1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا مبارک است ردای امامتت . . ♥️
- الهمعجللولیکالفرجانشاءالله .
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part64 -آرهدروغمچیهآخه +پسخوبه -چطورمگه؟! +غریب
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part65
خریدامونو که کردیم رفتیم کافه که یه چیزی بخوریم
من نسکافه سفارش دادم نرگس قهوه سفارش داد
نرگس گفت
+زهرا
-جانم
+مهدیروچقدردوستداری؟!
-دوستشدارمولیخبتازهباهمآشناشدیمباید بیشترآشنابشیم
+آهااا
-آرهخب
سفارشمون اومد
خوردیم و از کافه اومدیم بیرون یه اسنپ گرفتم تا بریم خونه
اول رفتیم سمت خونه نرگس اینا که بره
بعدم منو رسوند
وارد خونه شدم که دیدم کسی نیست
-مامان..زهره
کسی جواب نداد
فکر کنم رفتن بیرون
خریدارو بردم اتاق لباسامو عوض کردم
اومدم پایین
تصمیم گرفتم تا مامان اینا میان شام درست کنم
میخواستم قیمه درست کنم
برنج رو خیس کردم و رفتم سراغ سیب زمینیا
پوست سیب زمینی ها رو کندم و شروع کردم به خرد کردنشون
مشغول درست کردن غذا بودم که مامان اینا اومدن
-سلامکجابودین؟!
+سلامرفتیمبیرونبرایخونهیکمخریدکردیم
-آها
+غذادرستکردی؟!
-آرهدارمقیمهدرستمیکنم
+آفریندخترم
ادامهدارد...
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
___________🫀___________