eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
898 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💢 انقلابی گری و زمان‌شناسی 🔰استعمار در سه دوره با سه رویکرد جلوه پیدا کرد: 🔻اول استعمار کهنه: در این دوره استعمارگر در کشور مستعمره حضور پیدا می‌کرد و با کنار زدن حاکمیت ملی به‌طور مستقیم به حکمرانی در مستعمره می‌پرداخت. 🔻دوم استعمار نو: در این رویکرد استعمارگر افرادی را در بدنه حاکمیتی کشور مستعمره نفوذ می‌داد با دو هدف، هدف اول پایین آوردن کارآمدی حکمرانی کشور مستعمره که درنتیجه به وابستگی برای رفع ناکارآمدی می‌انجامید و هدف دوم حفظ منافع کشور استعمارگر با چهره خودی و فریبنده 🔻سوم استعمار فرانو : پیچیده‌ترین حالت استعمار، استعمار فرانو است. در این رویکرد از استعمار، توده‌های مردم از کشور مستعمره با تغییر باورها، ارزش‌ها و خواسته‌ها، منافع کشور استعمارگر را پیگیری می‌کنند و بر علیه منافع ملی کشور خودشان اقدام می‌کنند. اصلی‌ترین ابزار این استعمار شبکه سازی انسانی بر مدار علوم انسانی ترجمه‌ای و مبتنی بر نگاه و منافع استعمارگر و رسانه‌های استعماری است. ▪️برای مقابله با استعمار کهنه باید مردم را پر اراده کرد و با ایجاد قدرت درونی آن‌ها را از حالت انفعال و ترس به حالت اقدام و نقش‌آفرینی آورد تا با نقش‌آفرینی مردم بساط استعمار برچیده شود و استقلال جلوه کند. ▫️در استعمار نو باید خط ادعای نفوذی را مبنی‌بر این‌که نرم‌افزار نجات در دستان استعمار است برملا کرد، همچنین باید ادعای ناکارآمدی کشور مستعمره را افشا کرد و با این روش، خط نفوذ را افشا کرد و نفوذی را از معادلات قدرت بیرون کشید و کنار زد. با این ترتیبات نفوذی و خط نفوذ حذف می‌شود و استقلال جلوه می‌کند. ▪️در استعمار فرانو اصل ماجرا اصلاح معادلات ذهن مردم است. باید حجم زیادی از معنا و ادبیات ایجابی تولید شود. باید با نشان‌دادن مزیت ها و تفاوت نگاه‌ها، خط تاریک استعمار را در کالبد علوم و رسانه‌ها معلوم کرد و شبکه‌های انسانی افراد فریب خورده را با برتری منطقی از هم پاشید. ▫️اشتباه راهبردی این است که در دوره استعمار فرا نو تنها تمرکز بر افشای خط نفوذ و معرفی نفوذی باشد. مسئله این است که نفوذ در اذهان شکل گرفته و باید با گزاره‌های ایجابی امیدبخش و هم افزایی برای بالاآوردن کارآمدی، اول اذهان ناامید و فروریخته را ساخت تا بتوان خط نفوذ را حذف کرد. در غیر این صورت توده‌های مردم همان‌طورکه برای منافع دشمن کار می‌کنند برای حفظ شبکه نفوذ هم تلاش خواهند کرد. ▪️این اشتباه راهبردی، پدیده پرتکرار بعضی از جریان انقلابی تکلیف‌گرا است در شرایطی که خطر فشار استکبار را بیخ گوششان حس کرده‌اند. حجم ادبیات سلبی و نفوذ نمایی و افشای افراد به‌شدت بالاست و آن‌چه دیده نمی‌شود و بسیار لاغر است، ادبیات ایجابی و اقناع‌کننده برای آحاد جامعه است. ▫️انقدر که جبهه انقلاب تولید ادبیات برای افشای افراد نفوذی در ساختارهای حکمرانی و خواص اجتماعی می‌کنند، این‌قدر که بر ذهنیت ایجاد کودتا تلاش می‌کنند، همت برای تولید ادبیات ایجابی و قابل فهم برای آحاد مردم درجهت ادامه جنگ و تکمیل مبارزه تا شکستن دشمن وجود ندارد.  آن‌قدر که برای کوبیدن اقتصاد لیبرال وقت می‌گذاریم برای تبیین مزیت‌های نگاه اقتصادی خودمان ادبیات تولید نکرده‌ایم. آن‌قدر که برای افشای خط منحوس بی حجابی، شبیخون فرهنگی ادبیات سلبی تولید کرده‌ایم عقلانیت فرهنگی اندیشه انقلاب را فریاد نزده‌ایم. ▪️آن‌قدر که بچه‌های انقلاب جریان‌شناس هستیم و ایده تقابل داریم ایده‌های ایجابی برای ایجاد اقناع تولید نکرده‌ایم. انقدر که افراد جریان مخالف را میشناسیم، داستان‌نویس، مخترع و دانشمند علوم انسانی همراه وانقلابی را نمی‌شناسیم. ▫️در استعمار فرانو تا بطلان اندیشه نفوذی را اثبات نکنیم و مزیت نگاه خودمان را اقناعی نکنیم، تقابل با شخص نفوذی به او ضریب اجتماعی می‌دهد، چون هنوز شبکه انسانی او وجود دارد. هنوز یادمان نرفته است آن‌ها که خلع لباس شدند و فالوور شان چند برابر شد. ▪️در استعمار فرانو تا وقتی ایده‌ای ایجابی برای ایجاد افق امیدبخش، با تصویر نکرده‌ایم تأکید بر وجود شبکه نفوذ فقط پیام ضعف و بن‌بست به توده‌های خاکستری در معرض انتخاب داده‌ایم. ▫️ما خیلی وقت‌ها قافیه عرصه اجتماعی را به بی‌دقتی در اولویتها و کم توجهی به مهندسی پیام‌ها و عدم درک متغیرهای زمانی باخته‌ایم. اما عادت کرده‌ایم این شکست را به گردن برتری ابزاری و تکنولوژیک رسانه‌ای و تبلیغاتی دشمن بیاندازیم. ▪️این سر تأکید چندباره امام شهید است بر این‌که امروز دوره بیان عناصر قدرت ملی است و همین‌طور تأکید چندباره امام شاهد بر این‌که باید امروز به نقاط قوت پرداخت. راز تأکید چندباره دو امام بر وحدت است و دلیل اصرار آن‌ها بر تبیین و ایجاد ادبیات ایجابی و اقناعی ... ✍محمد امیری طیبی @Mohammad_AmiriTayebi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از اَنار نیوز🎙
📖| نام‌کتاب:لمس 🖋| نوشته: محمدرضا کاتب ❓ |چرا بخونمش؟ برای من خوانش کتاب با معرفی‌اش توسط نویسنده و کتابخوانی حرفه‌ای جالب شد و مرتبه‌ی بعد دریافتم که کتاب، کتاب برگزیده‌ی سال ۱۴۰۴ شده است. 👥 | مناسب چه‌کساییه؟ بزرگسال و برای علاقه‌مندان به رمان‌های معاصر فارسی، دوستداران روایت‌های چندلایه و غیرخطی و کسانی که به موضوعاتی چون هویت، حقیقت، روابط انسانی و تأثیر گذشته بر اکنون علاقه دارند، مناسب است. 🏷| خلاصه: کتاب لمس به لمس شدن آدم‌ها میان حروف، اصوات و کلام و بعد رابطه اشاره دارد. آن بُعد ناپیدا و هسته‌‌ی آدمی مرکز این رابطه است. و رابطه مفهومی وسیع از ارتباط با خانواده و افراد را شامل می‌شود تا هویت، گذشته و روشنایی و تاریکی. در قسمت‌هایی نویسنده آدم را شگفت زده می‌کند وقتی به نادیده گرفتن مرز کلمات توسط صبور، شخصیتی در رمان می‌پردازد و درونش را نشانمان می‌دهد و زمانی که "هنوان" آنچه درون خودش حس می‌کند را طوری عیان و واضح شبیه جسم به تشریح درمی‌آورد که جای هیچ چانه زنی برای نپذیرفتن شخصیتی این چنینی‌ و آنچه احساس می‌کند و به بیان می‌آورد نمی‌گذارد. ☕️ | جرعه‌ای از کتاب: می‌دانی؛ بدی خوشبختی چیه؟ توی هر دوره‌ای از عمر آدم شکل و معنی خوشی و خوشبختی عوض می‌شود. برای همین آدم متوجه وجودش نمی‌شود. وقتی جوانی، یک چیزهایی باعث خوشبختی‌ات می‌شود که در پیری همان‌ها باعث مصیبت و بدبختی می‌شود. ✉️| ✨معرفی کننده کتاب: خانم غفوری برای معرفی کتاب موردنظرتان، به شخصی مدیر انار نیوز مراجعه کنید✅ ⸾‣@anar_newss🎙 ⸾‣@ANARSTORY🎙 ⸾‣@tarhe_tahavol🎙
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#افرائیل🕸🦇 #قسمت۴۴🎬 پایه‌های فلزی صندلی با صدایی تیز و گوش‌خراش، روی سرامیک کشیده شده و سکوت اتاق
🕸🦇 🎬 یاسر دست به سینه نگاهش را بین آن دو تقسیم می‌کند: -«خب! کی قراره بره؟» کمیل بی‌حوصله شکلاتی را از داخل قندانِ مقابل برداشته و آن را بین انگشتانش می‌چرخاند. انگار از همین حالا هم حدس زده بحث قرار است به کجا ختم شود. -«یه دانشجو پیدا می‌کنیم.» طاها سرش را تکان می‌دهد. -«نمیشه!» -«چرا؟» طاها با نگاهی عاقل‌اندرسفیهانه می‌گوید: -«خودت چی فکر می‌کنی آقا کمیل؟ باید یکی از بچه‌های خودمون باشه» نگاه یاسر آرام روی صورت کمیل می‌نشیند. لبخند کمرنگی گوشه‌ی لبش می‌دود؛ همان لبخندی که معمولا خبر از یک دردسر تازه می‌دهد. -«نیروی خبره‌ی عملیاتی‌مون مشخصه کیه خو!» چندثانیه‌ای طول می‌کشد تا کمیل متوجه عمق فاجعه شود! -«صبر کن ببینم... چرا اینجوری نگام می‌کنی؟» یاسر ناگهان می‌زند زیر خنده. -«تبریک میگم.» کمیل اخم می‌کند. -«من گردن نمی‌گیرم!» -«کوتاه بیا خو! بهترین گزینه‌ای عامو!» -«من؟!» یاسر با شیطنتی پنهان ادامه می‌دهد: -«چهره‌ات نسبت به سنت جوون تره!» -«این دلیل نمیشه.» یاسر همان‌طور که خنده‌اش را کنترل می‌کند، به صندلی تکیه می‌دهد. -«خو مدرکشُم که داری.» کمیل با ناباوری به او خیره می‌شود. -«مدرکمو گرفتم که شما اینجور مواقع ازم سوءاستفاده کنید؟» -«نه، گرفتی که امرو به درد ما بخوره.» -«خیلی ممنون از این نگاه ابزاری!» طاها بالاخره لبخندی کم‌رنگ می‌زند اما در دلش بابت این پیشنهادِ یاسر نگران است! -«اعتراضت تموم شد؟» -«نه.» -«خوبه. ادامه بده.» کمیل شکلات را داخل دهانش گذاشته و بعد از مکثی کوتاه، با اخم می‌گوید: -«من گردن نمی‌گیرم!» یاسر فوری می‌گوید: -«درمورد این قضیه حاجی تصمیم می‌گیره!» به محض تمام شدن جمله، کمیل بالش کوچکِ روی مبل را برمی‌دارد و به سمتش پرت می‌کند. بالش به سینه یاسر می‌خورد. تا یاسر دهان باز کند، طاها می‌گوید: -«شوخی بسه! کمیل حرف آخرتو بزن! اونم با علمِ به اینکه نیرو کم داریم...» -«فرض کنیم قبول کردم...» یاسر زیر لب زمزمه می‌کند: -«الحمدلله...» کمیل با چشم غره می‌گوید: -«گفتم فرض کنیم!» -«منم گفتم الحمدلله!» طاها همینطور شاهد کلکل یاسر و کمیل است! این بار چندمی‌ست که به او ثابت شده، تنها حریفِ کمیل، یاسر است! _ لیلا کیسه‌ی خرید را کمی محکم‌تر در دست می‌گیرد. چادرش را جمع می‌کند تا خیس نشود! قدم‌هایش را تندتر می‌کند؛ نه به خاطر عجله! به خاطر آن حس ناخوشایندی که زیر پوستش خزیده و قلبش را به‌ تپش درآورده‌است. انگار کسی نگاهش می‌کند. سرش را برمی‌گرداند. پیاده‌رو تقریبا خالی‌ست. پیرمردی کنار مغازه‌اش ایستاده و قفسه‌ی خوراکی‌ها را مرتب می‌کند. هیچ چیز غیرعادی به نظر نمی‌رسد. لیلا زیر لب می‌گوید: -«توهم زدی دختر...» ✔️ 🗓۱۴۰۵/۳/۱۷ 💭 @ANAR_NEWSS 📻 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از اَنار نیوز🎙
بی‌چهرگان علیرضا محمودی ایرانمهر چرا بخونمش؟ کتاب، گرچه رمانی تاریخی است و متعلق به دوهزارسال پیش، اما مفاهیمش در عصر حاضر هم جریان دارد. این کتاب به تقابل تاریخی شرق و غرب را بازگو کرده و نشلگان میدهد، نبرد کنونی ما با مظهر قدرت تمدن غرب، قدمتی به درازای تاریخ ایران دارد. داستان، قبل از جنگ رمصگضان نوشته شده، اما آنقدر اتفاقهای داستان در این چندماه به طریقی دیگر رخ داده‌اند که شک میبریم که شاید نویسنده از آینده خبر داشته است که آن را نوشته، اما حقیقت این است که در این مدت اخیر تاریخ تکرار شده است و ما در تاریخ زندگی کرده‌ایم. مناسب چه کسانیه؟ مناسب همه‌ی سنین و همه‌ی افرادی که تاریخ را دوست دارند و به ایرانی بودن خود افتخار میکنند خلاصه داستان: داستان درمورد یک جوان گوسان(همان نقال در زمان قدیم) است که در زمان اُرُد دوم، پادشاه اشکانی زندگی میکند. وقتی خبر حمله فریب‌الوقوع روم به ایران پخش شده و فرمان بسیج عمومی برای نبرد صادر میشود، او به همراه پدرش برای شرکت در جنگ به راه میفتد، اما این سفر باعث تغییرات اساسی در زندگی جوان گوسان شده و در نهایت او را به معانی تازه‌ای از زندگی، شرافت و وطن‌پرستی میرساند. جرعه‌ای از کتاب: * زمانی که وزن یک ملت بر دوش تو باشد و دشمنانی درنده از هر سو پیرامونت چنبره زده باشند، چاره‌ای جز قوی بودن نداری. * کلمات میتوانند هر آنچه میخواهی به تو بدهند به شرط آنکه شجاعت ایستادن در پای آنچه میگویی داشته باشی. ✨معرفی کننده کتاب: خانم برای معرفی کتاب موردنظرتان، به شخصی مدیر انار نیوز مراجعه کنید✅ ⸾‣ @anar_newss🎙 ⸾‣ @ANARSTORY🎙 ⸾‣ @tarhe_tahavol
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم 📽باغ انار برگزار میکند: 🔻جلسه‌ی اول: 🔸با موضوع: ژانر کودک و نوجوان 🔹با تدریسِ سرکار خانم مطلبی 🗓چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ ⏰ساعت ۱۷:۳۰ 📍مکان برگزاری: https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 منتظر حضور گرم شما هستیم🌷✨ @ANARSTORY