eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
901 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از اَنار نیوز🎙
بسم الله الرحمن الرحیم 📽باغ انار برگزار میکند: 🔻جلسه‌ی ششم: 🔸با موضوع: ژانر کودک و نوجوان 🔹با تدریسِ سرکار خانم مطلبی 🗓چهارشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ ⏰ساعت ۱۷:۳۰ 📍مکان برگزاری: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 منتظر حضور گرم شما هستیم🌷✨ 🆔 @tarhe_tahavol 💥 🆔 @ANARSTORY 🍎 🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#تب_تند 🔥 #قسمت۴ 🎬 مادر بی‌توجه به غرغرهای دخترش به طرف آشپزخانه رفت. لحنش شاد بود: - از صبح این‌ق
🔥 🎬 مادر جوابی نداد و درسا با حرص چشم به صفحه‌ی تلویزیون دوخت. حوصله‌اش سر رفته بود و نیاز داشت با رفقای توئیتری‌اش حرف بزند. گوشی را برداشت. تازه ده‌ درصد شارژ شده بود. خواست گوشی را سر جایش بگذارد که اعلان پیام پگاه را بالای صفحه دید. ابر‌وانش را درهم کرد و با دیدن علامت ایتا حرصی گفت: - داخلی وصله؟ همراه با گوشی که هنوز به کابل وصل بود، روی کاناپه دراز کشید و پیام پگاه را باز کرد. «رسیدی خونه؟ یا طعمه‌ی موشک شدی؟» پوزخندی زد و در جواب نوشت: «به کوری چشم عرزشیا موشک‌های مستر‌ترامپ هوشمنده، مثل آبگرمکنای اینا که نیست.» گوشی را روی سینه‌اش گذاشت و چشم به صفحه‌ی تلویزیون دوخت. چند لحظه بعد صدای اعلان بلند شد. پگاه پیام نوشته بود: «چه عجب خانم یه نگاه به ایتا کرد!» با بی‌حوصلگی نوشت: «قارقارَکشون به درد عمشون می‌خوره، واسه کانال مدرسه نبود، حذفش کرده بودم.» بلافاصله پیام پگاه آمد: «داریم جمع و جور می‌کنیم بریم خونه‌ی آقام روستا، اونجا شاید نت نباشه، خواستم بهت خبر بدم. بابام میگه درسته هنوز جنگ اینجا نرسیده، ولی بالاخره می‌رسه.» درسا زیر لب «برو چیکار کنم»ی گفت و نوشت: «ترسیدی؟» پگاه جواب داد: «نترسم؟ وقتی موشک بزنن میمیرم.» درسا سری به اطراف تکان داد و باز نوشت: «نترس چلمن! آمریکایی‌ها کارشون خیلی درسته، موشکاشون نقطه‌زنه، به مردم عادی کاری ندارن، فقط سپاهی و بسیجی می‌زنه.» چند لحظه بعد چند پیام پشت سرهم آمد: «چی میگی؟» «همین اول کاری مدرسه زدن.» «همون‌جور که تهرانو زدن، بقیه شهرها رو هم می‌زنن!» «بابام میگه فقط باید از شهر دور بشیم که زنده بمونیم.» «میگه اینجا هم مثل غزه و سوریه ویران میشه.» درسا به بقیه پیام‌ها توجهی نکرد و نگاهش فقط روی جمله «مدرسه زدن» ماند. با اخم بلند شد، نشست و نوشت: «دروغه! کدوم مدرسه رو زدن؟» بدون آن‌که منتظر جواب پگاه بماند، گوگل را باز کرد و نوشت: «بمباران مدرسه» اما‌ سایت کار نکرد و «اَه» گفت. اعلان پیام پگاه بالای صفحه آمد و زود باز کرد. «گاگول! همه دارن میگن، مدرسه‌ی میناب رو زده، کلی هم بچه مرده.» درسا با زمزمه‌ی «دروغه!» از شخصی پگاه بیرون آمد و نگاهش به اعلان بالای ایتا افتاد: «آخرین خبرها از تلفات بمباران مدرسه‌ی دخترانه میناب» ابروهایش بالا پرید. نگاهش روی جمله ماند. چیزی راه گلویش را گرفت. خواست انگشتش را روی خبر بزند، اما نگه داشت. او هرگز گوشش را به دروغ‌های رژیم در پیامرسان‌های داخلی نمی‌داد. ایتا را بست و چشم به صفحه‌ی تلویزیون دوخت. فکر کرد خبر درست را آنها می‌گویند، اما خبری از مدرسه‌ی میناب نبود. با گفتن «حتماً دروغه!» باز نگاهش را به صفحه‌ی گوشی و آیکون ایتا داد. فکر بمباران مدرسه آزارش می‌داد. نمی‌توانست بی‌خیال باشد، الان که همه چیز را بسته بودند، مجبور بود دروغ‌های این رژیم را بخواند؟ با سرعت کلمات اخبار را از پیش چشم می‌گذراند. پنج‌ کشته، دوازده کشته، بیست کشته... سینه‌اش سنگین شد. اخم‌هایش را درهم کرد. وجودش گر گرفت. عکسی وجود نداشت، فقط خبر بود؛ اما خبر کشته‌هایی که مدام زیادتر می‌شدند. سرش به دوران افتاده بود. نمی‌توانست باور کند. فکر کرد: - اینا دیگه چه بی‌شرفایی هستن! باز دارن دروغ میگن.. پس کو عکسش؟ پاهایش را روی کاناپه جمع کرد. سرش را کاملاً پایین انداخت و تندتند فقط می‌خواند. باز شدن ناگهانی در، باعث تکان خوردن شدید شیشه‌ها شد. همین تکان خوردن و هم‌زمان صدای بلند برادرش او را از جا پراند. - سلام! آزادیتون مبارک! ✔️ 🗓۱۴۰۵/۰۶/۰۴ 💥 @tarhe_tahavol 📻 💭 @ANAR_NEWSS 🎙 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=tabetond
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
'1021_56730744169131.mp3
زمان: حجم: 705.8K
-آࢪامـش واقعۍ!؟ ±ڪلام‌اللّھ🤍🎧.!(:
AUD-20221204-WA0000.
زمان: حجم: 3.6M
🌺صوت حدیث کسا 🎤محسن فرهمند ┄┄┅┅┅❅🌼❅┅┅┅┄┄ 🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠