‹اغمــٔـا›
اونجا که شهاب حسینى میگه: داشتم به صدات گوش میدادم؛ حواسم به حرفات نبود !.
اونجا که قباد میگه:
منو همیشه آخر از همه دوست داشتی:)
از یجایی به بعد انقدر برای رسیدن به خواستههات تلاش میکنی و نمیرسی؛ که یادت میره اصلا از اول چی میخواستی.
همه چی خوب و آرومه
یهویی یه حجم عظیم دلشوره و نگرانی و ترس از آینده میاد تو دلت
انگار یه پادگان تو دلت رژه میرن،
چیه این آدمیزاد؟!