بعد از اینکه برای کسی تعریف میکنی چگونه ترک شدی؛ تازه میفهمی چه بر سرت آمده، چه بر سرت آورده.
حقیقتاً آدمیزاد گاهی از قویبودن خسته میشه. دلش میخواد با خیال راحت آسیب پذیر و ضعیف و طفلکی باشه و بدونه یه نفر هست که مراقبشه.
قلبش آنقدر سنگین شده بود که میخواست آن را جایی جا بگذارد و بدون هیچ احساسی به زندگی ادامه دهد.