‹اغمــٔـا›
آرزو دارم نفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را . .
آدمیزاد است دیگر دوست دارد دق کند
گاه گاهی گوشه ای بنشیند و هق هق کند . .
در من انسانی مرده است
انسانی که کسی به او شاخه گلی نداد ؛ او را در آغوش نگرفت وهیچ وقت او را درک نکرد .
در من منی خاک شده است'
عقیده دارم انسانها فقط یک بار عمیق تجربه میکنند.
آنها یک بار عاشق میشوند آنان تنها یک بار از ته قلب میخندند و فقط یک بار با تمام وجودشان اشک میریزند
مابقی تکرار است عقیده دارم انسانها فقط یک بار احساس میکنند!
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
خستگی فکری هزاربار بیشتر از خستگی جسمی آدمو کلافه میکنه و دست پاشو میبنده:))!