تا غریب به چهل سال بعد از واقعه کربلا کارش همه گریه و ناله بود... هر جایی براش کربلا بود و هر روزش عاشورا.. به هر بهانه ای گریه میکرد، ناله میزد، اشک میریخت..💔
از ایشون پرسیدن به شما کجا خیلی سخت گذشت؟
سه مرتبه فرمود الشام الشام الشام...
بمیرم برا دلت آقا💔
نمیره از یاد من دستای بستهو وای
روضه شهر شام وای
داغ شیرخواره و وای
تشنگی بابام...:)
گریه میکنیم به یاد آن دم،که عمه را دید با قامت خم.
یاد وقتی که با اشک دیده،دیده به نیزه سر ِ بریده
یاد شبی که با سوز و ناله،گریه کرده بر طفل سه ساله