب گفت؟! ــ آره مادر! گفت حالت خوب نیست، نزارم بیای! ــ ولی من میام! نمیشه که تو همچین روزی شهاب رو تنها بزارم! ــ نمیدونم والا مادر! هر جور راحتی. اگه میای زود آمادشو. ــ الان آماده میشم. مهیا سریع از جایش بلند شد و در عرض چند دقیقه آماده، دم در بود. ــ مادر مهیا! مطمئنی حالت خوبه؟! مهیا با اینکه کمی سر درد و سرگیجه داشت؛ اما لبخندی زد و سرش را تکان داد. مهلا خانم و مهیا در کنار هم، به طرف مسجد رفتند. مهیا به مسیر که برای تشیع پیکر شهید آماده شده بود، نگاهی انداخت. دم در مسجد، خیلی شلوغ بود. سعی کرد، شهاب را بین جمعیت پیدا کند. اما آنقدر شلوغ بود، که جست و جویش به جایی نرسید.وارد مسجد شدند. صدای مداح در فضای سرد مسجد میپیچید. 🎙خوش به حال، مدافعان حرم... پر کشیدند، از میان حرم... بین سجده، میان سرخیِ خون... آرمیدند با، اذان حرم... لک لبیک، یاحسین_ع گفتند... در حریم، نوادگانِ حرم... مثل عباس، با قدی رعنا... شده بودند، پاسبان حرم... چه قَدَر عاشقانه، جان دادند... در رهِ دوست، عاشقان حرم... 🎙روی سنگ مزارشان باید... بنویسند، خادمان حرم...! کم نشد از سرِ یکایکشان... سایه ی لطف، عمه جان حرم... پرچم یاحسین_ع را دادند... اربعین دست، زایران حرم... از دور شهین خانوم را دیدند..به طرفشان رفتند. شهین خانوم با دیدنشون از جا بلند شد و مهیا را در آغوش گرفت. ــ کجا بودی مهیا؟! نه سری میزنی نه چیزی؟! ــ شرمنده! حالم خوب نبود! ــ میدونم عزیزم! شهاب گفت. شرمنده نتونستم بیام دیدنت. همش مشغول بودیم. ــ این چه حرفیه مامان! مریم کجاست؟! ــ نمیدونم والا عزیزم! اینجا بودن تازه! خودش و سارا و نرجس... مهیا سری تکان داد و به مداح گوش سپرد. 🎙وای بر ما، که بالمان بسته است... ما کجا و، کبوتران حرم... هر چه شد، عاقبت که جا ماندیم... نزدیم پر، در آسمان حرم... ما که مُردیم، ایهااالرباب...! پس نیامد، چرا زمان حرم... یادم آمد، فرار می کردند... از دل خیمه، دختران حرم...! آه، شیطان دوباره آمد و زد... تازیانه، به حوریان حرم... شمر و خولی، دوباره افتادند... بی عمو، نیمه شب به جان حرم... 👈 .... رمان ✍ نویسنده 🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟 ╔═.🌻🍃🌻.═══════╗ 👇 @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️ ╚═══════🌻.🍃🌻.═╝
تاظهور دولت عشق و تا ابد مولایم عاشقت میمانم♥️
〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰           @zohoreshgh ❣﷽❣ 🌷 #مهدی_شناسی ۷۷۸🌷 🌿شرح دعای ام
〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰           @zohoreshgh ❣﷽❣ 🌷 ۷۷۹🌷 🌿شرح دعای امام رضا علیه السلام🌿 🔶‌«وَ الْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى‏ وَ الطَّرِیقَةَ الْوُسْطَى»«خدایا!‌ ما را در آن عظیم‌ترین راه و متعادل‌ترین طریق قرار ده»🔶 💠عظیم‌ترین راه و متعادل‌ترین طریق، راهی كه هیچ كس در آن نمی‌ماند و همه افراد به مقصود و مطلوبشان واصل می‌شوند، از خدای سبحان می‌خواهیم تا ما را به دست مبارك امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه سیر دهد. 💠حقیقت سیر داشتن اقتضا می‌كند كه هر روز با روز قبلمان متفاوت باشیم، همان‌گونه كه وقتی شخصی در حال سیر و سفر است منزل‌گاه‌های متعدد را پشت‌سر می‌گذارد و در هر مرحله سفرش به مكانی جدید می‌رسد. 💠در صورتی سالكیم كه دائماً‌ از مقامی به مقام دیگر واصل شویم، مرتباً‌ بر فضائل و كمالاتمان بیفزائیم و در یك مرحله از سیرمان متوقف نشویم. 🔶«الَّتِی یرْجِعُ إِلَیهَا الْغَالِی وَ یلْحَقُ‏ بِهَا التَّالِی»«(خدایا! ما را به دست امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه در راهی سلوك ده) كه افراد اهل غلو به آن بر می‌گردند و كسانی كه عقب مانده‌اند به آن ملحق می‌شوند»🔶 💠از روایات و ادعیه این‌گونه ‌آموخته‌‌ایم كه باید فاصله‌ بین خود و معصوم را برداریم، بنابراین است كه اگر می‌خواهیم به حضرات معصومین علیهم‌السلام‌ نزدیك باشیم، باید در همان جاده‌‌‌ای كه امامم در حركت است قرار بگیریم، نه از او عقب بمانیم و نه پیشی بگیریم. 💠سلوك صحیح زمانی محقق می‌شود كه بین من و امامم فصلی نباشد. 💠در زیارات ائمه علیهم‌السلام‌ آنها را مخاطب قرار می‌دهیم و می‌گوییم «السلام علیك…» و این امر نمادی از نزدیكی سالك به پیشوا و دلیل راه است. 👈 .... 🌤اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌤 @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️ 〰🍃🌺✨〰 〰✨🌺🍃〰
13.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚پیامبران اروپایی! چرا در نام 26 پیامبر آمده است؟ آیا انبیاء فقط برای آسیا بودند؟ @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
نبرد پنهان.mp3
3.72M
| رهبری: در روزهایی به سر می‌بریم که: « نیستند » و نقطه عطف تاریخند! ✘ بایــــد غیـــرعادی زنــدگی کنید ✘ @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
اهمیت اتحاد در جامعه.mp3
10.86M
| 💥 خطر از بین رفتن وحدت و همدلی امروز در حساس‌ترین روزهای تاریخ وجود دارد! ✘ خواص، اهالی رسانه، افراد انقلابی و تریبون‌داران در جامعه بر لبه‌ی تیغ‌اند! منبع : ولادت امام حسن علیه السلام @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
یاد خدا ۶۰.mp3
10.69M
مجموعه ۶۰ | « فلانی چقدر خودشو گم کرده ! » تا حالا این جمله رو زیاد شنیدیم یا گفتیم ! اما در این پادکست یاد می‌گیریم که ؛ برای خود ما هر روز داره این اتفاق بارها و بارها میفته و ما اصلاً متوجه نمیشیم! @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
4_5773816585751892632.mp3
1.73M
🔸 سیری در فضائل بی‌انتهای ذکر شریف صلوات 🎧 قسمت نوزدهم @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
34.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️۱۰ نکته مهم در رابطه با عملیات وعده صادق! 🔴 دیدن این ۱۰ دقیقه دست شما را در پر و شما را مجهز به پاسخ تمام شبهات می‌کند برشی از سخنرانی ، در رابطه با حمله تنبیهی موشکی سپاه •┈••✾••┈• @zohoreshgh ♥️تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم♥️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
Takhribe_Ghoboore_A`eme_Baghi`1401_02_22Heya`te_rayat_almahdi_Mashhade.mp3
19.4M
🔈 * چرا جرات تخریب حرم پیامبر (صلی‌الله علیه ‌وآله‌وسلم) نیست؟ * مساله اصلی در قبور ائمه بقیع * چرا به بعضی حرم ها کاری ندارند. * بزرگداشت، مساله اصلی در قبور ائمه * دایره وسیع شعائر الهی * اهمیت سفره امام حسین (علیه السلام) * فرق سایر سفر ها با سفر زیارتی * عظمت شعائر الهی * ویژگی تمدن حاضر * چرا تحقیر؟ * بدل تعظیم شعائر الهی * عظمت خدای متعال در کلام امیر المومنین (علیه السلام) * اوج تحقیر دنیا * اثر تعظیم دشمنان الهی * چرا یمن قتل عام شد؟ * اهمیت زیارت کربلا * مستحبی که باوجود خطر ساقط نمی شود. * بشارت میثم تمار به مختار * ناله فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) ⏰مدت زمان:۴۰:۱۰ 📆1401/02/22 @zohoreshgh 🖤تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم🖤
مداحی آنلاین - سالروز تخریب بقیع.mp3
2.79M
🏴 👌 بسیار شنیدنی 🎙حجت الاسلام 📡حداقل برای☝️نفر ارسال کنید. @zohoreshgh 🖤تاظهوردولت عشق و تاابد مولایم عاشقت میمانم🖤