داشتم مینوشتم:
آدما با دوست داشتنیاشون امتحان میشن
گوشه ذهنم بهم نهیب زد:
آره دوست داشتنیاتونو سیر ببینید که مثل این بدبخت داغ دیدنش رو جیگرتون نمونه .
دلم میخواد بگم کاش دیگه حالمون خوب میشد ،ولی نه ؛
کاش دیگه بعد شما نمونم زیاد عزیزجان
سخت میگذره ، سخت تر از چیزی که تصورش و میکردم اما، هر چه حسین-ع- بخواهد و خدای حسین-ع- تدبیر کند… .
از این حجم از حال خراب که فاصله بگیریم
ماشاالله به این ملت ما که خسته نمیشن و تا انتقام نگیرن واقعا آروم نمیگگیرن🙂
ماشاالله هر شب پر شور تر از شب قبل .
ما در هیچحال، قلبهایمان خالی از غم نخواهد شد؛ چرا که غم، ودیعهای است طبیعی که ما را پاک نگه میدارد. انسانهای بیاندوه، به معنای متعالی کلمه، هرگز "انسان" نبودهاند و نخواهند بود. از این صافیِ انسانساز نترس .
خب کمکم که نه تقریبا کاملا رسدیم ته خط ۴۰۴ ،
چهارصد و چهاری که اولش برام شیرین شروع شد و اولین صدایی که شنیدم صدای کسی بود که الان دیگه نیست، بگذریم .
یه سال و گذروندیم که اندازه دو دهه توش داده و اطلاعات رد و بدل شد سالی که واضح آخرالزمانی بودنش و به رخمون کشید .
سالی که سخت گذشت ولی به هر حال داره تموم میشه!!
قرارع وارد یه سال نو بشیم بدون خیلی عزیزامون بعضی با جیگر سوخته و با کمر خم باید سال جدیدو حس کنیم.
اما موردی که این وسط من داغدار و سرپا نگه می داره برا فکر کردن به سال جدید چیزی که باید انجام بدم، کارهایی که نکردم و قولش و دادم، آیندهایِ که باید برای دلخوشی عزیزترینام و سربلندی مملکتم بسازم و
مهدی-عج- که امیدوارم امسال بتونم روی ماهش و ببینم !!
پس عقب گرد، توقف، ناامیدی، افسردگی، مرگ زودهنگام؛ تعطیله.
ما هممون مدیونیم خودمونیم خوب میدونیم به خیلیا هم مدیونیم پس بیاید یه یاعلی بگیم و سال ۴۰۵ و جوری شروع کنیم که به قول رفیقمون بشه سال ترقی و پیشرفت سالی که اسممون عالم گیر بشه .
مورد دوم اینکه خودم میدونم خُلق خاصی دارم زحمت بکشید بنده رو حلال بفرمایید نمیخوام بگم همینِس که هست ولی خب ظاهر و باطن همینِ و چاره ای جز تحمل ندارید به بنده مربوط نیست🤧
بعدم اینکه بدون ارزشمندی حتی تویی که نمیشناسمت😅 .