eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
905 دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
193 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
@Elteja | کانال اِلتجـا1_7316630941.mp3
زمان: حجم: 11.5M
صوت حدیث کساء 🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠
هدایت شده از اَنار نیوز🎙
سلام روز بخیر پنجشنبه است آخر هفته‌تون بخیر کتابی که قصد دارم امروز معرفی کنم از زبان یک زن نوشته شده درباره همسرش گاهی بعضیا آنقدر گمنام خوبی می‌کنند که حتی همسرشون هم چندان اطلاعی نداره ولی بعد از مرگ دونه دونه افراد میان و تعریف می‌کنند و تازه ابعادی از زندگی کسی که سالها باهاش زندگی کردی برات روشن میشه که تعجب می‌کنی چقدر شناختت کم بوده از همسرم مخصوصا اگه همسرت اطلاعات عملیاتی باشه با خودت میگی من مناجات ها و نماز شبهاش رو دیده بودم اعتقاداتش رو دیده بودم ولی با همه‌ی اینها باز شناختم کم بوده از همسرم با این مقدمه بریم زندگی یک سردار رو از زبان همسرش بشنویم کتابی با نام "حوالی روز هجدهم " کتاب گویا حوالی روز هجدهم https://player.iranseda.ir/book-player/?w=43&g=702545 @har_roz_angizeh ⸾‣@anar_newss ⸾‣@ANARSTORY🎙
نور. بعد از شهادتم به هر انسان یک تسبیح فاطمه سلام الله علیها بدهید. تا هرکس که روی این سیاره خاکی به دور خورشید می‌چرخد یک دور تسبیح را با صلوات همراه با عجل فرجهم بچرخاند. 7 میلیارد * 100 چقدر می‌شود؟ کسی می‌داند؟
هدایت شده از KHAMENEI.IR
Khamenei.ir14041027_48394_64k.mp3
زمان: حجم: 19M
⭐ بشنوید؛ صوت کامل بیانات امروز رهبر انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ 💻 Farsi.Khamenei.ir
تحلیل وقایع اخیر_1404_01.mp3
زمان: حجم: 6.3M
تحلیل مهمی از روزهای پرآشوب دی‌ماه 1404 آنچه در این فایل صوتی می‌شنوید، مرور یکی از منابع آگاه، بر اخبار و وقایع روزهایی اخیر است.
حجت الاسلام راجیسه نمونه از محورهای جهاد تبیین_۲۰۲۶_۰۱_۱۶_۱۸_۵۴_۲۵_۰۲۷.mp3
زمان: حجم: 37.6M
🎙 سخنرانی در برنامه راه نو 🔰 با موضوع: سه نمونه از محورهای جهاد تبیین 🔸 چکیده مطالب این جلسه👇👇 🔹اقدام پهلوی‌ها بعد از 🔻 در این عرصه جنگ شناختی پیروز جنگ را مشخص می‌کند نه موشک. 🔻 پیروز جنگ کشوری است که روایت اول را به دست می‌گیرد. 🔻 محورهای مهم در جهاد تبیین چیست؟ 🔻 افزایش ۷۰۰ درصدی قیمت لوازم‌التحریز در دوران پهلوی 🔻 نامه‌‌ی تاریخیِ به یادگارمانده‌ی رضاشاه، پدر ایران مدرن. 🔻 ۵۳ هفته انتظار برای دسترسی به پزشک متخصص در کانادا. 🔻 وضعیت حیرت‌آور برق‌کشی در ژاپن و ایران. 🔻دستاوردهای افتخارآمیز جمهوری اسلامی در طول ۴۰ سال. 💠 راه نو، کانال سخنرانی‌های حجت الاسلام راجی 🆔 @raheno_TV
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 کتابی فوق تصورها!! ♨️ روایتی بسیار شنیدنی از تالیف دو کتاب ‼️ از سختی‌های این پژوهش برای پیدا کردن نسخ اصلی و لاتین منابع؛ 👈 چگونگی بدست آوردن کتاب «در درون آسیا» در سال ۱۳۱۶ از کتابخانه‌ی لندن ❇️ ماجرای جالب نام کتاب خودِخدا 🟡 در و از اتفاقاتی غیرقابل باور ولی کاملا واقعی خبردار شوید 📝 پژوهشی عظیم با همت بیش از ۳۰ جوان نخبه، با بیش از ۲۰.۰۰۰ ساعت پژوهش 🌐 برای خرید خدازاده، کلیک نمایید 📚 کتب مرتبط: خود خدا - جعبه سیاه - سایه روشن ______________________________________ 👥 سعداء‌پلاس|معرفی آثار 👇 @soada_shop
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#بروبیا_فصل‌دو🔃 #قسمت۱۱ 🎬 کلید را انداخت روی مبل و بسته‌ی همبرگر را گذاشت روی اپن. لباس‌هایش را ک
🔃 🎬 پنجه‌های گربه کوچک‌تر از آن بود که بتواند کل تکه‌ی همبرگر را پوشش دهد. گاهی از این طرفش گاز می‌گرفت و گاهی جست می‌زد و از آن طرف می‌خورد. خورشید، فراموش کرد که داشت غذا می‌خورد. آن قدری تماشا کرد تا دل بچه گربه حسابی از عزا درآمد. لبخندی بی روح زد و به این فکر کرد که چه آزاری می‌تواند در این موجود کوچک و ناتوان برایش باشد که او را از خودش دور کند. صدای زنگ گوشی رشته‌ی افکارش را پاره کرد. بلند شد موبایلش را از داخل کیف و بین انبوهی ورق امتحانی بیرون کشید. _الو. _سلاااام بانو. چه خبرا؟ خوش می‌گذره سال تا ماه به ما زنگ نمی‌زنی؟ خورشید لبخندی زد: _سلام! خوب شلوغش می‌کنی؛ همین دو سه روز پیش بود که بهت زنگ زدم کلی حرف زدیم. _بله دیگه بهت خوش می‌گذره! دو سه روز پیش نبود، یه هفته پیش بود. _پارسا خوبه؟ آقا شهاب خوبن؟ _همه خوبن ممنون. غرض از مراحمت اینکه می‌خواستم یه خبر بهت بدم. _از فرم صدات که میاد خبر خوب باشه. بفرما خانم من سراپا گوشم. میترا خوشحالی را بیشتر در صدایش ریخت و گفت: _نه خانوم، تشریف بیار پایین. در خدمتم. خورشید طلبکار گفت: _میترا! صدهزار بار بهت نگفتم قبل اینکه برنامه بچینی یه خبر بهم بده؟ شاید من حوصله نداشتم بیام. شاید خسته بودم. شاید.... _شاید فضاییا بهم حمله کرده بودن! چقدر غر میزنی؟ ول کن این حرفا رو بابا. پاشو بیا پایین منتظرتم. _آخه کله ظهری می‌خوای کجا بری؟ _ظهر کجا بود ساعت از چهار گذشته. در ضمن تو کارت نباشه بیا ضرر نمی‌کنی. خورشید پوفی کشید. گوشی را قطع کرد و لباس پوشید و رفت. *** روی صندلی نشست. خنکی هوا صورتش را نوازش کرد. رد پتوسی که از گلدان به دیوار کشیده شده بود را گرفت تا رسید به لوسترهایی با گل های ظریف طلایی، شیشه‌ای. فضای کافی شاپ از فضای بازی بچه‌ها با نرده‌های فلزی نقره‌ای رنگی جدا شده بود. جلویشان فنجان سفید چای با نبات و گل محمدی کنارش بود. میترا سرش را انداخته بود پایین و ریز می‌خندید. خورشید، با چشمانی تنگ و متعجب نگاه می‌کرد. «یا خدا! نکنه زده به سرت؟» میترا در حالی که سعی داشت خنده‌اش را کنترل کند، نگاهش را به خورشید داد. سه چهار باری لب‌هایش را باز کرد تا چیزی بگوید اما خنده امانش نداد. صدای قهقهه‌اش فضای کافه را به تسخیر درآورد. _هیس! چته تو مردم دارن نگاه میکنن زشته! و به پشتی صندلی تکیه داد و دست به سینه نشست. _چت شده؟ یه حرفی بزن. نمی‌دونم به چی می‌خندی کلافه شدم. میترا به نشانه‌ی «باشه» دستش را در هوا تکان داد. چند ثانیه بعد خنده‌اش قطع شد و بالاخره توانست درست و حسابی مجموعه‌ی لب و زبان و فکش را بچرخاند و حرفش را به خورشید بزند. 📗 📆 /۱۰/۱۸ 🆔 @ANAR_NEWSS 🎤 🖋 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344