دیوارهایی محکوم به فرو ریختن در مسیر بود و من امیدوارانه به تمام آنها تکیه کردم.
همین آرامشی که هیچگاه ندارم، مجازاتِ من است. مرا به جهنم و دنیایِ پس از مرگ چه نیاز؟:)
‹اغمــٔـا›
از بس که ملول از دل دلمردهی خویشم هم خستهی بیگانه هم آزردهی خویشم . .
گفتی که وفا میکنم و هیچ نکردی
ما چشم وفا از تو نداریم، جفا کن . .