۱۵ سالم که بود فکر میکردم وقتی به ۳۰ سالگی میرسم همه چی دارم، الان تو ۳۰ سالگی به این فکر میکنم که خیلی از چیزایی که تو ۱۵ سالگی داشتم رو هم دیگه ندارم.
من؛ احوالات مبهمی که نه کلام میشوند برای بیان و نه اشک میشوند برای آرام شدن .
+هی فلانی! دیدی امروز دنیای خیلیهارو نجات دادی؟
-آره، ولی مال خودمو از دست دادم: )