اولین بیتی که گفتم وصفِ چشمانتــو بود
با همان یک بیت «استاد» خطابم میکنند ؛
#شب_شعر
در قطار صندلیهایمان را عوض کردیم ،
تو پنجره را میخواستی و من نگاه کردن به تو را .
𝓐𝓬𝓮𝓽𝓪𝓶𝓲𝓷𝓸𝓹𝓱𝓮𝓷
ـ
خدا نگاه میکنه ببینه ،
تو با بنده هاش چه جوری تا می کنی
تا همونجوری باهات تا کنه
"خوب تا کنیم"
𝐴𝑐𝑒𝑡𝑎𝑚𝑖𝑛𝑜𝑝ℎ𝑒𝑛
ـ خدا نگاه میکنه ببینه ، تو با بنده هاش چه جوری تا می کنی تا همونجوری باهات تا کنه "خوب تا کنیم"
و أمرُ الله کله خیر ؛
و هر چه او اَمر کند تماماً خیر است ...
-
𝐴𝑐𝑒𝑡𝑎𝑚𝑖𝑛𝑜𝑝ℎ𝑒𝑛
گاهی بعضی آدما ،
چاییشون رو با طعم خدا میخورن
بعضی هم ، فنجان چاییشون رو در کنار خدا ؛
اما اون کسی میبره که چایی رو با طعم خدا ، و در مهمونی خود خدا بخوره .
-چایترامنشیرینمیکنم
موج های بیقرار و گوش ماهی ها که هیچ ،
عشق، گَهگاهی نهنگی را به ساحل میکشد !
#شب_شعر
𝐴𝑐𝑒𝑡𝑎𝑚𝑖𝑛𝑜𝑝ℎ𝑒𝑛
گاهی بعضی آدما ، چاییشون رو با طعم خدا میخورن بعضی هم ، فنجان چاییشون رو در کنار خدا ؛ اما اون کس
خیلی وقته یه آپدیت جدید از کتابهایی که دارم میخونم ندادم 🦦
کتاب الغارات رو تقریبا یه ماهیهست تموم کردم .
کتاب خیلی جالبیه و خواننده رو با اتفاقات دوران حکومت امیرالمومنین به خوبی آشنا میکنه .
متنش هم خیلی روانه و توی ویرایش های جدیدش حالت داستانگونه پیدا کرده که همین باعث میشه برای انواع سنین مناسب باشه .
یه بخشهایی از این کتاب ؛
واقعا غمانگیزه و آدمو به گریه میندازه :)
به جرعت میتونم بگم که این کتاب مثل یه روضهمکتوب میمونه ....
( البته خالی از لطف نیست که بگیم خوندنش برای مسئولین مملکت اسلامی خیلی واجبه 🥸📿 )
پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش🍬
بعد از الغارات ، کتاب بهار۲۲ رو خوندم .
یه رمان عراقی درمورد جریان داعش در عراق هست که به فارسی ترجمه شده .
یکی از رمان های پرفروش عراقی به حساب میاد و به چندین زبان ترجمه شده .
ولی من به شخصه این کتاب رو پیشنهاد نمیکنم و برای همین عکسش رو هم داخل کانال قرار ندادم .
محتوای خاصی نداره و درقالب داستان سرایی هم داستان گیرا و جذابی ایجاد نشده .
خلاصه این نظر من بود ، بلاخره کتاب هم مخصوصا در بخش رمان یه چیز سلیقهایه 🙏
| #یهکمیکتاب