eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
755 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#هشتادُ_سه همیشه یکی از گزینه‌هایِ پیش از سفر انتخاب کتابِ همراهی است که برای سفر بر می‌دارم. و نسبت
این دفعه آهِ روزگار دست و پام را بدجوری گرفته! شده‌ام شبیه مسافرت‌رفتن اقوامم! ده روز زودتر برنامه می‌ریزند صبحِ جمعه‌ای ساعت پنج بزنند به جاده تا مثلاً هفت فلان‌جا باشند. ده روز بعد، جمعه، ساعت یازدهِ نزدیک اذان ظهر دارند آن قابلمه بزرگه را پیدا می‌کنند و سرِ گاز نداشتن پیک‌نیک بحث می‌کنند! الان دقیقاً توی همین حال و روزم. دو ماه برنامه‌ریزی برای چطوری رفتن و با چه امکاناتی کار فرهنگی کردن توی مشّایه، رسیده به اینکه فردا صبح فقط جنازه‌ام را برسانم به اتوبوس و راهی بشوم! این روزها حتی حال باز کردن کتاب هم ندارم. برای همین زده‌ام به تنوعِ هر روز دو تا کتابْ همراهِ خود کردن و چند صفحه‌ای را تُک زدن! دچار یکْ «نمی‌دانم چه‌م شده‌ی» مسلمان نشنود کافر نبیندِ روی اعصابی شده‌ام که از خودم هم بیم دارم! از اینکه یک‌هو یک کاری دست این روزگارِ روتینِ کلیشه‌یِ بی‌تغییر بدهم که آن سرش ناپیدا... @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#هشتادُ_چهار این دفعه آهِ روزگار دست و پام را بدجوری گرفته! شده‌ام شبیه مسافرت‌رفتن اقوامم! ده روز
مسافرت‌های «هیچهایک»ی را دوست دارم! کوله‌ام را ببندم، بایستم لب جاده و چشم بدوزم به پرسپکتیوِ محوی که از آن یک ماشین بیاید. مقصدش هم معلوم نباشد. انگشتم را لایک‌طور بیاورم بالا، طرف بکوبد روی ترمز و من بنشینم کنار راننده و بروم. کجا؟! هر جایی که قابلیت سفر کردن داشته باشد، آن هم با آدم‌های ناشناخته و مدامْ جدید و نو به نو! دوستی داشتم که اینطوری حال می‌کرد با سفر رفتن. جالب اینکه میبدی بود. به ما آدم‌هایِ ساده‌ی بی‌تکلف نمی‌آید اما بالاخره به اندازه نمکِ دیگ از این آدم‌ها هم داریم. و البته خودم همیشه گیر و گرفتِ کارهایِ محدودکننده بوده‌ام. برای دو روز رفتنِ این طرف آن طرف باید فکر مرخصی شرکت و اجازه‌ی خانواده باشم. یعنی هیچهایکی‌گری بماند در حدِ تخیلات که هیچ وقت رنگ واقعیت نمی‌گیرد. اما سفرهای اربعین برای من کمی تنه به تنه‌ی هیچهایکی می‌زند! نه آن قدر با غلظت بالا. در حد اینکه همیشه همسفرانِ متغیرِ جدید داشته‌ام. البته به جز دو سه تایی از بچه‌ها که پای ثابتِ هم بوده‌ایم، مثل ناصر که قرار شده سفرِ آن دنیا هم اگر شد با هم برویم! هیچهایکیِ من این بوده که از سال ۹۲ با آدم‌های زیادی رفته‌ام مشّایه. و جمعِ همراه از دو نفره تا بیست نفره متغیر بوده طی این سال‌ها... مثل امسال که هفده نفریم! یک جمعِ تقریباً تازه با هم همسفر شده که چند تایی‌شان کربلا اولی هستند. یک تجربه‌ی از تکرار خارج شده که بوی نویی می‌دهد... حلال کنید به هر حال؛ و نیت زیارت کنید؛ راهی کربلا هستم. @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#هشتادُ_پنج مسافرت‌های «هیچهایک»ی را دوست دارم! کوله‌ام را ببندم، بایستم لب جاده و چشم بدوزم به پرس
بیشتر ما همیشه توی اتوبوس است که به خدا می‌رسیم. یک وضعیتِ ناجورِ نچسبْ که مانده‌ام چرا روانشناسان را به کشفِ «سندرومِ وضعیت اتوبوس» نرسانده. اتوبوس را که البته می‌دانید؟! یک جامعه‌ی کوچک است. و آدم‌ها یک جورهایی به اجبار باید در محدوده‌ی زمانی و مکانیِ خاص هم را تحمل کنند. و چه زمانی این به اصطلاح جامعه به هم‌ذات‌پنداری و یک درک متقابل خوب می‌رسد؟! وقتی که هدفش مقدس و متعالی باشد؛ هدفی مثل زیارت سیدالشهداء... همین که پشتیِ لقِ صندلی حسین می‌تواند باعث ناراحتی همسفرِ پشت‌سری باشد و او دغدغه‌ی آن را دارد. همین که امیرمحمد با کف‌خوابی این سیزده چهارده ساعت دارد جبران یک صندلی کمتر را می‌کند. همین که صادق از دو سومِ لیمونادِ زمزم‌ش به نفع من می‌گذرد. همین که مهدی انبوهِ تنقلاتِ همراهش را ریخت‌وپاش می‌کند. همین که...! نشان می‌دهد که آدم‌ها می‌توانند با تحملِ سندروم وضعیت اتوبوس، از خودشان به نفع بقیه بگذرند... کاش توی جامعه‌ی بزرگ هم همین‌طوری زندگی می‌کردیم @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
باز هم قاصدکِ شیرازی ؛) اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#هشتادُ_شش بیشتر ما همیشه توی اتوبوس است که به خدا می‌رسیم. یک وضعیتِ ناجورِ نچسبْ که مانده‌ام چرا
سر صبحی توی اهواز یادِ «جمعه‌ی سیاه آمریکایی‌ها» افتادم! یک جمعه‌ی خاصِ نزدیکِ سال نو میلادی که ملتِ همیشه در صحنه می‌ریزند توی بازار برای خرید، آن هم یک خریدِ سفت و سخت و خطرناک! با انبوهی از حواشیِ خشونت‌آمیز... مثلاً هر سال تعدادی کشته می‌دهد این نوع خرید کردن! نمونه‌ی غلیظ آن سال ۲۰۱۰ است با ۱۰ تا کشته و بالای صد نفر مجروح! یعنی مردمِ مملکتِ مترقیه جوری از دست هم اجناس را پس می‌کشند که جنس را با کِتفِ طرف می‌برند برای پرداخت هزینه! سر صبحِ جمعه‌ای توی اهواز یاد جمعه‌ی آمریکایی‌ها افتادم! وقتی جوان‌ها و نوجوان‌های اهوازی به زور جلوی اتوبوس ما را گرفتند پیاده شویم برای پذیرایی! یادتان باشد سال قبل نوشتم که حتی می‌خوابند جلوی اتوبوس و تا پیاده‌تان نکنند ول‌تان نمی‌کنند... آدم این ملت بی ادعای نجیب را می‌بیند، بیشتر یادِ مدعیانِ حقوق بشر و صلح و دوستی می‌افتد که مملکت‌شان آن است و عملکردشان در دنیا شده «غزه!» @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#هشتادُ_هفت سر صبحی توی اهواز یادِ «جمعه‌ی سیاه آمریکایی‌ها» افتادم! یک جمعه‌ی خاصِ نزدیکِ سال نو م
بالاخره زور موکب‌دارهای اهوازی چربید به سرتقیِ راننده و نگه‌مان داشتند... چند دقیقه‌ای گذشت و ملت پذیرایی شدند. راننده داد می‌زند «میبد... میبد» موکب‌دار اهوازی داد می‌زند «بذار چایی بخورن... بذار چایی بخورن...» به‌اذن‌الله راه غزه را با سلاح باز کنیم، اول این عاشق‌ها را می‌فرستیم موکب بزنند... @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
می‌دانید چرا «رستوران در ایام اربعین حسینی تعطیل است؟!» چون رستوران‌دار اهوازی موکب‌دار شده... @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمی‌دانم چطور می‌شود اندازه‌ی هواپیما آدم ریخت توی این نیمه‌اتوبوس‌های عراقی ولی به هر حال نشسته‌ایم و ... بریم نجف یه دل سیر دم ایوون طلا وایسیم و فقط تماشا کنیم و بعد... راه بیفتیم شبونه کربلا... @ALEF_KAF_NEVESHT