eitaa logo
اَمـانــہ .
509 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان - از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اَمـانــہ .
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم #رمان‌عشق‌در‌یک‌نگاه #part28 چشامو‌کم‌کم‌باز‌کردم‌‌ زهره‌و‌فاطمه‌‌هنوز‌خواب‌
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم "مهدی" یک‌هفته‌ای‌میگذشت‌که‌اون‌دختر‌رو‌دیده‌ بودم با‌نرگس‌درموردش‌تحقیق‌کرده‌بودیم‌ هر چقدر به اون لحظه و چشماش فکر میکردم بیشتر می‌فهمیدم چقدر غرق این احساس شدم .. تصمیمم‌جدی‌بود‌‌دیگه‌کم‌کم‌باید‌به‌ مامان‌و‌بابا‌میگفتم پشت‌فرمون‌بودم‌و‌داشتم‌میرفتم‌سمت‌ خونه‌‌ رسیدم‌ماشینو‌پارک‌کردم‌تو‌حیاط‌و‌رفتم‌خونه‌ بوی‌غذای مامان‌بهم‌خورد‌چقدرم‌گرسنه‌بودم‌ اول‌از‌همه‌به‌مامان‌و‌بابا‌سلام‌کردم‌ رفتم‌اتاقم‌و‌لباسامو‌عوض‌کردم‌ اول‌یه‌پیام‌به‌سبحان‌دادم‌ بعدش‌از‌اتاق‌رفتم‌بیرون‌و‌رفتم‌سمت‌اتاق‌ نرگس‌‌در‌زدم -نرگس بیا دیگه .. +باشه‌داداش‌اومدم‌چند‌لحظه‌صبر‌کن‌ رفتم‌تو‌اتاقش دیدم‌داره‌جزوه‌هاشو‌مرتب‌میکنه‌ گوشیش‌هم‌روی‌میز‌بود‌‌و‌صفحه‌ش‌روشن‌ بود‌ فکر‌کنم‌داشت‌با‌دوستاش‌صحبت‌میکرد‌ +داداش‌بریم با‌نرگس‌رفتیم‌سمت‌آشپزخونه‌که‌مامان‌غذا‌ رو‌آماده‌‌کرده‌بود‌‌ نشستیم‌دور‌میز‌و‌شروع‌کردیم‌به‌خوردن‌ با‌خودم‌گفتم‌بهتره‌بعد‌شام‌جریانو‌بگم‌! ادامه‌دارد... کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ _________🫀_________
اَمـانــہ .
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم #رمان‌عشق‌در‌یک‌نگاه #part29 "مهدی" یک‌هفته‌ای‌میگذشت‌که‌اون‌دختر‌رو‌دیده‌
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم "زهرا" فردا امتحان داشتم و ‌‌در‌حال‌درس‌ خوندن‌ بودیم‌‌ که یکی‌ در‌ زد‌ : -بله؟ داوود‌اومد‌داخل و گفت : +خسته‌نباشین ، اومدم بگم شام‌حاضره‌ -باشه‌الان‌میاییم‌ داوود‌رفت‌بعد‌چند‌دقیقه‌من‌و‌زهره‌هم‌رفتیم به‌به‌شام‌ماکارانی‌داشتیم‌ ‌نشستیم‌دور‌میز‌که‌متوجه‌شدم‌داداش‌ محمد‌نیست‌از‌مامان‌پرسیدم‌: -مامان‌داداش‌محمد‌کجاست؟ +امشب‌قرار‌بوده‌با‌نگین‌برن‌بیرون‌شام‌ هم‌بیرون‌میخورن -عه،‌بعدش‌نمیان‌اینجا؟ +نمیدونم شامو‌خوردیم‌و‌دوباره‌با‌زهره‌رفتیم‌درس‌ بخونیم‌ -زهره +هوم؟ -میگم‌این‌نرگس‌دختر‌خیلی‌خوبیه‌ +آره‌‌واقعا -خوشم‌ازش‌میاد‌به‌خاطر‌همین‌باهاش‌ دوست‌شدم +منم‌خوشم‌ازش‌میاد‌ -فردا‌یه‌قرار‌بزاریم‌با‌سارا‌و‌نرگس‌بریم‌بیرون؟ +به‌نظرم‌خوبه‌ ادامه‌دارد... کپی:ممنوع.راضی‌نیستم نویسنده:Mobina³¹³ _________🫀_________
یه‌دعای‌‌سلامتی‌اقامونو‌‌بخونیم؟🤍
هرکه‌از‌عشق‌تودیوانه‌نشدعاقل‌نیست؛ عاقل‌آن‌است‌که‌ازعشق‌تودیوانه‌شود:))🫀
00:00
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ان‌شاءاللّٰھ‌ظھورآقامون🌿^.^! . .( :🕊
یک فرد موفق کسی است که می‌تواند با آجر‌هایی که دیگران به سمت او پرتاب کرده‌اند، پایه و اساس محکمی برای خود بنا کند.😉
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وبازهم‌من‌ماندم‌وحسرت‌کربلا :)) 💔