شاید کسی را میخواستم که ساعتها از رنجم برایش حرف بزنم؛ اما بی فایده بود و فقط غم درک نشدن به غمهایم اضافه میشد:)))
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
در آغوشم بگیرو نجاتم بده؛ قاتلی به دنبال من استکه گاه به گاه درآینهها میبینمش:))!
گفت : آدمی را دارید که وقتی از زندگی خسته شدید شمارا دوباره به زندگی برگرداند؟
و من سکوت کردم.