eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
293 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
❇️ دبیر اجرایی چهارمین همایش ملی «کتاب سال بانوان» خبر داد: 💠 برگزاری پیش‌نشست‌های علمی و انگیزشی مرتبط با همایش ملی «کتاب سال بانوان» برای نخستین بار 🔰 چهارمین همایش کتاب سال بانوان آذر 1403 برگزار می‌شود 🗓 مهلت ارسال آثار به دبیرخانه همایش: تا 31 خرداد 1403 https://jz.ac.ir/post/13666 🌹 ┄┅═══••✾••═══┅┄ @jz_news | کانال رسمی جامعه الزهرا
. «ریحانه ی خلقت» ✍فاطمه شکیب رخ هنگامی که می‌بینم هم جنسان من، در عرصه های اجتماعی، وارد مناصب و مشاغل سخت شده اند و بر این اتفاق بر خویش می بالند، از خود می پرسم که آیا آنان با پذیرش چنین مسئولیت هایی، از کالبد و هویت زنانگی خویش و از آنچه برای آن خلق شده‌اند، بهره ای نیز خواهند برد؟ راستی مگر کسب مدیریت یک مجموعه، چه مرتبه انسانی خاصی می تواند برای یک بانو باشد؟ که در شمار کاردکردهای مثبت یک دولت باید ارزیابی شود؟! و اهتمام دولت ها بر آن قرار گیرد که با اعطای مناصب شغلی برتر به بانوان، به آن افتخار کنند؟! اصلا چه کسی برای ما زنان، تعریف کرد که یک زن باید دوش تا دوش مردان جامعه، مردانه اعلان حضور کند و گام به گام همپای مردان، پیش رود؟! زن را برای فرهیختگی آفریده اند، برای تاریخ سازی و‌ برای آنکه بیاموزد و اندیشه ورزد، خلق نموده‌اند…او را آفریده‌اند تا گرداننده ی غایب از صحنه باشد! او را برای مدیریت باورها و افکار جوامع و نه کارگری تمام وقت ارکان حکومت ها به حیات، رسانده اند! او را آفریدند تا مهم‌ترین قله های دست نیافتنی جهان را با عنوان مادری در دست گیرد، نه آنکه امور وامانده مردان جوامع را بستاند و به بار کم‌شده از دوش مردان افتخار کند! زن را برای آنکه ریحانه بماند، برای آنکه مادر و همسر بماند، برای آنکه لطافت خلقتش را با سختی های مردانه، آلوده نگرداند، زن‌آفریدند! ای‌کاش دولتمردان نظام اسلامی، با خلق زنانگی های نوین در لباس دین، هویت اسلامی و ملی زنان ما را با مبانی لیبرالیسم پیوند نزنند و اجازه دهند، آنچه میراث مکتب تشیع برای ما در خلقت ریحانه ی زن باقی نهاده، استوار بماند. @AFKAREHOWZAVI
به چه افتخار کنیم؟ ✍زينب نجیب مشاور امور زنان و خانواده‌ی وزیر علوم در گفتگویی که با ایلنا داشت به مسئله سهم تصدی‌گری مسندهای مدیریتی زنان در کشور اشاره دارد و معتقد است آمار حضور زنان در تصدی مدیریتی کشور بسیار پایین است. راه‌حلی که ایشان پیشنهاد می‌کند تغییر نگرش مردهاست. مثل آنچه در غرب اتفاق افتاده است. ایشان معتقد است؛ در غرب تنها به سرمایه انسانی قائل نیستند بلکه به دنبال منبع انسانی‌اند. یعنی چیزی شبیه به منبع نفت که سرشار از ارزش و ثروت است. منبع سرریز می‌شود تا دیگران بهره‌مند شوند. او در ادامه می‌گوید؛ همه در جایگاه منبع انسانی بدون در نظر گرفتن جنسیت و زن و مرد بودن صاحب توانمندی و ظرفیت‌هایی هستیم که متأسفانه این ظرفیت‌ها برای خانم‌ها در اینجا نادیده گرفته شده است. در کشورهای توسعه یافته به دور از هرگونه نگاه جنسیتی به توانمندی افراد توجه می‌شود. ایشان اظهار کرد؛ گاهی رؤساي دانشگاه‌ها نشستی با معاونین آموزشی دارند و اکثر وقت‌ها فقط دو خانم به عنوان معاون داریم. یا معاون آموزشی یا فرهنگی که معاون فرهنگی کمی بیشتر است تازه چنین چیزی بیشتر در دانشگاه‌های کوچک حاکم است و در دانشگاه‌های بزرگ کمتر می‌بینیم که زنان در چنین مسندی باشند.  سخنان خانم دکتر نصیری تا آنجایی که به عدم تفاوت میان زن و مرد تأکید دارد مورد تأیید است. آری، در میان زن و مرد از لحاظ آنچه که مربوط به انسانیت است هیچ تفاوتی قائل نیستیم. زن و مرد چه از لحاظ حقوق انسانی، چه از لحاظ حقوق اجتماعی و ارزش‌های معنوی و سیر تکامل معنوی هیچ تفاوتی با هم ندارند و هر دو به یک میزان می‌توانند در این مسیرها موفقیت به دست آورند اما نگاه درست این است که ما زن را در جنسیت خودش بشناسیم و ببینیم چه ارزش‌هایی می‌تواند این فرد متعلق به این جنس را رشد دهد و تعالی ببخشد این نگاه، نگاه درستی است. ارزش‌ها در اینجا بسیار اهمیت دارد. اینکه کدام ارزش را برجسته کنیم و کدام را از اولویت خارج سازیم؟ اما متاسفانه ما در برابر ارزش‌های برخاسته غربی دچار انفعال شده‌‌ایم. آیت الله خامنه‌ای در بحثی که درباره مردواره کردن زن در غرب مطرح می‌کنند به نکته دقیقی اشاره کرده و اذعان می‌دارد که ما در مقابل آنچه در سیر نگاه به زن در غرب اتفاق افتاد، "دچار انفعال شدیم، یعنی دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، و هم ناخواسته، این گفتمان را قبول کردیم. می‌بینید ما الان افتخار می‌کنیم که فلان تعداد زن، در فلان بخش‌های اجرایی کشور داریم. اشتباه نشود، از اینکه این بانوان در این مناصب اجرایی باشند من هیچ مشکلی ندارم؛ یعنی منع نمی‌کنم، نفی نمی‌کنم، ایرادی هم برایش قائل نیستم -فرض کنید وزیر بهداشت ما یک خانم بود، یا معاونین رئیس‌جمهور مثلاً، یا بخش‌های مختلف در بینشان بانوان هستند، این از نظر من اشکالی ندارد- آنچه اشکال دارد، افتخار به این است؛ که ما به رخ دنیا بکشیم که ببینید، ما در بخش‌های اجرایی اینقدر زن داریم! این همان دوْر خوردن است، این همان منفعل شدن است؛ این افتخاری ندارد. خیلی خب، یک خانمی است، ارزش‌هایی داشته، توانایی‌هایی پیدا کرده، مناسبِ این مقام شده؛ خیلی خب، بگذارند، خلاف قانون هم که نبوده؛ امّا اینکه ما به این افتخار بکنیم که ببینید، ما این تعداد خانمِ مسئولِ در بخشهای اجرایی داریم، این غلط است. اگر ما افتخار کنیم که این تعداد خانم روشنفکر، خانم تحصیلکرده داریم، این خوب است، این جا دارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم نویسنده، خانم فعّال فرهنگی یا فعّال سیاسی داریم، اشکالی ندارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم شهادت‌طلب و مجاهده‌کار در میدان‌های گوناگون داریم، این خوب است؛ اگر بگوییم این مقدار خانمی که در عرصه‌های سیاسىِ انقلابی فعّالند -گوینده‌اند، نویسنده‌اند- داریم، این خوب است؛ افتخار به اینها خوب است؛ امّا افتخار به اینکه ما این تعداد وزیر زن، این تعداد نماینده‌ی زن، این تعداد معاونِ بخشهای مختلفِ زن، این تعداد رئیس مؤسّساتِ تجاری زن داریم، افتخار به این غلط است؛ این انفعال در مقابل آنها است."(۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، بیانات در دیدار جمعی از بانوان فرهیخته حوزوی و دانشگاهی) بدین ترتیب باید توجه داشت که چه چیزی را به عنوان ارزش در جامعه مطرح می‌کنیم، آن را قوت می‌بخشیم و بدان افتخار می‌نماییم. حضور بانوان مستعد و متعهد که هم در امر خانواده توفق یافته‌اند و هم کنشگرند افتخارآفرین‌اند. البته نه فقط به دلیل توفیقی که این بانوان در امری استحبابی یافته‌اند بلکه الگوی زن انقلابی مسلمان این است. این مهم هرگز نباید با مسائلی همچون پذیرش انواع شغل‌ها از سوی خانم‌ها و بالا رفتن آمار مسند نشینی آنها خلط گردد آنچه در اندیشه رهبر انقلاب برجسته شده و قابل مباهات قرار گرفته‌است؛ نقش آفرینی و فعال بودن زنان در حیطه‌هایی است که در بیاناتشان به وضوح مشاهده می‌شود. @AFKAREHOWZAVI
برای اولین بار اتفاق می‌افتد؛ «نظارت آنلاین مردم بر آثار و کتب منتشر شده» دفتر توسعۀ کتاب و کتاب‌خوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن اطلاعیه‌ای اعلام کرد: 🔻از عموم اهالی کتاب، پژوهشگران، کتاب‌فروشان، کتاب‌خوانان، والدین و گروه‌های ترویجی کتاب دعوت می‌شود تا موارد مغایر با ضوابط نشر را برای بررسی دقیق‌تر، برخورد و جبران در سامانۀ نظارت مردمی گزارش کنند. 🔻گزارش‌های رصدی مردمی در سریع‌ترین زمان ممکن بررسی، رسیدگی و نتیجه آن اعلام خواهد شد. https://www.farhang.gov.ir/fa/news/716882/سامانۀ-نظارت-مردمی-بر-آثار-منتشره-در-دسترس-عموم-مردم-قرار-می-گیرد 📚@dostaneketab
. «صعودی جدید» ✍سیده ناهید موسوی بیشتر اساتید در کانال‌ها و گروه‌ها می‌گویند؛ با توجه به شرایط غزه و تصاویری که منتشر می‌شود، سوژه‌ها و فرصت‌های زیادی برای نوشتن داستان، روایت و... هست، حتما استفاده کنید. اما در واقع؛ تصاویر مردم غزه اعم از کودکان و زنان، بازارها و‌ بیمارستان‌های آن شهر برای ایده و سوژه گرفتن‌ و صرف نوشتن برای تقویت قلم و مهارت خود نیست. و نوشته‌ها باید منجر به بیداری وجدان و رهایی نفس از طغیان و تکبر شود. در عصر تکنولوژی و تطور،عالَم شاهد ذبح حقیقت و واقعیت است. قلم‌ها اکنون باید برای بیان حقایق و رخدادهای ضد انسانی که توسط اسرائیل و هم پیمانان‌اش علیه مردم فلسطین می‌شود، قد علم کنند و تا آخرین قطره جوهر باید از زوایای ظلم و ستم، آوارگی و شهدای غزه نوشت. در هفته‌ای که گذشت، مردم از پایتخت های مختلف دنیا در راهپیمایی‌های پرشور و نمادین خواستار محکومیت رژیم غاصب صهیونیستی شدند. آن‌هم در بطن تمدن‌هایی که «ادعای آزادی» دارند، اما خود در بَند جهالت و افراط به سَر می‌برند. این حرکت‌ها و اتحاد مردم جهان برای آزادسازی قدس شریف، به تنهایی یک بُرد و پیروزی محسوب می‌شود و این خون‌های ریخته شده مردم بی‌گناه و شهدای مسلمان است که این جوشش‌ها و تکاپوهای مردمی را در دنیا به راه انداخته است. صحنه‌ها،تصاویر، سخنان کوبنده و اصرارهایی که از نوع خود بی مثال است. در چنین شرایطی نقش انسانیت و رسانه بیش از پیش حساس‌تر و مسولیت سنگین‌تری در قبال نشر حقایق و برخط بودن برای انعکاس صدای مظلومیت غزه می‌شود. در حالی‌که، اروپا شاهد تجمع های مردمی در حمایت از مردم فلسطین است، اما کشورهای همسایه و حُکام عرب در حال برپایی مراسم فصلی خود که در سرتاسر آن غرب‌زدگی و تقلید کورکورانه از غرب است، مشغول هستند. با این حال آیا دنیا در حال تغییر و نزدیک شدن به نظم نوین تمدن اسلامی است؟! بر اساس بیانات رهبری در زمینه چشم انداز تحقق تمدن نوین اسلامی، مرحله‌ی شکل گیری تمدن نوین اسلامی با بعثت پیامبر (ص) در مکه و سپس با تشکیل حکومت در مدینه آغاز شد و از همان ابتدا با دستاوردهای مختلفی که در زمینه‌های گوناگون به دست آورد، توانست به سرعت جایگاه والایی به خود اختصاص دهد. اما با گذشت زمان به دلیل دوری مسلمانان از ارزش‌های دینی زیر سلطه حاکمان دنیا طلب، تمدن مسلمانان دچار رکود شدکه تا قرن‌ها ادامه یافت. حلقه مفقود شده در زندگی انسان امروزی سعادت، عدالت، امنیت و آرامش روحی و معنوی است که به عنوان نیازهای حقیقی او در جهان معاصر مورد بی توجهی قرار گرفته است. بر اساس دیدگاه مشترک تمام ادیان آسمانی به ویژه دین اسلام، دوره‌ای خواهد رسید که تمدن اسلامی در بالاترین حد تکامل خود به تمام نیازهای مادی و معنوی بشر پاسخ خواهد داد. (بیانات رهبری در تاریخ، ۱۴/۷/۱۳۷۹) همچنین، ویژگی‌های این نظم نوین بین المللی از دیدگاه رهبری، شکل گیری دولت واحد جهانی و تحقق آرزوی دیرین بشری مبتنی بر تکامل و پیشرفت در کنار گسترش عدالت، معنویت و کرامت انسانی است. نصرٌ من الله و فتح قریب @AFKAREHOWZAVI
. ✍زينب نجیب از آنجا که مسئله حجاب یکی از احکام واضح و روشن قرآن کریم است و چیزی در حدود ۲۵ آیه از قرآن به ابعاد آن پرداخته، می‌توان نتیجه گرفت یکی از وجوه اسلامیت یک حکومتِ اسلامی، رعایت واجبات از جمله همین حکم واجب حجاب است که فلسفه وجوب آن و تاثیراتش در ساحت اجتماع در مجال این یادداشت نمی‌گنجد. اما باید دانست عدم رعایت آن در واقع به معنای نفی یکی از اضلاع دین است . در یک بحث کلی‌تر می‌توان گفت، برخی با طرح چنین شبهاتی به دنبال ایدئولوژی‌زدایی از جمهوری اسلامی هستند. "ایدئولوژی‌زدایی یعنی اسلام و تفکّر اسلامی را در باب جمهوری اسلامی و مردم‌سالاری دینی کنار بگذاریم، و برویم سراغ همان تفکّرات لیبرال‌دموکراسی فاسد و منحرف که امروز مردم دنیا را بیچاره کرده". (۱۴ خرداد ۱۴۰۰،سخنرانی تلویزیونی به مناسبت سی‌ودومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)) به نظر می‌رسد در اصل، مسئله، مسئله‌ی جمهوریت نیست. این افراد نگران کاسته شدن حق رأی و انتخاب مردم نیستند بلکه بیش از آنکه اصلا جمهوریت در این باب موضوعیت داشته باشد اسلامیت نظام موضوعیت دارد و این بُعد مورد هدف قرار می‌گیرد. حقیقت این است که در چنین نظامی جمهوریت در دایره‌ی اسلامیت اعتبار می‌یابد. اگر چنین نبود به‌طور قطع مردم اجازه داشتند برای اجرای هر حکمی از اسلام ابتدا آن را به رفراندوم بگذارند و اگر اکثریت آرا تحصیل می‌شد در مسیر اجرا قرار دهند و اگرنه حکومت اجرای آن را منتفی اعلام کند. این در حالی‌ست که چنین فرایندی هرگز مورد قبول اسلام نبوده و نیست. اسلام برای گسترش فرهنگ خود دست بشر را در انجام واجبات و ترک محرمات باز نگذاشته است. حال باید در نظر داشت که این واجبات و محرمات در زندگی شخصی افراد    مورد بحث نیست بلکه حکومت می‌تواند در باب احکام اجتماعی دخالت مستقیم کند. [۶]. پس می‌توان چنین نتیجه گرفت که مسئله، مسئله‌ی مبارزه با اسلام است نه طرفداری از جمهوریت. چنانچه رهبر انقلاب نیز در این رابطه می‌فرمایند: "اینکه باز بعضی این جور وانمود کنند که «اگر بخواهیم ضوابط اسلامی را رعایت کنیم، با مردم‌سالاری قابل جمع نیست»، جزو حرفهای دشمنان جمهوری اسلامی و دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه ممکن است کسانی از روی غفلت این حرفها را بزنند. بنده متّهم نمیکنم که هر کسی این حرفها را میزند، حتماً پیش‌کرده‌ی دشمن است؛ نه، گاهی از روی غفلت است امّا بدانند این حرف، حرف دشمن است و دشمن میخواهد ریشه‌ی اسلامیّت را بزند. حالا بعضی‌ها دلسوزی میکنند برای مردم‌سالاری که «آقا! مردم‌سالاری از بین رفت» [امّا] اینها در واقع خیلی برای مردم‌سالاری دلسوزی نمیکنند، اینها میخواهند ریشه‌ی اسلامیّت را بزنند، اسلام را کنار بزنند تا وجود نداشته باشد؛ و واقعاً خطای بزرگی است اگر ما مردم‌سالاری را از تفکّر اسلامی و روح اسلامی بیگانه کنیم.(۱۴ خرداد ۱۴۰۰،سخنرانی تلویزیونی به مناسبت سی‌ودومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) @AFKAREHOWZAVI  
. "مسجد هفت درب" ✍فاطمه میری‌طایفه‌فرد بچگی‌ام در محلی گذشت که پر بود از مکان‌های تاریخی و مساجد تاریخی، حالا باید تصمیم می‌گرفتم که بروم مسجد پنجه‌علی یا امامزاده اسماعیل یا مسجدجامع، ولی من مسجد هفت درب می‌رفتم. مسجد هفت درب قدیمی که در زبان عامیانه مردم، مسجد هفته شده‌بود. به هوای هم‌سایه‌ای که یک مهر داشت شکسته و تیره. می‌گفت این تربت امام حسین"علیه‌السلام" است. بعد شروع می‌کرد به گفتن ثواب‌هایی در خواندن نماز با تربت کربلا. من هم دلم لک می‌زد برای خواندن نماز با آن مهر که شکسته شده بود و او نصفش را به من می‌داد تا نماز بخوانم آن هم به شرطی که کنارش باشم. اصلا مهر را از خودش دور نمی‌کرد. تصور این خاطره با الانی که رفت و آمد به عراق این‌قدر آسان شده، باور کردنی نیست. اما واقعا سال‌های جنگ و بعدش حتی تربت کربلا رویایی بزرگ بود. این خاطره در اربعین امسال دوباره برایم زنده شد. زمانی که هم‌سفرِ یک دختر دهه هشتادی‌ بودم، دختری که تیشرتی پوشیده بود با نقشه فلسطین و عبارت القدس لنا... خواستم او را محک بزنم و گفتم: تیشرتی که پوشیدی پسرونه است. با اطمینان و آزادگی خاصی که مختص دهه هشتادی‌هاست، گفت: آرمان قدس دختر و پسر نمی‌شناسه. حرفش برایم لذت بخش بود. گفت: خاله مامانم همیشه تعریف می‌کرد ما وقتی هم سن شما بودیم، حسرت تربت کربلا را داشتیم و حالا راه کربلا باز شده. گفتم: مامانت راست میگه عزیزم خاله به مامانم گفتم: مامان ما هم حسرت قدس را داریم، ان‌شاءالله با بچه‌های‌مان به قدس می‌رویم و همین خاطرات را تعریف می‌کنیم. یاد مسجد هفته و خاطرات خودم افتادم. دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. او را با تمام وجود در بغلم فشردم. مسجد قلب شهر است‌، قلب تپنده که آرزو‌ها و هدف‌ها را به زندگی‌هامان می‌ریزد و بی آن‌که بدانیم عاشق می‌شویم. چقدر دلم هوای قلب تپنده اورشلیم را کرده، چقدر دلم گوشه‌ی دنجی از بیت‌المقدس را می‌خواهد. گوشه‌ای که بنشینی و با یاد خاطرات مسجد هفته و آرزوهایم به خدا بگویم: دمت گرم، من کجا و مسجدالاقصی کجا. @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا