کسی نمیداند در این مدت چه توانی خرج کردهام تا مقابل افکارم بایستم و یکباره همه چیز را تمام نکنم..
اما همیشه یه چیزایی هست که نمیدونی، یه چیزایی هست که چه بهتر که نمیدونی
و یه چیزایی هم هست که آرزو داری ایکاش نمیدونستی.!
نه، همین خود تو. حیرت نمیکنی گاهی که چطور قلبت از تحمل بار این همه غصه، این همه درد، از هم پاره نمیشود؟
دیگران فقط ردِ زخمهایت را میبینند نه دردِ زخم، فقط خودت میدانی تا التیام آن زخمها، چه روزهایی را سپری کردهای!.
‹اغمــٔـا›
هرکی باید تو زندگیش یکیو داشته باشه که ؛
تو سختیا مثل تبلیغات تلوزیون با صدای بلند بهش بگه ؛
دیگر نگران نباشید′!
‹اغمــٔـا›
ازغم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا غم باهمه بیگانگی هرشب به ما سرمی زند . .
هرگز گمان مبر که دلم را شکسته ای
با هرقدم که دورشدی استخوان شکست . .
تنها چارهی ما، انزواست؛غمی از راه میرسد، به درونت نفوذ میکند و آنقدر از تو تغذیه خواهد کرد تا سیراب شود! باید درد را تحمل کرد، هرچقدر که باشد.
آخرش اگر زنده مانده بودی تو را رها خواهد کرد تا وقتی دیگر که دوباره بازگردد..