eitaa logo
اَمـانــہ .
506 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان . از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
ان‌شاءاللّٰھ‌ظھورآقامون🌿^.^! . .( :🕊
انصاف نباشد ڪه در این شهر دَرَندَشت ؛ ضرب المثل سوزنِ در کاه ، ټو باشی ...🪡'🌼:)🌊
او خود ِ ‹ عشق › است 🤍
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا مبارک است ردای امامتت . . ♥️ - الهم‌عجل‌لولیک‌الفرج‌ان‌شاءالله .
ودرهیاهوی‌این‌جهان‌پرجمعیت، سلام‌براو .. که‌جایش‌همیشه‌خالیست💔
_
اَمـانــہ .
_
ولی آرامش حرمش💔
- جز تو کیست؛ قرار این دلِ بی قرارمان ..🤍🌱 -ابا‌اصالح-
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اَمـانــہ .
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم #رمان‌عشق‌در‌یک‌نگاه #part64 -آره‌دروغم‌چیه‌آخه +پس‌خوبه -چطور‌مگه‌؟! +غریب‌
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم خریدامونو‌ که کردیم رفتیم کافه که یه چیزی بخوریم من نسکافه سفارش دادم نرگس قهوه سفارش داد نرگس گفت +زهرا -جانم +مهدی‌رو‌چقدر‌دوست‌داری؟! -دوستش‌دارم‌ولی‌خب‌تازه‌باهم‌آشنا‌شدیم‌باید‌ بیشتر‌آشنا‌بشیم +آهااا -آره‌خب سفارشمون اومد خوردیم و از کافه اومدیم بیرون یه اسنپ گرفتم تا بریم خونه اول رفتیم سمت خونه نرگس اینا که بره بعدم منو رسوند وارد خونه شدم که دیدم کسی نیست -مامان‌..زهره کسی جواب نداد فکر کنم رفتن بیرون خریدارو بردم اتاق لباسامو عوض کردم اومدم پایین تصمیم گرفتم تا مامان اینا میان شام درست کنم میخواستم قیمه درست کنم برنج رو خیس کردم و رفتم سراغ سیب زمینیا پوست سیب زمینی ها رو کندم و شروع کردم به خرد کردنشون مشغول درست کردن غذا بودم که مامان اینا اومدن -سلام‌کجا‌بودین؟! +سلام‌رفتیم‌بیرون‌برای‌خونه‌یکم‌خرید‌کردیم -آها +غذا‌درست‌کردی؟! -آره‌دارم‌قیمه‌درست‌میکنم +آفرین‌دخترم ادامه‌دارد... کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ ___________🫀___________