eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
906 دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
193 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از آکادمی هنری ماه نو
🔴 چگونه جنگ را روایت کنیم؟ سی روز از آغاز جنگ گذشت. سی روز است که زیر سایۀ اخبار ملتهب و صدای جنگنده‌ها بیدار می‌شویم. روانِ ما میانِ استیصالِ بحران و ارادۀ حماسی برای بقا در نوسان است. ما هنوز ایستاده‌ایم؛ خسته، اما بیدار. ما نباید و نه می‌خواهیم تماشاچیِ منفعلِ این روزها باشیم؛ ما راویانِ زندۀ تاریخیم. اما وقتی ذهن از هجوم التهاب فلج شده، از کجا باید شروع کرد؟ از امروز می‌خواهیم -هر روز- یک تکنیک روایت‌نویسی در جنگ را با هم مرور و تمرین کنیم. پس قلم و کاغذ، یا نُت گوشی را آماده کنید: ۱. فقط بنویس! در نقطۀ صفرِ بحران، بزرگ‌ترین دشمن، «کمال‌گرایی» است. برای شکستن سد ننوشتن، باید به ذهنِ ملتهب اجازۀ تنفس داد. این تکنیک «نوشتنِ آزاد» نام دارد. در این مرحله به زیبایی متن، دستور زبان یا منطقِ جملات فکر نمی‌کنیم. فقط کلمات را بیرون می‌ریزیم. این کلماتِ درهم‌ریخته، مواد خامِ ما برای روایت‌های آینده‌اند. 📝 تمرین تایمر گوشی را روی ۵ دقیقه تنظیم کنیم. قلم را روی کاغذ بگذاریم و تا زنگ خوردن تایمر، متوقف نشویم. حقِ خط‌زدن یا برگشتن به عقب را نداریم. هرچه درونمان می‌جوشد را بی‌وقفه می‌نویسیم. یادمان باشد در دل این طوفان، کلمات سنگرِ ما برای حفظِ عاملیت و ثبت حقیقت‌اند. قرار نیست شاهکار خلق کنیم. از سردردِ مزمنِ این یک ماه بنویسیم. از احساسات متناقضمان. ترس و امیدواری. از افکار و نظرات خود و اطرافیانمان. از بی‌خوابیِ دیشب. یا حتی صرفاً بنویسیم: «نمی‌دانم چه بگویم، مغزم از کار افتاده است…». 🪜 مشاورۀ آموزشی: @maheno_edu آکادمی هنری ماه نو🔵 ... @maheno_org
هدایت شده از آکادمی هنری ماه نو
🔴 چگونه جنگ را روایت کنیم؟ ۲. نمای کلوزآپ در میانۀ هیاهوی اخبار و التهاب جنگ، ذهنِ ما به‌سرعت به سمت کلمات کلیشه‌ای و درشت می‌رود: «ترس»، «شجاعت»، «اضطراب». اما این مفاهیم انتزاعی، خوانندۀ فردا را اقناع نمی‌کند. برای ثبتِ ماندگارِ تاریخ، باید پای روایت را روی زمینِ سفتِ واقعیت میخکوب کنیم. روی جزئیات زوم کنیم. به‌جای کلی‌گویی از هراسِ فراگیر و احساس اقتدار و پیروزی، نشانه‌های فیزیکیِ آن را شکار کنیم. درگیریِ حواس پنج‌گانه، روانِ ما را در دلِ بحران لنگر می‌اندازد و یادداشت‌هایمان را از یک سوگنامه یا حماسه‌نامۀ صرفاً احساسی، به سندی ملموس، هنری و تکان‌دهنده ارتقا می‌دهد. تمرین به یکی از لحظات پرهیجان هفتۀ گذشته فکر کنیم. در ۵ خط، آن لحظه را باتکیه‌بر حداقل سه حس فیزیکی (مثلاً شنوایی، لامسه و بویایی) توصیف کنیم. هیچ صفتِ احساسی و مستقیمی (مثل مضطرب/شاد، وحشتناک/امیدوار) به کار نمی‌بریم. می‌گذاریم خودِ جزئیاتِ صحنه، بارِ سنگینِ این هیجان را به دوش بکشد. به‌جای آنکه بنویسیم: «در راهپیمایی دیروز وقتی صدای انفجار آمد، هیچ‌کس نترسید.» بنویسیم: «صدای سوت از بالای سرمان گذشت و بی‌فاصله‌ای دود و خاک از چهارراه بلند شد. دهانم مزه سرب گرفت. پرچم توی مشتم را بلند کردم و همراه با جمعیت فریاد زدم: الله‌اکبر!» 🪜 مشاورۀ آموزشی: @maheno_edu آکادمی هنری ماه نو🔵 ... @maheno_org
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از اَنار نیوز🎙
📖| نام‌کتاب: بانوے‌آبےها 🖋| نوشتہ: راضیه نجار •زندگے نامہ خلبان، شهلا دہ‌بزرگے• ❓| چرا بخونمش؟ این داستان، یک ترکیبِ بهشتی از حس غرور، لطافت و شجاعت است... 👥 | مناسب چه‌کساییه؟ • همه! 🏷| خلاصه: دختری که دوست داشت مثل شازده‌کوچولو باشد! شهلا ده‌بزرگی اولین زن خلبان ایران است که در دوران جنگ ایران و عراق، هم خلبان هواپیماهای جنگی بود و برای جمع‌آوری اطلاعات پرواز می‌کرد. ☕️ | جرعه‌ای از کتاب: به‌سختی در هواپیما را باز کرد و با دست‌های بالابرده خود را بیرون انداخت و گفت: «اجازه دهید برادران... من... من یک خلبان ایرانی هستم. این برادر هم دیده‌بان من است. ما... ما برای گشت‌زنی آمدیم. مثل... مثل خود شما نگران مرزهای هوایی هستیم.» روستاییان دور هواپیما حلقه زدند. -«دروغ می‌گوید. ما خلبان زن نداریم. شما عراقی هستند. جاسوس عراقی!» ✉️| ✨معرفی کننده کتاب: خانم مینوقلــم برای معرفی کتاب موردنظرتان، به شخصی مدیر انار نیوز مراجعه کنید✅ ⸾‣@anar_newss🎙 ⸾‣@ANARSTORY🎙 ⸾‣@tarhe_tahavol💡
جنگ است و تا اطلاع ثانوی هر کاری از دستتان برمی‌آید برای خودتان و وطنتان بکنید. توی مجازی برای دیگران روشنگری کنید، مطالب خوب را بازنشر بدهید و مطالب بد را ندید بگیرید. اگر ماشین و موتور دارید، پرچم سه رنگ وطن را بگیرید و در شهر بچرخید و زیبایش کنید. اگر وسیله ندارید ولی پا و پرچم دارید بروید در میدان‌ها پرچم بچرخانید و اگر پرچم ندارید فقط شعار بدهید. اگر خودتان هم نرفتید برای کسی پرچم بخرید که او به جای شما و به نیت شما برود. اگر خودتان هم نرفتید به بقیه بگویید بروند. اگر دستتان به دهانتان می‌رسد، بروید در مساجد و هیئات برای دیگران و برای امنیتی‌ها، لقمه بگیرید و غذا درست کنید؛ خیرات رفتگانتان. اگر زبان دارید و خوش‌سرو‌زبان‌ هم هستید گوشی را بردارید به هرکس که دلش‌ لرزیده، تنهاست، جوان یا پیر دارد نشخوار‌ذهنی می‌کند و ناخن‌ می‌جَوَد زنگ بزنید درد و دلش را بشنوید و قوت قلب بدهید و بگویید و بخندید. اگر نه پیام بدهید و جویای احوال باشید. در قنوت همه‌ی نمازهای واجب و مستحب، برای همه دعا کنید، جنگ‌جوها و جنگ‌زده‌ها را بیشتر. اگر دستتان به جیبتان می‌رسد به کوچکترها عیدی بدهید و هر روز برای همه صدقه بدهید، سلامتی‌ امام‌زمان(عج) در رأسش. اگر صاحب‌خانه هستید و وضعتان «الحمدلله» است، کرایه این ماه را با مستأجر راه بیائید که راه دوری نمی‌رود. اگر به دوست و آشنایی گرفتار، که با سیلی صورت خودش را سرخ نگه‌داشته، نیاز است که قرض بدهید، این شما باشید که زودتر به او پیشنهاد می‌دهید حتی اگر احتمال می‌دهید حالا حالاها نتواند پس بدهد، با خدا معامله کنید. اگر از کسی دور یا نزدیک طلب دارید خیلی برای وصولش عجله نکنید. اگر نیاز است کسی را حلال کنید فوری و بی‌منت حلال کنید و اگر نیاز است از کسی حلالیت بگیرید هر منتی که لازم است به گردنتان بیفتد، فوری به جان بخرید. اگر در دامن پاک مادرتان بزرگ شده‌اید تا می‌توانید به شایعات دامن نزنید! از محل اصابت و پدافند عکس و فیلم نگیرید. با همه مهربان‌تر باشید، با بداخلاق‌ها بیشتر. حیوانات زبان‌بسته را یادتان نرود، غذا و آب و دانه‌ای چیزی برایشان بگذارید. اگر خون خودتان را کثیف نکرده‌اید، بروید سازمان انتقال خون و اهدا کنید تا حالا بعداً هروقت نیاز شد در میدانِ جنگ هم اهداکننده‌ی وفادار خونتان به خاکتان باشید.. @ir_tavabin
🔴 شهادت فرمانده نیروی دریایی سپاه سپاه پاسداران: 🔹مرد خدا مجاهد، فی سبیل الله و قهرمان بزرگ دفاع مقدس سوم، پس از حدود نیم قرن جهاد خستگی ناپذیر مهمان سید و سالار شهیدان شد. 🔹دریابان پاسدار شهید علیرضا تنگسیری، که به دنبال ضربات سنگین که منجر به نابودی تاسیسات و زیرساخت های مهم دشمن و سقوط جنگنده آمریکایی شد، در حین ساماندهی و تقویت نیروها و تقویت سپر دفاعی جزایر و سواحل مورد استفاده دشمنان متجاوز قرار گرفته بود، بر اثر شدت جراحات به لقا الله پیوست. ✅ اخبار جنگ ایران و آمریکا بدون سانسور 👇 http://eitaa.com/joinchat/404946944Ceab6f2b794
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 لحظه تاریخی دستور شهید تنگسیری برای بسته شدن تنگه هرمز به روی آمریکا... ✅ اخبار جنگ ایران و آمریکا بدون سانسور 👇 http://eitaa.com/joinchat/404946944Ceab6f2b794
بچه ها هم پای کار بودند. دهمین روز از سال یزد_ میدان آزادی (بوستان باغ ملی) @anarstory