eitaa logo
_ عدم .
265 دنبال‌کننده
612 عکس
329 ویدیو
3 فایل
حالی ب حالیم و عدم شاهدشه عدم:شاید نقطه آرمانیم:) چنگی ب دل زد همراهمون شو🫡 کپی؟ خوش بحالت اگه میتونی باباجان 😂. https://eitaa.com/AAbsence
مشاهده در ایتا
دانلود
علیک سلام عزیزم
بهشت من :)
_ عدم .
‌ [ یک عاشقانه کوتاه ] در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخرین تصویری است که از
‌ [ یک عاشقانه‌ی کوتاه ] بغ کرده نشسته بود گوشه‌ی اتاقشو موهای بلندشو ریخته بود رو صورتش که اشکاشو نبینم . پسرم زیادی مرد بود ، حتی با وجود همین موهای بلندش که نمیذاشت کوتاهشون کنم . درست مثل ؛ بگذریم ! وقتی دید حرفی نمیزنم سرشو بلند کرد و طلبکار با همون صدای گرفته ش گفت : اون برمیگرده ، خودش گفت . سعی کردم جلوی خنده مو بگیرم ؛ خوردنی شده بود پسر کوچولوم . با احتیاط گفتم : اگه میخواست برگرده که نمی رفت . اشکاش دوباره راه گرفتن رو صورتش : خودش که نمی خواست بره ؛ به زور بردنش . تکیه مو از چارچوب در گرفتم و رفتم جلوتر و کنارش نشستم رو زمین . قیافه ی ناراحتی گرفتم به خودمو شونه بالا انداختم : به هرحال رفته ، خونه‌شونو عوض کردن ؛ بهتره فراموشش کنی . گریه‌ش شدت گرفت و با لحنی که سعی میکرد مردونه ترش کنه داد زد : نخیرم . تو که نمیدونی دوست داشتن یعنی چی : ) انگشتای تپل کوچولوشو گرفت جلوی صورتم و ادامه داد : اون دوتا دوستم داشت ، دوتا . منو حتی از بستنی و پاستیل خرسیم بیشتر دوست داشت . میخواست با من عروسی کنه ، قول داده بودم بزرگ که شدم براش از النگوهای خاله فاطمه بخرم ؛ که جیرینگ صدا بده تو دستش . تو که نمیدونی اون فقط با من بازی میکنه ؛ تازه اون روز زمین که خوردم خیلی درد داشت ، اما من گریه نکردم ، مردا که گریه نمیکنن ؛ ولی اون داشت واسه من گریه میکرد . تو که نمیدونی دوست داشتن چجوریه ؛ تو که تا حالا یه گاز از بستنیت به کسی ندادی ، آخه تو که .. به هق هق و سکسکه افتاده بود ؛ سرشو بغل گرفتم ، شروع کرد مشتای کوچیکشو ؛ حواله ی سر و سینه‌م کرد و با هق هق زار زد : فراموشش نمیکنم ، میرم دنبالشو پیداش میکنم ؛ بزرگ میشم بعد اون میشه عروسم . بهش قول دادم گمش نکنم ، بهش قول دادم نرم با فرشته بازی کنم . من . . ب . . بهش قول دادم . . من . . یاد حرفای تو افتادم ، یاد قول و قرارامون ؛ یاد همه ی خاطرات خوب و بدمون . هرچیم که من ضعیف بودمو زود کم آوردم ؛ پسرم به تو رفته ؛ حرفش حرفه . میدونه دوست داشتن یعنی چی ؛ میدونه دوتا یعنی چی . چشمامو بستمو سعی کردم به یاد بیارم صورتتو ؛ ناخودآگاه زیرلب اسمتو صدا کردم . پسر بچه‌ی آروم گرفته تو آغوشم ، با صدای خش دار و هق هق جواب داد : دیگه اسممو صدا نزن ؛ دیگه دوستت ندارم .
یک بار نه ، بارها پس‌از رفتنت ‌، دلتنگت شده‌ام .
_ عدم .
تو کوری یا مُ دورُم کِ مونه دیگه نِمیبینی؟ کُدوم لَب عاشِقت کِرده لِب دریا نِمیشی؟
هر شبِ اینجا انقدر وَهم داره و ما بی خبر گرد جهان میگردیم؟
امشب چه حال غریبی افتاده به جونم...
طی زمان کن ای فلک، مژدهٔ وصل یار را پاره‌ای از میان ببر این شب انتظار را
عزیزای یک دلتنگ مشهد=)
هر کجا رفته‌ام این درد مداوا نشده چقَدَر پنجره فولاد دلم می‌خواهد...