‹اغمــٔـا›
گفتی که وفا میکنم و هیچ نکردی ما چشم وفا از تو نداریم، جفا کن . .
کار بزرگ خويش را کوچک مپندار
از دوست دشمن ساختن کارکمی نيست . .
مدتها در آینه به خود مینگریست تا نشانی از بودن را در خود بیابد، و فقط میگریست. این تنها نشانهی زندگی در او بود.