حوصلهی خودتو نداشتن واقعا بدترین چیز ممکنه. هیچجوره نمیتونی از دست خودت خلاص شی. باید بشینی و یه آدم بی اعصاب رو از صبح تا شب تحمل کنی.
و من روحم را در زمستان جا گذاشته ام و کالبدی بی جان از من مانده که تنها منتظر سرمای بعدی است .
اشک هایم را پنهان کردم
با خود صحبت کردم
گناه من چیست
چرا
گاه باید از خودت برنجم
گاه باید دردهایم را پنهان کنم
گاه میتوانم مرده ای در جسم خواب باشم
گناه من چیست؟
آدمیزاد مجبور به تجربه چیزهاییه که خودش انتخاب نمیکنه، و مجبور به گرفتن تصمیماتی که نمیخواد. آدمیزاد محکوم به تحمله..
‹اغمــٔـا›
درد یعنی بروی دردسرش کم بشود بشوی عابر آوارهی افکار خودت . .
شده آیا که نفهمی که چه مرگت شده است؟
من دقیقا به این حال دچارم امشب . .