به قاعده حرف بزن.
حرفِ دل، نان تنوری است؛
زود بیرون بیاید، خمیر است و وا میرود،
دیر بیرون بیاید، سوخته است.
وقت دارد حرفِ دل زدن.
‹اغمــٔـا›
؛
دقیقا الان تو حالتیم که نمیتونم به درد هیچکس اهمیت خاصی بدم وقتی خودم تو منجلاب افسردگی در حال غرق شدنم و کسی متوجه این موضوع نیست..
سکوت من همیشه به معنی رضایت نیست
گاهی یعنی خسته ام
خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی به فهمیدن نمیدهند توضیح دهم…
حوصلهی خودتو نداشتن واقعا بدترین چیز ممکنه. هیچجوره نمیتونی از دست خودت خلاص شی. باید بشینی و یه آدم بی اعصاب رو از صبح تا شب تحمل کنی.