eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
908 دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
193 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چیکار کنیم؟ توی شعب ابی طالب که یه خرما رو سه نفری میخوریم، چطور به این بچه تقویتی برسونیم؟ نکنه مریض بشه... نکنه؟ اما نه، خدیجه قوی‌تر از این حرفا بود! دختر ۳ ساله‌ش رو بغل میکرد و سعی میکرد با ارتباطاتِ قدیمی از زمانِ ثروتمندی، کمی تجارت کنه و به مسلمونای محصور در درّه‌ی ابوطالب کمی غذا برسونه در واقع همون خرمایی که ۳ نفری میاوردن رو خدیجه سر سفره‌هاشون میذاشت بلد بود دیگه! راه و رسم تجارت رو میدونست... علم داشت! با وجود تحریم‌های سخت و محاصره‌ی شدید، نذاشت کسی از گرسنگی بمیره، نذاشت مسلمونا کم بشن، این مادرِ بزرگوارِ زهرای مرضیه ...🌸🌱 و تمام این مدت، محبتش به محمد(ص) قطع نمیشد! شعر میسرود، شعر می‌سرود و میگفت محمدِ من(ص) ! تماشا کردن چهره‌ی تو، برای من بهتر از سلطنت دائمی و نعمت‌های شب و روزه میگفت فدا کردنِ ثروت در راهِ تو، چیزی مثل گرفتنِ ناخن برای منه !(واقعا نقل شده اینا ازشون) 🆔 @babooneh0 🌿 شب معراج، وقتی جبرئیل پیامبر(ص) رو از اون سفر پرماجرا برمیگردونه، قبل خداحافظی کمی صبر میکنه.. رسول خدا میپرسن حاجتی داری؟ جبرئیل میگه:" یا رسول الله، خداوند خواسته سلامِ او را به خدیجه برسانی... سلام مرا هم برسان!" رسول خدا که به خونه‌ی پرمحبتشون برمیگردن، "السلام علیک یا خدیجه‌" رو از جانب خدا به حضرت میرسونن و سلام جبرییل رو هم.‌. خدیجه(س) پاسخ میده:" ان الله هو السلام و منه السلام و الیه السلام...و علی جبرئیل سلام!" معرفت؟ عرفان در محضرِ این بانو، زانوی ادب بر زمین زده و درس میگیره.. 🆔 @babooneh0 🌿 وقتی محاصره تموم شد و از شعب ابی طالب بیرون اومد، خسته‌تر از این بود که بتونه ادامه بده... سخت بود، سخت گذشت! همراهی محمد(ص) در این سالها، کارِ فولاد هم نبود! خدیجه اما از الماس بود، یاورِ بامعرفتِ محمد(ص) که همه چیزش رو برای خدا گذاشت و لحظه‌ای به همسرش گله نکرد، نور و مادرِ نور و یاورِ نور ✨ اما ابتلای محمد (ص) که از تمام پیامبران بیشتر بود، به رفتن خدیجه از این دنیا رسید! بعد از اتمامِ حبس در شعب ابی طالب، خدیجه رفتن رو آغاز کرد. فاطمه‌ی کوچکِ ۵ ساله‌ش رو به عزیزانش سپرد و وصیت کرد. خداوند از بهشت، کفنی برای او فرستاد. رسول خدا بر بالینش نشسته بود و میگفت زمانی که رسیدی، سلام منو به هم‌نشین‌هات برسون! خدیجه پرسید هم‌نشینای من کی هستن یا رسول خدا؟ محمد(ص) پاسخ داد:" مریم و کلثوم(خواهر موسی) و آسیه!" خدیجه در انتظار دیدار حق بود که محمد(ص) بار دیگه گفت عزیزم، همسرم، مگه نمیدونی خداوند در بهشت هم تو رو همسر من قرار داده؟ خدیجه گفت بالرفاء والبنین یا رسول‌الله ... یعنی به مبارکی و گوارایی یا رسول خدا ... و چشم‌هاش رو برای بار آخر، با محبت به چشم‌های محبوبی که تمام زندگی و جان و محبتش رو براش داده بود دوخت و برای همیشه بست ... 🆔 @babooneh0 🌿 وقتی خدیجه (س) رفت، فاطمه(س) بی‌تاب شد.. به آغوش پدر رفت و پرسید مادرم کجاست؟! خدا بی‌تابی زهرای ۵ ساله رو نمیخواست! جبرییل رو فرستاد که بگه :" یا محمد(ص) به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت، در خانه‌ای در بهشت است! از یک قطعه‌ی بلورین ساخته شده که پایه‌اش از طلا و ستونش یاقوت سرخ است، در کنار او، آسیه و مریم قرار دارند.." فاطمه(س) دخترِ همون مادر بود! در جواب به جبرئیل گفت :" ان الله هو السلام و منه السلام و الیه‌ السلام..." 🆔 @babooneh0 🌿 سلام. مطالب خلاصه و یکجایی برای اینکه به بچه‌ها بگوییم.