ده دقیقه به هفت لباس مدرسه را بر کرده و میپرسد «بخوابم؟!»
خیالش را راحت میکنم «بخواب صدات میزنم»
ساعت هفت آرام دست میگذارم روی لُپهاش «بریم؟!»
چشمش نیمهباز میشود و توی عالم خواب و بیداری پنجه دستش را بالا میآورد «پنج دقیقه بخوابم؟!»
میگویم «وقت داری، بخواب...!»
آمدم اینجا بنویسم استرس صبحِ مدرسه را از بچهها بگیرید. صبح خانه را آرام کنید. برایشان خاطره تلخ از صبحهایِ روی اعصابِ رفتن به مدرسه جا نگذارید؛ آمدم بنویسم تا کمی وقت خواب برایش مهیا باشد و بعد، بروم ببرمش مدرسه، خودم هم از همان طرف بروم مدرسه...
@ALEF_KAF_NEVESHT
سومین کلاس، دست و پام مال خودم نبود و حنجرهام داشت ریپ میزد. خدا هم خواست برایمان و شرایط جوری پیش رفت که یک استندآپ کمدیِ درسیِ خوب جفت و جور شد و بچهها حسابی خندیدند.
یعنی موضوعِ درس و ارائهی مبحثِ کلاسی نبود، خودم هم حیفم میآمد تمامش کنم. مخصوصاً که اهلِ فن میدانند خنده گرفتنِ درست و حسابی از پسرانِ متوسطهدوم سخت است...
له و لورده که آمدم شرکت، یادم انداختند که نرسیده باید بروم کلاسِ دورهی ایمنی و بهداشت. استاد دعوت کرده بودند، از اینکارههایِ کاربلد و قرار بود یک دورهی فشرده را برایمان بگوید.
باور کنید خدا داشت حالیم میکرد که ارائهی خوب و روی دورِ خنده چقدر میتواند حالِ مخاطب را خوب کند! حتی وقتی یک دورهی محتوایِ فشردهی ایمنی بهداشت را توی چهار ساعتِ پشتِ سر هم گوش میکنید!
روزِ خستهکننده اما جذابی شد به خواست خدا...
@ALEF_KAF_NEVESHT
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیامک دادن و گشتنِ توی اینترنت ما را رساند قطعه پنجاه. و بالاخره محل دفن سجاد را پیدا کردیم. دیدم آن قدرها هم زور زدن نمیخواست انصافاً! فقط باید راه میافتادم بین قطعههای بهشتزهرا و آن جایِ خیلی شلوغ را پیدا میکردم، میرفتم سراغش. همین!
با اختلاف شاید شلوغترینِ قبر بهشتزهرا مال همین آقا سجاد زبرجدی باشد. دو سه ردیف آدم نشسته و ایستاده بودند اطراف قبر، اکثراً هم دختر و زن؛ و بعضیشان با پوششهایِ ناجور! و تعدادِ بیشتری هم مثل من با فاصله و بی فاصله از جمعیتِ چسبیده به قبر ایستاده و نشسته بودیم.
و سجاد به نظرم از آن شهدایِ دارای اعتماد به نفس بالاست! صراحتاً توی وصیتنامهاش نوشته اگر مشکلی دارید بیایید سراغ من، بهشتزهرا، تا مشکل شما را حل کنم؛ و حل کرده و حل میکند! یک شهید کار راهبیندازِ ثابتشده که مشتریهایِ زیادی هم دارد.
راستی!
شما با کدام یک از شهدا بیشتر انس و الفت دارید؟! کدامشان داداش شما هستند؟! کدامشان وقتی غم دارید میشوند سنگِ صبورِ غصههایتان؟! کدامشان را بیشتر از همه دوست دارید و شده از داشتههای شما؟!
@ALEF_KAF_NEVESHT
این کتاب رو تازه تموم کردم. خاطرات یه طلبهی لبنانی که زمانِ پیش از انقلاب توی حوزهی علمیه نجف درس میخونده. استخبارات عراق میگیرهتش و برش میگردونه به لبنان. البته با لگد و پسگردنی و ...
این آقا بعدش میاد ایران درس بخونه. حوزه علمیه قم. زمانِ جنگ ایران و عراق هم توی کشور ما بوده. برای دفاع از انقلاب اسلامیِ ایران، میره جنگ و جالب اینکه برای بار دوم گرفتارِ بعثیها میشه. این بار اسیر جنگی و حبس در زندانهای مخوف صدام!
بعثیها شبیه بقیه اسیرانِ ایرانی، حسابی خدمتِ آقای طلبهی لبنانی هم میرسن. شکنجه، حبسهای طولانی انفرادی و ... و ...؛ در بخشی از این اسارتِ ده ساله هم برای نجات برخی از جذبشدههای به سازمانِ منافقین، به صورتِ نفوذی میره توی پادگان اشرف. چند ماهی اونجاها میچرخه و تعدادی رو برمیگردونه و بعد خودش هم با زحمتی بیرون میاد.
الغرض؛
به نظرم نوشتنِ خاطراتِ این جور آدمها که زندگیِ پر فراز و نشیبی داشتن، کار خیلی سختیه؛ خیلی. و نویسنده این کتاب هم یه جاهایی دیگه زده به گزارشنویسی و نتونسته روایتِ جزءنگرانه و با حوصلهای داشته باشه، مجبور هم بوده طبیعتاً. اما کتابِ جذابیه و به نظرم برای فهمِ زحمت و زجری که بالای این کشور کشیده شده، لازمه خوندنش.
#کتاب_بخونید
@ALEF_KAF_NEVESHT
امروز یه سوالی داره مثل خوره مغزم رو میخوره!
اینکه معلمهایِ عزیزِ دینی و قرآن کجا هستن؟! جایگاهشون در ساختارِ درسی مدارس کجاست؟! دارن دقیقاً چه کار میکنن؟!
این رو دارم از منظرِ یه معلم میپرسم که کلاس ثابت داره، از طرفی در مدارس زیادی هم ارائه بحث میکنه و میبینه که دانشآموز در الفبایِ مسائل دینی و اعتقادی و فکری و فرهنگی و عرفی جامعه مونده و تقریباً هیچی از هیچجا نمیدونه!
عذر میخوام از همکارای عزیزم؛ ولی کجا هستید شما؟! چرا دانشآموزان شونزده هفده سالهی ما به تعداد زیاد، نمیدونن مرجع تقلید چیه؟! خوردنیه یا پوشیدنی! چرا نمیدونن نماز چیه؟ برای چی واجبه؟! اصلاً دین چیه؟! به چه دردی میخوره؟!
و من و شمای معلم هم دلمون به این خوشه که از این کلاس، اکثراَ توی درس دینی و قرآن بیست گرفتن! و این حفظ کردنِ برای نمره رو دیندار شدنِ بچهها قلمداد کردیم!
برای همینه میگیم معلم و مربی قبل از اینکه بره سرِ کلاس و درس، باید اول خودش تربیت بشه و چیزی یاد بگیره!
و خدای نکرده برداشت نشه منظورم همه هستن! و فقط هم معلمِ این درسها منظورم هستن! دارم به همهی دوستان میگم! نکنه مدیون وقت و هزینهای که میشه برای کلاس بشیم؟ ما توی اون جایگاه، اولین تعهد رو باید به خودمون بدیم برای به روز شدن، بیشتر خوندن، بیشتر یاد گرفتنِ نحوهی ارائه و بالا بردنِ کیفیتِ محتوا و ...
معلمِ این نسل بشیم! مهمه؛ اینها با دههی شصتیها اصلاً یه نسلِ کاملاً متفاوت هستن؛ کاملاً غریبه و کاملاً یه چیزی دیگه. باید فراتر از اون کتابی که دستتون هست بلد باشید و ارائه بدید. این کتابها ناقص و ضعیفن توی رسوندن مطلب.
#یه_سوزن_به_خودمون
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
با تعدادی از دوستانم در مورد ماجرای «طوفانالاقصی» اختلاف نظر داریم. آنها این حرکت را به یک اشتباه ب
داریم دورهی مهمی را از سر میگذرانیم؛ دورهی بیداری مردم جهان از خوابی که استکبار را رسانده بود به جایگاهِ ظلم کردن و سرکوب کردن و کشتن و خون ریختن
آلمان و ترکیه را میبینید...
پینوشت:
البته برخی باور نکردهاند تغییر پارادایم دنیا را! به اذن الله به زودی خواهند فهمید
#بیداری_جهانی
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
امروز یه سوالی داره مثل خوره مغزم رو میخوره! اینکه معلمهایِ عزیزِ دینی و قرآن کجا هستن؟! جایگاهش
پیام امروز رهبری به اجلاس نماز...
مهمترین کار ممکن اقامه نماز هست و رهبری دارد به والدین و سپس معلمها اشاره میکند که در قبال آن وظیفه دارید.
@ALEF_KAF_NEVESHT
#ویراست
بعداً نوشت:
ترامپ نبرد ولی معنای صلح رو اکادمی صلح نوبل معنا کرد. جایزه رو داد به اپوزیسیونِ ونزوئلا که دنبالِ آوردن آمریکا به ونزوئلا هست! یه چیزی شبیه نرگس محمدی، البته نه مثل این یارو پخمه!
@ALEF_KAF_NEVESHT
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کدام یک از زندگی بیشتر لذت میبرند؟! پسر کوچولویی که برایش یک شورت خریدهاند یا پسری که باباش برایش یک بیاموِ کادوی تولد گرفته؟!
اصلاً سوال اول را بیخیال باشید! کدام یک باید خوشحالتر باشند؟! کدام یک باید احساس بهتری در زندگی داشته باشند؟! جوابِ ظاهراً عاقلانهی اکثریتِ آدمها که معلوم است!
ولی واقعیت دقیقاً همین کلیپی است که میبینید. آدمها وقتی در یک زندگیِ سراسر پر از نعمت و بریز و بپاش زیست کنند، از داشتنِ چیزهایِ جدید احساس رضایت نمیکنند، از طرفی با کمترین مشکل یا کمبود یا اصلاً بدون کمبود و به صورت کاملاً عادی به سمت ناامیدی و خستگیِ از زندگی پیش میروند.
و این ماجرا یک موضوعِ کاملاً اثبات شده در مسیر زیست آدمهاست. مثالش را شهید مطهری دربارهی خودکشیِ صادق هدایت زده است! آنجا که میگوید این آدم اگر کمی سختی زندگی چشیده بود، با چند بار خودکشی سعی نمیکرد از زندگیِ بی معنایِ خودش راحت بشود؛ که در نهایت موفق هم شد!
اما آدمهایی که طعم سختی را میچشند و حد و حدودی در داشتهها دارند، طعمِ زندگی را بیشتر و بهتر از گروه اول درک میکنند. معنایِ سادهی آن میشود لذت این گروه از نان و پنیر در حالی که گروه اول از خوردنِ غذاهایِ آنچنانی این لذت را نمیبرد. معنای سادهی آن میشود همین کلیپ! از داشتن شورتِ چند هزار تومانی جوری خوشحال است که طرف با داشتن بیامو به ذرهای از آن خوشحالی نرسیده!
سفارش کردهاند بزرگان که بچههایتان را در سختی تربیت کنید، نه در ناز و نعمت! و تأمین همهی خواستههایشان اتفاقاً ظلمِ به خود بچههاست...
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
کدام یک از زندگی بیشتر لذت میبرند؟! پسر کوچولویی که برایش یک شورت خریدهاند یا پسری که باباش برایش
نکتهی خوبِ یکی از بزرگواران در مورد کلیپ بالا؛
سلام و ارادت صبح آدینهتون بخیر
منباب کلیپی که در مورد دو پسربچه گذاشتین یه حرف قشنگی دکتر صاحبی میزنه (ایشون رو فقط با علم روانشناسی اش بشناسید ولاغیر) «آدمها باید تا یک حد پول داشته باشند که حد متوسط رفاه رو داشته باشند(نیاز بقا حل بشه) نه خیلی فقیر باشند که دائم برای بقا بجنگند و از نیازهای دیگرشون بمونند، نه خیلی پولدار.»
میگه «پولداری ملال میاره و ملال هم باعث میشه تو رشد نکنی» بعد یه حرفی از جلال آل احمد میزنه میگه «سیمین و جلال هر دو معلم بودند، یکی استاد دانشگاه و دیگری معلم؛ سیمین میگه تا یه مقدار پول دستمون میومد جلال سریع اون رو خرج کسی یا چیزی میکرد میگفتم جلال چرا نمی گذاری پول دار بشیم میگفت من میترسم از خنگی. خنگی تو رو از رشد میندازه. میگفتم این همه پولدار جلال کدومشون خنگ هستند؟! و بعدها که جلال رفت و با یکی از این مرفهین آشنا شدم منظور جلال رو فهمیدم و ...»
تلاش کنیم در حد رفاه خودمون نه در حد رسیدن به خنگی☘️
ممنونم از خانم دکتر، سپاس فراوان
@ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از شوق پرواز
33.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا