eitaa logo
عباس‌‌پرست(:
73 دنبال‌کننده
37 عکس
48 ویدیو
1 فایل
مَن هَرجا که تِمثالِ تورو دیدَم ماتَم بُرد . . آره تو اونی که واسه دیدارِش بایَد مُرد #ألامام‌العباسﷻ:) -وابسته‌به‌احوالات‌م. -کپی؟ راضی نیستم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_azms2ug&btn=✿
مشاهده در ایتا
دانلود
چی‌گفتی مگه داداش؟ گفتم ای لشگر منم مکه منی گفتم ای لشگر منم سعی و صفا گفتم ای لشگر ز نسل حیدرم مصطفی از من، من از پیغمبرم من همونی ام که جام تو بغل میغمبر بود.. من همونی ام که جام رو دوش پیغمبر بود .. من همونی ام که پیغمبر نمازشو معطل میکرد تا من از دوشش پیاده بشم.. لشکر من حسین‌ابن‌علی.. نوه‌ی پیامبرم!:)💔
روز عاشورا،‌ امام‌حسین خیلی یادِ مادر می‌افتاد!
اولین جایی که یاد مادر افتاد همون لحظه ای بود که خودشو معرفی کرد.. تا گفت من پسر فاطمه ام سنگش زدن.. خیلی دلش شکست خیلی گریه کرد.. دومین جایی که یاد مادر افتاد اون ساعتی بود که اومد جلو لشکر گفت مگه من حلالی رو حرام کردم؟ مگه از من فسق و فجوری دیدید؟ چرا میخواید منو بکشید؟ یه نانجیبی بلند شد از وسط جمعیت گفت حسین میدونی چرا اومدیم خونتُ بریزیم؟«إِنّا نَقْتُلُكَ بُغْضاً لاَِبِيكَ» چون تو بابات علیِ...
عباس‌‌پرست(:
اولین جایی که یاد مادر افتاد همون لحظه ای بود که خودشو معرفی کرد.. تا گفت من پسر فاطمه ام سنگش زدن..
چرا یاد مادرش افتاد؟ آخه مادرشم به همین گناه بین در و دیوار رفت.. آخه مادرشم به همین گناه لگد خورد.. سیلی خورد تازیانه خورد.. اون نانجیب تو نامه ش به معاویه نوشت گفت معاویه تا صدای زهرا رو پشت در شنیدم یه لحظه لرزیدم گفتم فاطمه پشت درِ ما که با فاطمه کاری نداریم برگردیم .. میگه برگشتم چند قدم عقب یهو یاد علی افتادم چنان لگدی به در زدم.. ان‌ها‌کینه‌ی‌علی‌در‌دل‌داشتن.. بمیرم برای حسنین..:)💔.
بگذریم و برسیم به هفتمین جایی که یادِ مادر افتاد..
هفتمین جایی که یاد مدینه افتاد..:) هفتمین جایی که یاد مادرش افتاد‌.. افتاده بود تو گودال بی رمق داشت نگاه میکرد یه مرتبه دید دارن به زینب حمله میکنن.. تا دید دارن حمله میکنن یه لحظه تکیه داد به نیزه یه بار جلو بابام مادرمُ زدید بسه.. بیاید کار حسینُ تموم کنید..
وای‌حسینم..
اما آخرین باری که اسم مادر و برد کجا بود؟.. آخرین لحظه ای که اسم مادرُ برد اون ساعتی که شمر خنجر و گذاشت روی گلو..
دارم می‌میرم
عباس‌‌پرست(:
اما آخرین باری که اسم مادر و برد کجا بود؟.. آخرین لحظه ای که اسم مادرُ برد اون ساعتی که شمر خنجر و گ
امام رضا فرمود جد مارو با دوازده ضربه کشتن.. هر ضربه ای که میزد ابی عبدالله یه ذکر میگفت (زیر تیغ و شمر ذکر می‌گفتن..) یه ضربه میگفت وا محمدا.. دوم وا علیا.. سوم وا عطشا.. چهارم وا غربتا.. آخرین ضربه که زد سرُ جدا کرد گفت وا اماه .. مادر ببین حسینت‌رو...
از زبان حضرت زهرا بخونیم؟💔