بیا فرار کنیم، این خانه نه
این شهر نه
این سرزمین نه
حتی این کره خاکی نه
بیا فرار کنیم ؛
زمین جای زندگی نیست.
میگفت:
موقعیت را تغییر میدهیم امّا در هر موقعیت دیگر، عذابی را که امید داشتیم از آن رها شویم با خود حمل میکنیم.!
خوبیش اینه که این روزا میگذرن،
بدیشم اینه که بقیه روزایی که میان
هم باز مثل همین روزان...
واین یکداستان نیست ..
خسته از صبوری بیش از حد ،
خسته از ایستادگی بالاتر از توان ،
وخسته از جنگیدن بی پایان ..
‹اغمــٔـا›
در غلغله ی جمعی و تنها شده ای باز آنقدر که در پیرهنت نیز غریبی . .
آرام بگیر ای دل و کم گریه کن ای چشم
انگار نفهمیدی و انگار ندیدی . .
گاهی در یک اتاق ۱۰ متری دراز کشیده ای
و سنگینی دریا را روی قفسهی سینه ات
حس میکنی..