💠 وظیفه مأموم هنگام ایراد خطبه نماز جمعه
⁉️ سؤال:
اگر مأمومان در هنگام ایراد خطبه نماز جمعه به خواندن نوافل یا ادعیه و یا صحبت کردن مشغول شوند، اشکالی دارد؟
✍️ پاسخ:
🔹 بنابراحتیاط باید نمازگزاران به خطبه های امام گوش دهند و ساکت باشند و از حرف زدن بپرهیزند.
📚 پینوشت:
بخش استفتائات پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله خامنهای
📎 #احکام_نماز
🖇 لینک مطلب:
https://btid.org/fa/news/257290
💢 دیۀ حوادث ورزشی در افراد غیر بالغ
⁉️ سؤال:
دربارۀ بازیهایی مانند فوتبال که غالباً بر اثر برخورد ناخواستۀ بازیکنان به یکدیگر، به بدن آنها آسیبهایی وارد میشود، فرمودهاید: در موارد طبیعی و در حد متعارف، دیه ندارد لیکن در موارد خطای عمدی، دیه دارد؛ آیا این حکم شامل بچههای نابالغ هم میشود؟
✍️ پاسخ:
🔹 احتیاط در این است که اولیای آنها با یکدیگر مصالحه کنند.
📚 پینوشت:
بخش استفتائات پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله خامنهای
📎 #احکام_دیه
📎 #حق_الناس
✨سر صبح بردن نام حسین بن علی می چسبد:
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما. بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ،
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 🦋
اللّهُمَ اَرزُقنـٰا فِی اَلْدُنْیٰا زیٰارَۃ اَلْحُسَیْن
وَ فِی اَلْاٰخِرَۃ شِفٰاعَة اَلْحُسَیْن
خدایا روزی ما را در دنیا زیارت کربلا و
در آخرت شفاعت امام حسین(ع) قرار بده
الهی آمین🌹🤲🦋
🌹وعده ما هر روز صبح دعای عهد🌹
سلام بر شما :
🌾 منتظران بقیه الله (ارواحنا فداه) 🌾
ان شاء الله هر روز صبح
همراه باشید با قرار تجدید بیعت روزانه
با 🌺امام زمان (عج)🌺
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
📜#دعاے_عہد
🌹*بِسْم اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ*🌹
🌷🕊اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْکُرْسِىِّ الرَّفیعِ، وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجیلِ وَالزَّبُورِ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ، وَالْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊اَللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُکَ بوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الْمُنیرِ، وَ مُلْکِکَ الْقَدیمِ، یا حَىُّ یا قَیُّومُ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذى یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ، یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ، یا مُحْیِىَ الْمَوْتى، وَ مُمیتَ الْأَحْیاءِ، یا حَىُّ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقائِمَ بِأَمْرِکَ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ الطّاهِرینَ، عَنْ جَمیعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها وَ جَبَلِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ عَنّى وَ عَنْ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَ مِدادَ کَلِماتِهِ، وَ ما أَحْصاهُ عِلْمُهُ، وَ أَحاطَ بِهِ کِتابُهُ🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊أَللّهُمِّ إِنّى أُجَدِّدُ لَهُ فى صَبیحَةِ یَوْمى هذا، وَ ما عِشْتُ مِنْ أَیّامى عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فى عُنُقى، لا أَحُولُ عَنْها، وَ لا أَزُولُ أَبَداً🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعَوانِهِ، وَالذّابّینَ عَنْهُ، وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فى قَضاءِ حَوائِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلینَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامینَ عَنْهُ، وَالسّابِقینَ إِلى إِرادَتِهِ، وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْه🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊اَللّهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنى وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً، فَأَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً کَفَنى، شاهِراً سَیْفى، مُجَرِّداً قَناتى، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعى فِى الْحاضِرِ وَالْبادى🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊اَللّهُمَّ أَرِنِى الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ، وَاکْحَُلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ مِنّى إِلَیْهِ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُکْ بى مَحَجَّتَهُ، وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ، وَاشْدُدْ أَزْرَهُ،وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ ، وَ أَحْىِ بِهِ عِبادَکَ،🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ: ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِى النّاسِ، فَأَظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِیَّکَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِک حَتّى لا یَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ، وَ یُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِکَ وَ ناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْرَکَ وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْکامِ کِتابِکَ، وَ مُشَیِّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دینِکَ، وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ، اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ، وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🌷🕊اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ🌷🕊
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈
🔴 آنگاه سه باربرران خوددست میزنى، ودرهرمرتبه مى گويى:
اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ
اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ
اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمان
❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃❈🍃
#رمان_بدون_تو_هرگز
#پارت_بیست_و_هفتم
حمله زینبے
بیچاره نمے دونست ...
بنده چند عدد سوزن و آمپول در سایزهاے مختلف توے خونه داشتم ...
با دیدن من و وسایلم، خنده مظلومانه اے ڪرد و بلند شد، نشست ... از حالتش خنده ام گرفت ...
- بزار اول بهت شام بدم ... وسط کار غش نکنے مجبور بشم بهت سرم هم بزنم ...
ڪارم رو شروع ڪردم ... یا رگ پیدا نمی ڪردم ...
یا تا سوزن رو مے کردم توے دستش، رگ گم مے شد ...
هے سوزن رو مے ڪردم و در میے آوردم ...
می انداختم دور و بعدے رو برمے داشتم ...
نزدیک ساعت 3 صبح بود ڪه بالاخره تونستم رگش رو پیدا ڪنم ... ناخودآگاه و بی هوا، از خوشحالے داد زدم ...
- آخ جون ... بالاخره خونت در اومد ...
یهو دیدم زینب توے در اتاق ایستاده ...
زل زده بود به ما ... با چشم هاے متعجب و وحشت زده بهمون نگاه مے ڪرد ... خندیدم و گفتم ...
- مامان برو بخواب ... چیزے نیست ...انگار با جمله من تازه به خودش اومده بود ...
- چیزے نیست؟ ... بابام رو تیکه تیکه کردے ...
اون وقت میگے چیزے نیست؟ ...
تو جلادے یا مامان مایے؟ ...
و حمله کرد سمت من ...
علے پرید و بین زمین و آسمون گرفتش ...
محڪم بغلش ڪرد...
- چیزے نشده زینب گلم ...
بابایی مرده ... مردها راحت دردشون نمیاد ...
سعی مے ڪرد آرومش ڪنه اما فایده اے نداشت ...
محڪم علے رو بغل ڪرده و براے باباش گریه مے ڪرد ... حتے نگذاشت بهش دست بزنم ...
اون لحظه تازه به خودم اومدم ...
اونقدر محو ڪار شده بودم ڪه اصلا نفهمیدم ...
هر دو دست علے ... سوراخ سوراخ ...
ڪبود و قلوه ڪن شده بود ...
#ادامه_دارد...
نویسنده متن👆همسر وفرزند شهید سید علے حسینے
https://eitaa.com/joinchat/2724462808Cfbe69129a7
#رمان_بدون_تو_هرگز
#پارت_بیست_و_هشتم
مجنون علے
تا روز خداحافظے، هنوز زینب باهام سرسنگین بود ...
تلاش هاے بے وقفه من و علے هم فایده اے نداشت ...
علے رفت و منم چند روز بعد دنبالش ...
تا جایے ڪه مے شد سعے کردم بهش نزدیک باشم ...
لیلے و مجنون شده بودیم ...
اون لیلاے من ... منم مجنون اون ...
روزهاے سخت توے بیمارستان صحرایے یڪے پس از دیگرے مے گذشت ...
مجروح پشت مجروح ... ڪم خوابے و پر کارے ...
تازه حس اون روزهاے علے رو مے فهمیدم ڪه نشسته خوابش مے برد ...
من گاهے به خاطر بچه ها برمے گشتم اما براے علے برگشتے نبود ...
اون مے موند و من باز دنبالش ... بو مے ڪشیدم ڪجاست ...
تنها خوشحالیم این بود ڪه بین مجروح ها، علے رو نمے دیدم ...
هر شب با خودم مے گفتم ... خدا رو شڪر ...
امروز هم علے من سالمه ...
همه اش نگران بودم با اون تن رنجور و داغون از شڪنجه، مجروح هم بشه ...
بیش از یه سال از شروع جنگ مے گذشت ...
داشتم توے بیمارستان، پانسمان زخم یه مجروح رو عوض مے ڪردم ڪه یهو بند دلم پاره شد ...
حس ڪردم یڪی داره جانم رو از بدنم بیرون مے ڪشه ...
زمان زیادے نگذشته بود ڪه شروع ڪردن به مجروح آوردن ...
این وضع تا نزدیڪ غروب ادامه داشت ...
و من با همون شرایط به مجروح ها مے رسیدم ...
تعداد ما ڪم بود و تعداد اونها هر لحظه بیشتر مے شد ...
تو اون اوضاع ... یهو چشمم به علے افتاد ... یه گوشه روے زمین ... تمام پیراهن و شلوارش غرق خون بود ...
#ادامه_دارد...
نویسنده متن👆همسر وفرزند شهید سید علي حسینے
https://eitaa.com/joinchat/2724462808Cfbe69129a7
#رمان_بدون_تو_هرگز
#پارت_بیست_و_نهم
جبهه پر از علے بود
با عجله رفتم سمتش ... خیلے بے حال شده بود ...
یه نفر، عمامه علے رو بسته بود دور شڪمش ...
تا دست به عمامه اش زدم، دستم پر خون شد ...
عمامه سیاهش اصلا نشون نمی داد ... اما فقط خون بود ...
چشم هاے بی رمقش رو باز ڪرد ... تا نگاهش بهم افتاد ...
دستم رو پس زد ... زبانش به سختے ڪار مے ڪرد ...
- برو بگو یکے دیگه بیاد ...
بے توجه به حرفش ... دوباره دستم رو جلو بردم ڪه بازش ڪنم ...
دوباره پسش زد ... قدرت حرف زدن نداشت ... سرش داد زدم ...
- میزاری ڪارم رو بڪنم یا نه؟ ...
مجروحی ڪه ڪمی با فاصله از علے روے زمین خوابیده بود ... سرش رو بلند کرد و گفت ...
- خواهر ... مراعات برادر ما رو بڪن ... روحانیه ... شاید با شما معذبه ...
با عصبانیت بهش چشم غره رفتم ...
- برادرتون غلط ڪرده ... من زنشم ...
دردش اینجاست ڪه نمے خواد من زخمش رو ببینم ...
محڪم دست علے رو پس زدم و عمامه اش رو با قیچی پاره ڪردم ...
تازه فهمیدم چرا نمے خواست زخمش رو ببینم ...
علے رو بردن اتاق عمل ... و من هزار نماز شب نذر موندنش ڪردم ...
مجروح هایے با وضع بهتر از اون، شهید شدن ...
اما علے با اولین هلے ڪوپتر انتقال مجروح، برگشت عقب ...
دلم با اون بود اما توے بیمارستان موندم ...
از نظر من، همه اونها براے یه پدر و مادر ...
یا همسر و فرزندشون بودن ... یه علے بودن ... جبهه پر از علے بود ...
#ادامه_دارد...
نویسنده متن👆همسر وفرزند شهید سید علي حسینے
🌀دوستانتون رو دعوت ڪنید🌀
https://eitaa.com/joinchat/2724462808Cfbe69129a7
💢 کشف عورت جهت معالجه و درمان
⁉️ سؤال:
جهت مراجعه به پزشک، گفته شده نگاه به عورت در صورت ضرورت اشکال ندارد، منظور از ضرورت چیست؟
✍️ پاسخ:
🔹 کشف عورت در غیر ضروت جایز نیست. و مراد از ضرورت این است که تشخیص بیماری و درمان آن متوقف بر لمس و نظر باشد و حدود ضرورت هم، بستگی به مقدار نیاز دارد.
📚 پینوشت:
بخش استفتائات پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله خامنهای
🖇 لینک مطلب:
📎 #احکام_بانون
📎 #احکام_پزشکی