eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
909 دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
193 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ روایت سید حمیدرضا برقعی از آرامش مثال‌زدنی رهبر شهید انقلاب و ذکری که ایشان برای رسیدن به آرامش توصیه کردند برقعی، شاعر در برنامه «من ایرانم»: 🔹در دیدار با رهبر شهید مطرح کردم که چند سالی است حال روحی خوبی ندارم! 🔹ایشان فرمودند: حیف است؛ شما شاعری باید ذهنت آزاد باشد، ببین من با این همه مشکل چقدر آرامم!‌ و آن ذکر چیست؟ بشنویم
بسم الله الرحمن الرحیم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#افرائیل🕸🦇 #قسمت۲🎬 اما چیزی که او را می‌ترساند، وحشتناک‌تر از آن است که حتی بخواهد فکرش را کند! تص
🕸🦇 🎬 با یک دست فرمان را می‌گیرد. با دست دیگرش می‌خواهد آینه‌ را صاف کند که نگاه‌اش می‌خورد به ماشینی که هر لحظه نزدیکتر می‌شود. راننده‌ی کاام‌سی، فرمان را یک دور می‌چرخاند و با قدرت خودش را به ماشین ساموئل می‌کوبد. ناگهان تنه‌ی ماشین‌اش به ماشین ساموئل ساییده شده و صدای جیغ لاستیک‌ها در تونل می‌پیچد. ماشین تکان محکمی می‌خورد و سر جونیور با شدت به شیشه برخورد می‌کند. یک‌لحظه جمجمه‌اش تیر می‌کشد و باریکه‌ی خون، وحشیانه روی سرش می‌غلطد. وحشت زده در خودش جمع می‌شود. ساموئل فرمان را محکم می‌چسبد و پایش را روی ترمز فشار می‌دهد، اما کا‌ام‌‌سی بی‌وقفه به پهلویشان می‌کوبد. صدای فلز له‌شده و جرقه‌های آتش از کنار بدنه بلند می‌شود. نور چراغ‌های تونل روی شیشه‌ی ترک‌خورده منعکس شده و صداها در فضای بسته چند برابر می‌شوند؛ بوق ممتد ماشین‌‌ها و صدای تق‌تق قطعاتی که به تدریج خرد می‌شوند به شدت گوش خراش‌اند! صدای فریاد‌های جونیور با نفس‌های ساموئل تلاقی کرده و بین تاریکی تونل گم‌ می‌شوند. ساموئل از آینه، عقب را نگاه می‌کند تا موقعیت ماشین اسکورت را شناسایی کند که ناگهان کا‌ام‌سی دوباره با شدتی بیشتر، چنان ضربه می‌زند که ماشین وحشیانه می‌چرخد و به گاردریل سمت راست کوبیده می‌شود؛ خرده‌ریزه‌های شیشه مثل باران روی سرشان می‌پاشد. بوی تند لاستیک سوخته و صدای ممتد بوق هشدار در هم می‌آمیزند. جونیور با دست جلوی صورت‌اش را گرفته و فریاد می‌زند: -«ساموئل! یه غلطی کن!! الان می‌میریمممم!!» ماشین ناگهان با صدای مهیبی متوقف می‌شود. بخار از کاپوت بلند می‌شود و دود غلیظی فضای داخل تونل را می‌پوشاند. ساموئل از آینه به کاام‌سی زل می‌زند که کمی عقب‌تر ایستاده است. آرام‌آرام دوباره به سمتشان حرکت می‌کند. چراغ‌های کاام‌سی در تاریکی تونل، مثل دو چشمِ شکارچی می‌درخشند! جونیور نفس عمیقی می‌کشد و روی صندلی خم می‌شود. سرفه‌های بریده‌بریده‌اش با بوی تند بنزین قاطی شده‌است. سعی می‌کند اسلحه‌اش را درآورد... به سختی لوله‌اش را سمت راننده می‌گیرد و شلیک می‌کند. گلوله خطای زیادی دارد... عرق سرد از کنار شقیقه‌‌ی ساموئل می‌چکد! صدای موتور کا‌ام‌سی مثل غرش یک حیوان خشمگین در تونل می‌پیچد. ساموئل تنها فرصت می‌کند سرش را با ساعد بپوشاند. ضربه‌ی مهیبی از سمت چپ وارد می‌شود و ناگهان ماشین از زمین کنده می‌شود و در هوا چرخ می‌خورد. جونیور فریاد می‌کشد، اما صدایش در میان جیغ لاستیک‌ها گم می‌شود. ماشین یک دور کامل می‌چرخد. صدای شکستن شیشه‌ها همه‌جا را پر می‌کند. شتابِ ضربه آنقدر زیاد است که شانه‌‌ی جونیور محکم به در می‌خورد و اسلحه از دست‌اش می‌افتد اما قبل از آنکه فرصت آه و ناله پیدا کند، ماشین یک دور دیگر چرخ می‌خورد! سرِ ساموئل، با وجود دستی که دورش حلقه شده، به شیشه‌ی جلو برخورد می‌کند. برای لحظه‌ای چشم‌هایش سیاهی می‌رود و مزه‌ی خون، در دهان‌اش پررنگ می‌شود. دیگر حتی توان نفس کشیدن ندارد. با یک شماره، سقفِ ماشین به آسفالت کوبیده می‌شود. کیسه‌ی هوا با صدایی خفه باز می‌شود و تن ساموئل را به صندلی تکیه می‌دهد! دنده‌هایش تیر می‌کشند! بدنه‌ی ماشین خرد می‌شود و بخار داغ از رادیاتور بیرون می‌زند. یک‌لحظه انگار زمان و مکان را از دست می‌دهد! اصلا نمی‌فهمد چه شده! صداها گیج و منگ‌اش می‌کنند. ✔️ 🗓۱۴۰۵/۰۱/۲۵ 💭 @ANAR_NEWSS 📻 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://abzarek.ir/service-p/msg/2664825
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Khamenei.ir6_144253728901879068.mp3
زمان: حجم: 12M
قرائت دعای توسل 🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠