آدمیزاد مجبور به تجربه چیزهاییه که خودش انتخاب نمیکنه، و مجبور به گرفتن تصمیماتی که نمیخواد. آدمیزاد محکوم به تحمله..
‹اغمــٔـا›
درد یعنی بروی دردسرش کم بشود بشوی عابر آوارهی افکار خودت . .
شده آیا که نفهمی که چه مرگت شده است؟
من دقیقا به این حال دچارم امشب . .
وصیت کرده ام بعد از مرگم،
دوفنجان چای هم دفن کنن
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید
به هرحال دلخوری ها کم نیست از بندگانش
همان هایی ک بی اجازه وارد شدند
خودخوانه قضاوت کردند
بی مقدمه شکستند
و بی خداحافظی رفتند .