eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
899 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این جماعت ضدانقلابی که از این مداحی آتش گرفتند نه از شخص نریمانی و نه حتی از اصل شعر و مداحی‌اش ناراحتند. یعنی شما اگر تا قیامت از ابوموسی و عمروعاص و معاویه و مالک و عمار و ... بخوانی هیچکدام از این جماعت خم به ابرو نمی‌آورند! خودشان هم منتشرش خواهند کرد. اما اگر به جای کلی‌گویی حرف را صریح کنی! آنوقت آن چیزی که از آن می‌ترسند به سراغشان آمده!!!! کنار رفتن پرده نفاق! آنها همیشه سعی کرده‌اند با چماق وحدت بر سر مردم بکوبند و اجازه ندهند مردم نفاقشان را کنار بزنند و اسم ببرند. همیشه پشت سنگر کلی‌گویی ما پنهان شدند! سنگر و سپری که خودمان برایشان ساختیم! از کلمه در این شعر خیلی آتش گرفتند! پ‌ن: نمی‌دانید وقتی دست‌های این مردم در هیات اینگونه بالا می‌رود و بر سینه می‌کوبند و می‌گویند امر فقط امر سید مجتبی چه ترس و دلهره‌ای در وجود لیبرال‌ها و آمریکاپرست‌ها می‌افتد. تنها دشمن وجودی اینها "ولایتمداری مردم" است حسین‌عباسی‌فر 🇮🇷 ⭕️ آماج . اخبار مقاومت جهان اسلام @AmAj110
یه تفکری تو کشور عزیزمون داریم که به اندازه این موتور تک سیلندر بلد نیست خلق امنیت کنه.
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ▫️بخش سوم 📘دوره «نظریه ولایت فقیه» ✍🏻با تدریس استاد علی غلامی ┄┅┅┅┅┄•❅✿❅•┄┅┅┅┅┄ ⸾‣@tarhe_tahavol ⸾‣@ANARSTORY
59_aqayi_tahdir_hashr_.mp3
زمان: حجم: 1M
📝تندخوانی سوره مبارکه حشر 🎤 📌آیات قرآن را به نیت ظهور میخوانیم 🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#افرائیل🕸🦇 #قسمت۵۸🎬 طاها بی‌آنکه حرفی بزند، او را قریب به صدمتر کشان کشان تا نزدیک ون می‌برد و تنش
🕸🦇 🎬 با دیدن سرشلوغی طاها، بدون مقدمه شروع می‌کند: -«بچه‌های دایره تشخیص هویت و تیم خانم صابری، هشت نفر رو شناسایی کردن. سه نفرشون زن و بقیه مردن!» چند قدم جلو می‌آید و برگه‌ها را روی میز قرار می‌دهد. -«یه نگاه بنداز!» طاها سرش را از میان انبوه برگه‌ها بالا میاورد. چند لحظه خیره می‌شود به عکس‌ها و مشخصاتی که رضا روی میزش گذاشته‌: -«چیز دندون‌گیری ازشون پیدا کردید؟!» رضا قدمی عقب می‌رود و روی اولین صندلی که کنار میز است، می‌نشیند. -«هر هشت نفرشون دانشجو و نخبه‌ان! سابقه‌ی تماس و رفت و آمداشونو درآوردم. صفحه چهارمو نگا کن! همه‌شون حداقل دوبار رفتن پاکستان!» رضا مکث می‌کند. انگار خودش هم از کنار هم قرار گرفتن این اطلاعات، حس خوبی ندارد. طاها نگاهش را از روی پرونده‌ها برنمی‌دارد. -«پاکستان...» چند ثانیه سکوت می‌کند و صفحه‌ی چهارم را دوباره از ابتدا می‌خواند. نام‌ها... تاریخ‌های خروج و ورود... محل اقامت... آرام می‌پرسد: -«هم‌زمان رفتن؟» رضا سر تکان می‌دهد. -«نه دقیقاً! ولی فاصله‌ها خیلی کمه. دو نفرشون حتی تو یه پرواز بودن. چهار نفر دیگه ظرف کمتر از سه هفته رفتن و برگشتن.» طاها خودکار را روی میز می‌گذارد و دستش را دور فنجان حلقه می‌کند. جرعه‌ای از قهوه‌ی سردش می‌نوشد و می‌گوید: -«دلیل سفر؟» -«همایش علمی، کارگاه دانشگاهی، فرصت مطالعاتی، اما مدرک محکمی براش پیدا نکردیم...» طاها ابروهایش را در هم می‌کشد. -«فقط همین؟» رضا نفس عمیقی می‌کشد. -«نه...» چند برگه‌ی دیگر از پوشه بیرون می‌آورد. -«حساب‌های مالیشون تقریباً عادیه؛ اما قبل از هر سفر، مبالغی از چند حساب واسطه به کارت‌هاشون واریز شده. رقم‌ها زیاد نیست که جلب توجه کنه، ولی الگوی تکرارشون عجیبه.» طاها برگه را از دستش می‌گیرد. چند لحظه بدون هیچ حرفی اعداد را نگاه می‌کند و آرام می‌گوید: -«کسی این هشت نفر رو به هم وصل می‌کنه؟» رضا لبش را روی هم فشار می‌دهد. -«مستقیم نه! ولی...» -«تقریباً همه‌شون حداقل یک‌بار با یه شماره‌ی مشخص، تماس ثبت‌شده داشتن. البته تماس فقط از طرف این شماره و یک طرفه بوده.» چشم‌هایش برای لحظه‌ای تنگ می‌شود. -«مشخصه شماره به اسم کیه؟» -«فعلا نه!» طاها آهسته از جایش بلند می‌شود. چند قدم تا پنجره می‌رود و به تاریکی بیرون خیره می‌شود. -«رضا! همه اینا رو که کنار هم بذاریم به این می‌رسیم که اینا از مدت‌ها قبل داشتن نیرو جمع می‌کردن!...» رضا چیزی نمی‌گوید! ذهنش مشوش است مثل طاها! چند ثانیه بعد طاها بدون اینکه برگردد، دستور می‌دهد: -«تمام تصاویر دوربین‌های اطراف دانشگاه‌ها، خوابگاه‌ها و محل ملاقات این هشت نفر رو دوباره بررسی کنید. از شهرای دیگه‌ هم بخواید باهامون همکاری کنن! بعید نیست شبکه‌شون گسترده‌تر از چیزی باشه که فکر می‌کنیم» -«چشم.» رضا در آستانه‌ی خروج، مکثی می‌کند. -«راستی...» طاها برنمی‌گردد. -«نیروی انتظامی اون مردی رو که کمیل دنبالش بود رو دستگیر کرده! اسمش مالک رستمیه... چیکارش کنیم؟» طاها دستی به چشم‌های خسته‌ و ورم کرده‌اش می‌کشد. با این حرف رضا، دوباره آن شب مقابل چشمانش جان می‌گیرد. -«بگو کنار بقیه دستگیری‌های امشب تو بازداشتگاه نگهش دارن تا فردا برم دیدنش!» رضا با احترام سر تکان می‌دهد. -«حله.» می‌خواهد عقب گرد کند که صدای طاها متوقفش می‌کند: -«کمیل چطوره؟!» همین سوال کافی‌است تا گوشه‌ی لب‌ رضا کش بیاید! 🗓۱۴۰۵/۰۴/۰۶ 💭 @ANAR_NEWSS 📻 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=Efrail
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیانیه اعضای خبرگان رهبری در مورد مذاکرات ایران و آمریکا: بسم الله الرحمن الرحیم مردم بصیر و انقلابی ایران اسلامی با عرض تسلیت ایام عزای سالار شهیدان و اصحاب باوفای آن حضرت و آرزوی سلامت و طول عمر با عزت رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظله‌العالی) و پیروزی قاطع رزمندگان فداکار و آرزوی عزت و سربلندی بیشتر برای شما مردم حاضر در صحنه، پیرو پیام راهگشای رهبر حکیم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی) و حوادث اخیر نکات ذیل تقدیم می‌شود: 1️⃣ ضمن تشکر از مسئولان به‌ویژه مذاکره‌کنندگان محترم، که بنا بر تعبیر رهبری معظم از سر دلسوزی و حسن نظر به دنبال احقاق حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت هستند، انتظار داریم که با ملاحظۀ تجربه‌های مذاکرات خسارت‌بار گذشته کاملاً‌ مراقب ترفندهای دشمن فریبکار و بد سابقه باشند و توجه داشته باشند که رعایت خطوط قرمز رهبری واجب شرعی است و تخطی از آن‌ها به هیچ وجه جایز نیست. 2️⃣ موضوع تعیین متجاوز و معرفی عاملان مهدورالدم جنایت‌های کم‌نظیر جنگ تحمیلی اخیر به‌ویژه رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا و نخست‌وزیر پلید رژیم صهیونیستی و مجازات آن‌ها و انتقام خون امام شهید امت (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) به هیچ وجه مورد اغماض و بی‌توجهی قرار نگیرد و بر هر مکلفی که به آن‌ها دسترسی پیدا کند واجب است که این جنایتکاران را به درک واصل کند. 3️⃣ مطابق تعهد مسئولان محترم به رهبری و مردم، انتظار می‌رود که هرگونه پیمان‌شکنی و نقض بندهای تفاهم‌نامه سریعاً پاسخ داده شود. از این‌رو با توجه به استمرار تجاوزات و جنایات رژیم پلید صهیونیستی در لبنان و عدم عقب‌نشینی از مناطق اشغالی که نقض آشکار بند اول تفاهم‌نامه محسوب می‌شود، بازگشایی تنگه هرمز خلاف تعهدات مسئولان است و خطایی راهبردی شمرده می‌شود و دشمن را در ادامۀ پیمان‌شکنی‌ها و نقض تعهداتش گستاخ‌تر خواهد کرد. 4️⃣ مجدداً یادآور می‌شویم که بنابر رهنمود واجب‌الاتباع رهبری معظم (مدظله‌العالی) حقوق هسته‌ای کشور نباید مورد بحث و مناقشه قرار گیرد و بایستی از دایره گفتگوها خارج شود. 5️⃣ تثبیت مدیریت تنگه هرمز و دریافت غرامت خسارت‌ها و بازگشت اموال بلوکه‌شده و رفع تحریم‌ها و خروج آمریکا از منطقه از مطالبات تخلف‌ناپذیر رهبری و مردم است که لازم است با حفظ عزت و کرامت ملت ایران دنبال شود و هرگونه سهل‌انگاری در این زمینه قطعاً با عکس‌العمل ملت مواجه خواهد شد. 6️⃣ مسئولان بایستی از هر سخنی که موجب گستاخی دشمن و ایجاد توهم ناتوانی کشور و عدم تاب‌آوری ملت باشد اجتناب کنند و اینک که مقاومت جانانۀ رزمندگان جان‌فدای ما، آمریکای مستکبر را به استیصال کشانده نبایستی سخنانی گفته شود که ضعف و ناتوانی کشور از آن استشمام گردد. 7️⃣ همگان به‌ویژه مسئولان محترم می‌دانند که در نظام ولایی، نظر و دیدگاه ولی‌امر فصل‌الخطاب است و پس از اطلاع از نظر قطعی ولی‌فقیه هیچ مسئولی نمی‌تواند و نباید بر خلاف نظر ایشان اقدام نماید. 8️⃣ از آنجا که بر اساس شواهد فراوان، دشمن به دنبال کسب فرصت برای تجدید قوا و خرید زمان برای برخی برنامه‌های خود از جمله انتخابات آینده است و پس از آن احتمال حمله مجدد بسیار خواهد بود بایستی در مهلت مقرر ۳۰ روزه و ۶۰ روزه تکلیف موارد مطروحه در تفاهم‌نامه تعیین شود و از فرسایشی شدن این گفتگوها جداً پرهیز گردد. 9️⃣ از ملت عزیز تقاضا داریم که کماکان حضور آگاهانه و با صلابت خویش را در میدان ادامه دهند و ضمن حفظ اتحاد مقدس و پرهیز از هر اقدام مخل این اتحاد، به سخنان تفرقه‌افکنانۀ برخی ناآگاهان که به دنبال محدودسازی این بعثت الهی هستند، اعتنایی نداشته باشند. حضور مردم تا زمانی که رهبری معظم (مدظله‌العالی) مصلحت بدانند ضروری و تعیین‌کننده است. 🔟 خادمان ملت در مجلس خبرگان نیز به عنوان بخشی از مردم در کنار رهبری عزیز و قاطبۀ ملت، ضمن آرزوی موفقیت برای مسئولان محترم منتظر تحقق شروط و وعده‌ها می‌مانند و عنداللزوم به تکلیف شرعی خود عمل خواهند کرد. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۱۴۰۵/۰۴/۰۶ @hamidkasiri_ir
هدایت شده از حجاب‌ فرشته‌ ها‌
از امروز تا پایان هفته، ۵۰٪ سودحاصل از فروش محصولات «حجاب فرشته‌ها» صرف خدمت‌رسانی در موکب پذیرایی از زوار رهبر شهیدمان در قم خواهد شد. اگر حس می‌کنید این فعالیت ارزش گسترش و دیده‌شدن داره، این پیام رو برای چند نفر از دوستانتون هم بفرستید🌱 🦋@hejab_fereshteha حجاب فرشته ها | کودک و نوجوان
روزی به وسعت یک سال قسمت ۳ این طور بگویم که طَبَق هیأت* و مافه* صبح، ساعت ۴:۳۰ از مرکز ده (سر چهارراه) حرکت کردند و با جمعی متشکل از زنان و مردان پیاده به چهارده معصوم آمدند. حالا پس از انجام مناسک عزاداری به صورت پیاده از مسیر قدیمی به سمت ده می‌روند. مسیری که جریان زندگی نسل‌های مختلف را به نمایش می‌گذارد. باغ‌هایی با دیوارهای به قدمت چندین نسل روستاییان حلال لقمه‌ای زحمتکش. درختان کهنی که به دلیل خشک سالی دارند به غرس کنندگانشان می‌پیوندند و باغات جوانی که نسل جوان با مدیریت صحیح آب و خاک تصمیم به احیا آنها گرفته است. ورودی ده، جلو حمام عمومی، محوطه‌ای میدان مانند هست. افرادی که به مراسم چهارده معصوم نیامده‌اند یا با ماشین آمده بودند اینجا به استقبال پیاده‌ها آمده‌اند. سرخی خون بزغاله‌های نذری ذبح شده روی خاک داغ دیده چنان به چشم می‌آید که برای دقیقه‌ای دستم کند می‌شود. جوانان حامل مافه، دقیقه‌ای مافه را زمین می‌گذارد و با شربت آب لیمویی گلویی تازه می‌کنند. توقف در این میدانگاه یک جورایی زمان استراحت حساب می‌شود بین چندین نیمه عزاداری. با صدای حاج اصغر جمعیت دو دسته می‌شود. گروه زنجیر زن‌ها و همراهان از کوچه‌ی آسفالت شده‌ی مرز بافت قدیم و جدید ترکان به سمت حسینیه امام خمینی ره می‌روند. و اکثریت جمعیت از کوچه میانی بافت قدیم همراه مافه و نوحه‌خوانی سنتی می‌شوند. *منظور از طبق هیات، ماشین دست سازی هست که با تزییناتی از پارچه‌های سبز، نورهای سبز و قرمز و شمایل گنبد مانندی برای حمل سیستم صوت و زنجیرهای زنجیر زنان هست. *مافه سازه‌ای چوبی به اندازه تقریبی دو متر عرض، دو و نیم متر طول و حدود دو و نیم متر ارتفاع هم هست. با پارچه‌های رنگارنگی با غلبه سبز و سیاه تزئین می‌شود و نماد تابوت حضرت سیدالشهداء هست. ادامه دارد ... حسینی ۱۴۴۸ چهارم تیرماه ۱۴۰۵ روستای ترکان (شهرستان مروست) سید محمد یزدانی @MarkazeDonya1
روزی به وسعت یک سال قسمت ۴ به صورت کلی، اعمال انجام شده مطابق با سنت قدیمی، در کنار تجدید خاطرات، موجب زنده نگهداشتن یاد و خاطره اموات و گذشتگان می‌شود و در لایه بالاتر، حفاظت از آن، فرهنگ و تمدن می‌سازد. همراه شدن با مافه در کوچه‌ی خاکی میانِ بافتِ خِشت و گِل تقریباً همه‌ی حواس تجربی را به صف می‌کند. چشم خیره می‌شود بر سیلِ جاریِ جمعیت، در بافتِ خشت‌های کهنه با ساباطی در میانه آن. آب پاشیده شده بر خاک و کاهگلِ در و دیوار، بوی رطوبت را به مغز می‌رساند. پَرتَت می‌کند میان دنیایی از خاطرات ریز و درشت و خوب و بد. صدای نجوا گونه «حسینم وا حسینم وا حسینا» سید موسی و دیگر مداحان پیشکسوت پیچیده در کوچه‌های باریک گوش‌ها را نوازش می‌دهد و دل را می‌فشارد. سید عمادِ خوابِ در آغوشم و فشردگی جمعیت اجازه نمی‌دهد دستم را دراز کنم و کاه‌های کاهگلِ دیوار راهروی نود درجه‌ی مسجد غلامرضای محمد حسین (غلامرضِی مَسِین) را لمس کنم اما مزه‌ی خوراکی‌های نذری تا حدودی کم و کسری را جبران می‌کند. البته امروز به تکه‌ای مَسقَطی‌ بسنده کردم. نوشتن، مسیرم را کوتاه کرد و خودم را در میانه‌ی حسینیه قدیم دیدم. مربعی محصور با صفه‌هایی طایفه ساخت در دو طبقه؛ یعنی هر طایفه یا خانواده صفه‌ای اضافه می‌کرده برای خاندان خودش یا مشارکت می‌کرده در امور ساخت آن. در صفه‌ی وسطِ ضلعِ سمتِ قبله‌اش دری هست به مسجد محمدهاشم (مَداشُم). و اگر بخواهم واضح بگویم می‌شود یک مجموعه‌ی مذهبی نقلی و ساده. خاندان علیرضا ابوالحسن نذر آب دارند و آب معدنیِ لیوانیِ خنکیِ دستم می‌رسد. سید موسی لب صفه‌ی وسط ایستاده و اموات محله پایین و همسایگان حسینیه را یاد و فاتحه و صلواتی طلب می‌کند. پوکه لیوان را به دست پدر می‌دهم. برای هم ردیف نشدن با خانم‌ها و امکان استفاده از تایپ صوتی زودتر خارج می‌شوم. نرسیده به خانه محمد ابراهیم (مَدِبْرِیْم) سید عماد بیدار شده، گوشی را غلاف می‌کنم تا از گزند پسرکم حفظ شود. فاصله زیادی تا حسینیه امام نمانده است. با کیک و شربت سرگمش می‌کنم. فرصت را غنیمت می‌دارم. از لاک گوشی در می‌آیم و با جمعیت همراه می‌شوم: «امروزِ عاشوراست یا عیدِ قربان است؟ کَربُ و بلا یَکسَر، از خون گلستان است مُلک و مَلِک گریان، ارض و سما لرزان آدم به بی‌تابی، عالم در افغان است» زنجیر زنان کمی زودتر به حسینیه رسیده‌اند. مافه را چند باری با سینه زنی شورگونه دور حسینیه می‌چرخانند و خاتمه این قسمت از عزاداری با هدایت هیأت‌ها به خانه‌ی کربلایی عباس به صرف صبحانه اعلام می‌شود. البته اسمش صبحانه و هیأت هست. در واقع بیشتر جمعیت زن و مرد به خانه همسایه‌ی حسینیه می‌روند و با چلو قیمه امام حسینی و سالاد فصل پذیرایی می‌شوند. ادامه دارد ... حسینی ۱۴۴۸ چهارم تیرماه ۱۴۰۵ روستای ترکان (شهرستان مروست) سید محمد یزدانی @MarkazeDonya1