ما همیشه دیر آمده بودیم
همیشه قبل از ما یکی بود
که عزیز تر بود، مهم تر بود
نزدیک تر بود و خواستنی تر
ما با تمام احساسات پاکمان
همیشه دیر رسیده بودیم :)
‹اغمــٔـا›
؛
و مدت هاست خسته ام
اما خودم را روی زمین میکشم
و ادامه میدهم. تمام زندگی ام از
همین ادامه دادن ها، از همین روی
زمین کشیده شدن ها زخم است ...
سالها منتظر اینی که
یکی بیاد حالتو خوب کنه
بیدار شو از خواب لطفا
آدم که منتظر خودش نمیمونه: )
‹اغمــٔـا›
غم که از حد بگذرد دل حس پیری میکند سن هر کس را غمش اندازه گیری میکند . .
نه در برابر چشمی نه غایب از نظری
نه یاد میکنی از ما نه می روی از یاد . .