به طرز عجیبی همه چیز شاد است ، آدم ها شادن ، خیابان ها شادن، هرچه که میشنوی شاد است ، هرچه که میبینی شاد است ، اتفاقات این مدت شاد است، سلول هایم شادند، قلبم شاد است، مغزم شاد است ، من به شادی تبدیل شده ام!
آری درست فکر کردی این یک خواب است...!
مردم
حتی زمانی که از شما میخواهند
معایبشان را
آشکارا به آنها بگویید؛
باز هم انتظار دارند
ستایش و تحسین شوند.
‹اغمــٔـا›
؛
حرفی برای گفتن ندارم
مثل تمام مترسک ها
آدم برفی ها
لانه های خالی لک لک ها
من پاسبان شهری بی صدا هستم
که هوایش ابریست
اینجا همه چیز آرام است!
‹اغمــٔـا›
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت حال من بد بود اما هیچکس باور نداشت . .
مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم، پریشان آفریدند . .
میگفت: من از کی دفاع کنم!؟
از یه جسد!
من کشته شدم.
اما هیچکس دنبال قاتل من نگشت!
چون هیچکس منو ندید...